تبليغاتX
گزیده‌ای از بیانات رهبر معظّم انقلاب درباره وظایف مسئولان انتخابات در انتظار ظهور

در انتظار ظهور

در انتظار ظهور

مهدی 20 دقیقه بعد از مراسم عقد عازم جبهه شد/4 ماه هم باهم نبودیم

همسر شهید باکری در مراسم تجلیل روز زن
مهدی 20 دقیقه بعد از مراسم عقد عازم جبهه شد/4 ماه هم باهم نبودیم
همسر سردار شهید «مهدی باکری» با بیان اینکه شرط ازدواج مهدی این بود که میدان را خالی نگذارد، گفت: مهدی 20 دقیقه بعد از مراسم عقد عازم جبهه شد؛ 4 سال باهم زندگی کردیم که واقعیتش‌ مجموع روزهایی که باهم بودیم شاید به چهار ماه نکشید.

به گزارش فارس «توانا»، صفیه مدرس همسر سردار شهید «مهدی باکری» با حضور در جمع مدیران و خبرنگاران خبرگزاری فارس به مناسبت گرامیداشت میلاد حضرت زهرا سلام‌الله علیها در خصوص نحوه ازدواج با شهید «مهدی باکری» اظهار داشت: تقریباً 20 ساله بودم، حدود 40 روز پس از شروع جنگ در 11 آبان 59 بدون هیچ مراسمی، تنها با یک حلقه 800 تومانی به عقد هم درآمدیم.

مدرس ادامه داد: مهدی 20 دقیقه پس از مراسم عازم جبهه شد و تا سه ماه در آنجا ماند. در این مدت تنها یک تماس تلفنی با او داشتم.

وی بیان داشت: نمی‌دانم چگونه راجع به شهدا حرف بزنم و با چه زبانی آن‌ها را تعریف کنم، تنها می‌دانم شهدا افسانه نیستند و افرادی بودند مانند دیگران که ازدواج می‌کردند، می‌خوردند، می‌‌خوابیدند و... اما تنها تفاوت‌شان در ایمان و اخلاق بود. همه باید با الگو گرفتن از شهدا راه آنها را ادامه دهیم.

 

مدرس در خصوص شرایط خود برای ازدواج گفت: مسلماً هر دختری در سن ازدواج شرایط و معیارهایی دارد، اما کاملاً به خاطر دارم هیچ شرطی در ذهن نداشتم جز اینکه «مرد خدایی» باشد. این را با اصرار از خداوند خواسته بودم و چه زود خدا این آرزویم را برآورده کرد.

وی با اشاره به خصوصیات شهید «مهدی باکری» ابراز داشت: مهدی، فردی مبارز و انقلابی بود و با توجه به وظایفی که داشت مانند شهردار ارومیه و اوضاع جنگ به تبع حضور در جنگ را لازم می‌دید. نخستین شرط او برای ازدواج این بود که هر جا و هر زمان که وجودش برای نظام اسلامی لازم باشد و امام بخواهد به آنجا برود. همین‌طور هم شد و هر جا لازم می‌دید آنجا حاضر بود.

مدرس ادامه داد: ما اسماً 4 سال با هم زندگی کردیم که واقعیتش‌ مجموع روزهایی که با هم بودیم شاید به چهار ماه نکشید.

وی بیان داشت: مهدی معمولاً در خانه نبود و اغلب پس از 15 تا 20 روز بی‌خوابی و تلاش به خانه می‌آمد آن هم برای استراحتی کوتاه. من تنها چشمان بی‌خواب و پرخون و بدن پر خاک او را به یاد دارم.

مدرس در ادامه توصیه‌هایی برای جوانان حاضر داشت و گفت: اگر چهار ستون ساختمانی محکم باشد و بخواهیم طبقاتی را اضافه کنیم یا تعمیری انجام دهیم چون بنا محکم است مشکلی نخواهیم داشت، اما اگر پایه بنا محکم نباشد، با کوچک‌ترین خرابی برای تعمیر باید از بن بنا را برکنیم. زندگی خانوادگی نیز همین‌گونه است که در آن اگر چهارستون اعتقادات محکم باشد، اختلافات جزئی قابل رفع است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:55  توسط حسین  | 

صهیونیست‌ها پخمه‌ترین پخمه‌ها در عالم هستند

حمدی‌نژاد در جمع مردم زاوه:
صهیونیست‌ها پخمه‌ترین پخمه‌ها در عالم هستند
رئیس جمهور کشورمان معتقد است که صهیونیست‌ها پخمه‌‌ترین پخمه‌ها در عالم هستند.

به گزارش فارس به استان خراسان رضوی، محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور کشورمان عصر امروز (جمعه) در چارچوب صدومین سفر استانی هیئت دولت که هم اکنون در استان خراسان رضوی در جریان است، در جمع مردم زاوه با اشاره به محصول اصلی این شهر که زعفران است، گفت: برخی از این شهر با عنوان شهر طلای سرخ نام می‌برند اما من تعبیر بهتری برای آن دارم.

وی افزود: شهرستان زاوه باید از این جهت نامیده شود که در دامن خود مجاهدان و دانشمندان و انسان‌های برتر را پرورش داده است.

احمدی‌نژاد با اشاره به بحث قرآنی اولوالباب گفت: در قرآن این لفظ برای کسانی به کار رفته که صاحب اندیشه و تعقل هستند و بارها از سوی خداوند با اشارات مثبت قرار گرفتند.

رئیس جمهور ادامه داد: اولوالباب یکی از القاب کسانی است که اهل تعقل هستند و با استفاده از عقل خود به دنبال کشف حقیقت و راه هستند؛ اولوالباب کسانی هستند که تسلیم حق هستند و با تمام قدرت با حق همراهی می‌کنند.

احمدی نژاد با بیان اینکه رسیدن به حق از مهمترین اهداف انسان است و زندگی تعالی در سایه شناخت حق و حقیقت و تبعیت از آن امکان پذیر می‌شود، تصریح کرد: اولوالباب به دنبال کمال برای رسیدن به قله‌های سعادت هستند که خداوند متعالی برای این هدف انسان را خلق کرده است.

وی در ادامه با اشاره به اینکه کسانی که از عقل فاصله می‌گیرند در جامعه انحراف ایجاد می‌کنند، گفت: دشمنان به خاطر بی عقلی و عدم آگاهی دست به چنین کارهایی می‌زنند.

احمدی نژاد افزود: امروز صهیونسیت‌ها فلسطین را تصرف کردند و خانه را بر سر فلسطینیان خراب می‌کنند اما آیا آنها از روی تعقل و آگاهی این کار را می‌کنند؛ به خدا آنها پخمه‌ ترین پخمه‌ها در عالم هستند 

وی در ادامه با اشاره به هدف اصلی کشور و دولت که همانا ساختن ایران است، تصریح کرد: ما باید دست به دست هم دهیم تا ایران را بسازیم تا به عنوان یک الگوی جهانی آن را در دنیا معرفی کنیم.

احمدی نژاد با اشاره به توانایی‌ها و استعدادهای شهرستان زاوه گفت: انشاالله ما برای این شهر یک بیمارستان و همچنین دو مجتمع ورزشی یکی برای دختران و دیگری برای پسران خواهیم ساخت.

رئیس جمهور با اشاره به جلسه هیئت دولت در پایان این سفر گفت: انشاالله در این جلسه زمینه اتمام هر چه سریعتر کارهای بر زمین مانده را فراهم خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:22  توسط حسین  | 

درد امانش را بریده است؛ او که روزی امان تانک‌های دشمن را بریده بود

گزارشی ازجانباز دفاع مقدس «حمید ولی‌پور» که این روزها دکترها جوابش کرده‌اند
درد امانش را بریده است؛ او که روزی امان تانک‌های دشمن را بریده بود
حمید در جبهه به شکارچی تانک‌های دشمن معروف بود. به گفته دوستانش او با آرپی‌جی، تانک‌ها و هلیکوپتر دشمن را دنبال می‌کرد و تا منهدم نمی‌کرد دست بردار نبود، اما امروز ....

به گزارش فارس «توانا»،‌ سلام می‌دهد اما به راحتی حرف نمی‌زند؛ ترکش‌‌های زیاد بدنش، او را مرد آهنین کرده، مرد آهنینی که گاهی از تکان خوردن ترکش‌ها فریاد می‌زند.

«زهرا جلالی» همسر این جانباز است، همسری فداکار که در کنار حمید بودن او را از لذت مادر شدن محروم کرده است. چهره‌ای بسیار مهربانش را موج‌های سنگین سختی‌ها در هم ریخته و پشت هر لبخندش، نگرانی عمیقی جا گرفته که گاه گونه‌هایش را خیس می‌کند.

به زهرا می‌خواهیم از حمیدش برایمان بگوید، لبخندی می‌زند، از جلوی چشم‌هایمان دور می‌شود و زمانی که بر‌می‌گردد قوطی سفیدرنگی در دست دارد که قطعه آهن‌های زنگ‌زده‌ای داخل آن است، او می‌گوید اینها را در عمل‌های جراحی از بدن حمید بیرون آورده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.

دیدن ترکش‌ها و به یادآوردن لحظه‌ای که این ترکش‌ها چگونه در بدن حمید جا گرفته و تصور اینکه این قطعات آهن بیش از 20 سال همنشین پوست و گوشت این قهرمان دوران دفاع مقدس بودند، دل‌ها را به درد می‌آورد.

«حمید ولی‌پور گودرزی» جانباز 70 درصدی است که علاوه بر ترکش‌ها و تومور مغزی، جراحت‌های ناشی از مصدومیت شیمیایی او را لحظه‌ای بر تخت بیمارستان و لحظه‌ای دیگر گوشه اتاقش زمین‌گیر کرده است. تصویری از امام روح‌الله، چفیه، سربند «یا اباعبدالله‌الحسین(ع)»، مهر و تسبیح تربت کربلا بر دیوار بالای سر این شهید زنده، روزهای خوب جهاد را برایش زنده می‌کند.  او در دوران دفاع مقدس 3 روز هم به عنوان شهید در کنار سایر شهدا درون سردخانه بوده.

یکی از دوستانی که بر بالینش حاضر بود، از او می‌خواهد اگر می‌تواند از خاطرات روزهایی که با آرپی‌جی هلیکوپترهای دشمن را نشانه می‌گرفته، تعریف کند. حمید ابتدا جمله دوستش را تکرار کرد به لب‌های دوستانش خیره شد تا جمله بعدی را بگویند و تکرار کند، اما نمی‌تواند چیزی به خاطر بیاورد، سعی‌اش به نتیجه نمی‌رسد و تنها چیزی که بر زبان می‌آورد یا زهرا (س)، یا حسین (ع) است.

آلبوم عکس را در مقابل حمید خط شکن قرار می‌دهیم، تعجب‌برانگیز است که دوستانش را می‌شناسد و یکی یکی معرفی می‌کند: شهید سیداحمد پلارک، شهید عباس کریمی و شهید احمدزاده ...

دست‌هایش را نمی‌تواند به راحتی تکان بدهد، به کمک اطرافیان آرنج دستش تا می‌شود اما دست چپش کاملاً بی‌حرکت است؛ زهرا می‌گوید: به خاطر ترکش‌های زیادی که در دست‌هایش هست، دست چپ کاملاً بی‌حرکت و دست راستش هم حرکت محدودی دارد.

زهرا، دست‌های حمید را می‌گیرد و ترکش‌هایی را که سال‌هاست زیر پوست حمید جا خوش کرده‌اند نشانمان می‌دهد. رنگ پوست قسمت‌هایی که ترکش دارد، کبود است؛ ترکش‌های دیگری هم زیر قفسه سینه، صورت و سر حمید جا خوش کرده است که بسیار آزارش می‌دهد اما به قدری بدنش رنجور و نحیف شده که دیگر تاب تحمل هیچ عمل جراحی را ندارد.

همسر ایثارگرش از ترکش دیگری می‌گوید که در انتهای نخاع قرار دارد و در حال بیرون زدن از زیر پوستش است و مرتب عفونت می‌کند. زهرا هر روز باید این نقطه را ضد عفونی کند در حالی که از صدای ناله‌های همسرش دست‌ و پایش می‌لرزد.

البته این آغاز مشکلات درمانی او بود. زهرا از پاسخ نداد‌‌ن‌ها و بی‌مهری آمبولانس کوثر برای انتقال حمید به بیمارستان هم گله دارد؛ از اینکه تماس‌های مکرر همسر جانباز حمید ولی‌پور برای انتقال همسرش به بیمارستان موجب آزار آنها شده. زهرا از ثانیه‌هایی که با تند اما با درد می‌گذرند هم گله دارد؛ گله دارد از اینکه دکترها گفته‌اند حمیدش را در خانه نگهدارد.

زهرا بعد از کلی دردل و دل دوباره آلبوم حمید را باز می‌کند تا قوت قلب بگیرد. می‌شکند دلش و اشک از گونه‌هایش روی ورق‌های نایلونی خاطرات مصور چکه می‌کند و می‌گوید «همسرم در همان روزهای نخست جنگ لباس رزم بر تن کرد و از مرزهای غربی و جنوبی همراه با لشکر 27 محمدرسول‌الله(ص) در فاو، شلمچه، جزیره مجنون و کردستان دفاع کرد. از هفت سال پیش، جراحات شیمیایی‌اش بیشتر اذیتش می‌کند.

حمید، در جبهه به شکارچی تانک‌های دشمن معروف بود. به گفته دوستانش او با آرپی‌جی دشمن تانک‌ها و هلیکوپتر دشمن را دنبال می‌کرد و تا منهدم نمی‌کرد دست بردار نبود. او به قدری مقاوم بود که در مدت حضور در جبهه، اتفاق می‌افتد که در یک روز 8 بار مجروح می‌شود.

امروز که جانباز دفاع مقدس، حمید ولی‌پور گودرزی بدون تکلم روی تخت خوابیده، زهرا نگاهی به آسمان می‌کند و دوباره اشک در چشم‌هایش حلقه می‌زند و می‌گوید «خدایا، راضی‌ام به رضای تو».

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:9  توسط حسین  | 

سپاهان در تدارک قهرمانی،استقلال و تراکتور در انتظار معجزه/پایان آبروریزی پرسپولیس!

لیگ برتر در ایستگاه آخر
سپاهان در تدارک قهرمانی،استقلال و تراکتور در انتظار معجزه/پایان آبروریزی پرسپولیس!
در هفته پایانی لیگ برتر سپاهان در تدارک برگزاری جشن قهرمانی‌ است و استقلال و تراکتورسازی امیدوار به حماسه آفرینی مس سرچشمه هستند تا شاید به طور معجزه آسایی قهرمان شوند.

 

به گزارش فارس، لیگ برتر یازدهم روز جمعه با مشخص شدن تیم قهرمان به پایان می‌رسد. این در حالی است که شانس سپاهان برای قهرمانی بیش از تراکتورسازی و استقلال است.

 

زردپوشان اصفهانی فقط در صورت شکست مقابل مس سرچشمه سقوط کرده قهرمانی را از دست می‌دهند که بسیار دور از ذهن است. اگر این اتفاق هم بیفتد تراکتورسازی و استقلال برای قهرمان شدن نیاز به برتری پرگل دارند  چرا که تفاضل گل سپاهان بالاست.

 

در پایین جدول با سقوط تیم‌های شاهین بوشهر، شهرداری تبریز و مس سرچشمه خیال تیم‌های انتهای جدولی به ویژه پرسپولیس و هواداران میلیونی‌اش راحت شد.

 

نگاهی به 9 دیدار هفته سی‌وچهارم و پایانی لیگ برتر می‌اندازیم.

 

* داماش گیلان- شهرداری تبریز؛ حریف بی‌انگیزه، شاگردان تارتار

 

شهرداری تبریز با تساوی خانگی هفته گذشته برابر مس سرچشمه، سقوطش به دسته اول مسجل شد و خیال هواداران پرسپولیس بحران‌زده را هم از بقا در لیگ راحت کرد. بازیکنان شهرداری در این بازی انگیزه‌ای ندارند اما در آن سوی میدان شاگردان مهدی تارتار برای رسیدن به رده هفتمی می‌جنگند. آنها اگر پیروز نشوند ممکن است مکان نهمی خود را هم از دست بدهند.

 

* راه آهن -شاهین بوشهر؛ دایی به دنبال هشتمی در لیگ

 

راه آهن بعد از شکست دادن پرسپولیس در لیگ برتر ماندگار شد و اکنون شاگردان دایی برای رسیدن به رتبه‌ای آبرومند‌تر تلاش می‌کنند و حریف آنها نیز شاهین سقوط کرده و بی‌انگیزه است. اگر شانس با دایی یار باشد ممکن است راه آهن با پیروزی مقابل شاهین به رده هشتم جدول هم برسد. این اتفاق در صورتی می‌افتد که تیم‌های بالایی راه‌آهن پیروز نشوند. بعید است دایی حتی در صورت هشتمی در لیگ برتر هم به اندازه پیروزی مقابل پرسپولیس خوشحالی کند!

 

*مس کرمان - ذوب آهن؛ نبرد دو تیم متفاوت

 

نتیجه دیدار دو تیم مس و ذوب آهن شاید فقط برای مربیان و مدیران این دو باشگاه مهم باشد. ذوب آهن در این بازی به دنبال تثبیت مقام ششمی خود در لیگ برتر است و مس کرمان هم می‌خواهد تلاش کند از رده دوازدهم به مکان هفتم برسد البته نتایج بازی‌های دیگر هم برای مس کرمان مهم است. به هر حال این دو تیم صنعتی در شرایط کاملا متفاوتی هستند، مس از نظر مالی در شرایط مناسبی است اما ذوب آهن باشگاهی با بدهی میلیاردی و مشکلات مالی است.

 

* سایپا - نفت آبادان؛ دوئل آقای گلی

 

نبرد تیم‌های هفتم و هشتم جدول برای این است که این دو تیم یک یا دو پله در جدول صعود کنند. سایپا در صورت پیروزی در این بازی و توقف ذوب آهن می‌تواند ششم شود ولی نفت آبادان اگر در این بازی پیروز شود به رده هفتم می‌رسد. این بازی دوئل دو گلزن برتر لیگ هم هست. کریم انصاری‌فرد و فونیکه‌سی هر دو 20 گل زده‌اند و در صدر جدول گلزنان قرار دارند. اگر یکی از آنها در این بازی بتواند گلی به ثمر برساند به تنهایی عنوان آقای گلی لیگ یازدهم را تصاحب خواهد کرد. هرچند آنها رقیب کهنه‌کاری به نام رضا عنایتی 18 گله را هم در پشت سر دارند اما بعید است عنایتی بتواند سه گل بزند.

 

* فولاد خوزستان - پرسپولیس؛ پایان آبروریزی!

 

دو تیم قرمزپوش لیگ در شرایط نابسامانی قرار دارند. مجید جلالی بعد از شکست هفته قبل برابر ملوان گفت که دیگر صلاح نیست در فولاد بماند. فولادی‌ها که مدت‌هاست رنگ برد را ندیده‌اند و روی نوار ناکامی‌ها گام برمی‌دارند وضعیت‌شان به وحشتناکی پرسپولیس نیست؛ تیمی که میلیون‌ها هوادار در سراسر ایران دارد اما با وجود هزینه‌های میلیاردی برای جذب مربی ترکیه‌ای در رده پانزدهم و یک قدمی سقوط قرار گرفت.

 

دنیزلی در 7 دیدار اخیر 5 باخت و یک مساوی در کارنامه‌اش داشته است. از سوی دیگر این تیم پرطرفدار در سه بازی آخرش در لیگ برتر با دریافت 4 گل شکست خورده است. باید دید که فولاد هم می‌تواند سرخپوشان را چهارتایی و سیزدهمین شکست فصل را به آنها تحمیل کند یا دنیزلی و پرسپولیس این مرتبه به خودشان آمده‌اند به دنبال کسب یک پیروزی یا حداقل شکست با گل‌های کمترند.

 

سرخپوشان تهرانی اگر در این بازی پیروز شوند حداکثر می‌توانند به رده نهم برسند. این مکان هرچه باشد از پانزدهمی آبرومند‌تر است البته به شرطی که میثاق معمارزاده دوباره خودش و پرسپولیس را چهارتایی نکند! دنیزلی پس از بازی با سایپا تمرینات را تعطیل کرد و به دلیل آنچه که بیماری اعضای خانواده‌اش اعلام شده بار دیگر راهی ترکیه شد.

 

این بازی با هر نتیجه‌ای تمام شود پایان آبروریزی پرسپولیس در لیگ یازدهم است.

 

* استقلال - نفت تهران؛ نفت آسیایی می‌شود یا آبی‌ها قهرمان؟

 

برخی بازیکنان و همین طور بهتاش فریبا مربی استقلال می‌گویند 2 درصد شانس قهرمانی دارند. آبی‌پوشان فقط در صورتی می‌توانند قهرمان شوند که سپاهان از مس سرچشمه شکست بخورد و تراکتورسازی نتواند ملوان را ببرد و آنها هم 6 گل به نفت تهران بزنند.

 

نفت تهران در این فصل با حسین فرکی شگفتی ساز شد و هنوز شانس آسیایی شدن دارد. شاگردان فرکی اگر بتوانند استقلال را شکست دهند و فجرسپاسی از صبا امتیاز بگیرد در آن صورت نفت در دقیقه 90 به آسیا می‌رسند. فصل گذشته نفت در ثانیه‌های پایانی در لیگ برتر ماندگار شد و شاید در این فصل در بازی آخر به آسیا برسد. هرچند نفت تاکنون در لیگ برتر نتوانسته استقلال را شکست بدهد. برای استقلالی که قهرمان جام حذفی شده نایب قهرمانی هم بهتر از سومی است.

 

* سپاهان - مس سرچشمه؛ هت تریک قهرمانی؟

 

سپاهان برای هت تریک قهرمانی در لیگ برتر کار سختی پیش رو ندارد. زرد پوشان اصفهانی باید مس سرچشمه آخرین تیم جدول را که از هفته‌ها پیش سقوطش مسجل شده را شکست بدهند. مسی‌ها هفته گذشته تراکتورسازی را متوقف کردند تا سپاهانی‌ها خیلی حریف‌شان را دستکم نگیرند. شرفی و شاگردانش چیزی برای از دست دادن ندارند و بدون استرس بازی خواهند کرد. مس سرچشمه 5 بازیکن اصلی خود را در این بازی به دلیل مصدومیت و محرومیت ندارد. همین مسایل باعث شده اصفهانی‌ها خود را برای سومین قهرمانی متوالی سپاهان و چهارمین قهرمانی در 11 دوره این مسابقات، آماده کنند. سپاهان با یک مساوی هم قهرمان است.

 

* تراکتورسازی - ملوان؛ ملوان نایب قهرمانی را از قلعه‌نویی می‌گیرد؟

 

تراکتورسازی مثل استقلال شانس کمی برای قهرمانی دارد اما قلعه‌نویی دوست ندارد هفته آخر از استقلال عقب بماند و نایب قهرمانی‌ را با سومی عوض کند و استقلال و مظلومی را بالای سرخود ببیند. ملوان این روزها مشکلات مالی زیادی دارد ولی برای دفاع از اعتبارش قطعا مقابل تراکتورسازی با تمام توان بازی خواهد کرد. دو تیم از فصول گذشته رابطه چندان مناسبی با هم نداشته‌اند. شاید پورغلامی تراکتورسازی را از نایب قهرمانی دور کند.

 

* فجرسپاسی - صبای قم؛ بازی خداحافظی گواردیولای ایرانی

 

عبدالله ویسی که الگوی مربیگری‌اش پپ گواردیولا بود مثل او که از بارسلونا جدا شد او هم از صبا جدا خواهد شد و این هفته آخرین باری است که ویسی را سرمربی صبا می‌بینیم. ویسی که دوست دارد با افتخار از صبا برود تلاش می‌کند فجر سپاسی را شکست و این تیم را آسیایی تحویل استان قم بدهد.

 

با این حال محمود یاوری پیر فوتبال ایران مربی‌ای نیست که به سادگی در خانه بازنده شود. شاید فجرسپاسی هم که از بقا در لیگ برتر خوشحال است با متوقف کردن صبا مقام چهارمی را در لیگ تغییر بدهد و نقشی در انتخاب چهارمین سهمیه آسیایی ایران داشته باشد.

 

به گزارش فارس برنامه مسابقات هفته سی‌وچهارم و پایانی لیگ برتر به شرح زیر است:

 

جمعه 22 اردیبهشت 91

 

راه آهن – شاهین، ورزشگاه اکباتان، ساعت 17

 

داماش گیلان – شهرداری تبریز، ورزشگاه شهید عضدی رشت، ساعت 17

 

سایپا – نفت آبادان، ورزشگاه انقلاب کرج، ساعت 17

 

مس کرمان – ذوب آهن، ورزشگاه باهنر کرمان، ساعت 17

 

فولاد خوزستان – پرسپولیس ،ورزشگاه الغدیر اهواز، ساعت 18

 

سپاهان- مس سرچشمه، ورزشگاه فولادشهر، ساعت 19:20

 

تراکتورسازی تبریز- ملوان انزلی، ورزشگاه یادگار امام(ره)، ساعت 19:20

 

فجرسپاسی – صبای قم، ورزشگاه حافظیه شیراز، ساعت 19:20

 

استقلال- نفت تهران، ورزشگاه آزادی، ساعت 19:20

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:49  توسط حسین  | 

پاکسازی آلوده‌ترین منطقه مین جهان تا پایان امسال

سردار وحیدی اعلام کرد
پاکسازی آلوده‌ترین منطقه مین جهان تا پایان امسال
وزیر دفاع : عملیات پاکسازی آلوده‌ترین منطقه جهان به مین و مهمات عمل نکرده تا پایان امسال به اتمام می‌رسد

 

به گزارش فارس به نقل از اداره کل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع، سردار احمد وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و نماینده ویژه رئیس جمهور در امور پاکسازی میادین مین، مهمات خوشه‌ای و مهمات بجامانده از جنگ که برای بازدید از روند عملیات پاکسازی به استان خوزستان سفر کرده است، در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد: عملیات پاکسازی منطقه شلمچه که در طول جنگ تحمیلی به آلوده‌ترین منطقه جهان تبدیل شده بود با برنامه‌ریزی، تلاش و همت مرکز مین‌زدایی کشور و گروه‌های عملیاتی سپاه، ارتش و پیمانکاران بخش خصوصی تا پایان سالجاری به اتمام می‌رسد.

 

سردار وحیدی تأکید کرد: با اتمام کار عملیات پاکسازی، بی‌تردید روند اجرای طرح‌های توسعه‌ در این منطقه با شتاب بیشتری دنبال خواهد شد.

 

وزیر دفاع با بیان اینکه تله شدن مین‌های جهنده و والمر، به هم‌ریختگی میادین براثر آبرفتی بودن زمین، جابجایی مین براثر حرکت خاک، تراکم زیاد مین‌های جهنده و والمر و ضد خودرو، پنهان شدن مین در لایه‌های زیرین خاک، وجود میدان مین در شیب‌های تند، مناطقی که زیر آب بوده و در حال حاضر خشک شده و رملی بودن بعضی از مناطق از دلایل صعوبت و سختی کار است، تصریح کرد: با وجود موانع یاد شده نیروهای مرکز مین‌زدایی، سپاه، ارتش، بسیج و بخش خصوصی همچون دوران دفاع مقدس با شجاعت و همت بلند خود و تقدیم 71 شهید و408 جانباز ، مصمم هستند گامهای نهایی را برای حل این معضل ملی با شتاب بیشتری بردارند.

 

وزیر دفاع گفت: صحنه‌هایی که در عملیات پاکسازی میادین مین و مهمات عمل نکرده بوجود آمده همچون صحنه‌های دفاع مقدس افتخار آفرین و حاکی از تداوم روحیه بسیجی و جهادی آن دوران حماسی است.

 

سردار وحیدی با قدردانی از دست‌اندرکاران این اقدام مهم ملی و تلاشهایی که در این زمینه صورت گرفته است، گفت: با توجه به سطح آلودگی مناطق کشورمان به مین، مهمات خوشه‌ای و مهمات بجامانده از جنگ که کشورمان را به یکی از آلوده‌ترین کشورهای جهان تبدیل کرده است امیدواریم ایران اسلامی در آینده نزدیک از لیست کشورهای آلوده به مین حذف شود.

 

در جریان بازدید وزیر دفاع در منطقه عمومی شلمچه، مین‌ها و مهمات عمل نکرده جمع آوری شده در این منطقه در دو چاله بزرگ انفجاری در حضور وی منهدم شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:47  توسط حسین  | 

فردا؛ آغاز بررسی بودجه در صحن علنی/ جلسات مجلس سه شیفته است

لاریجانی در صحن علنی مجلس:
فردا؛ آغاز بررسی بودجه در صحن علنی/ جلسات مجلس سه شیفته است
رئیس مجلس با بیان اینکه از صبح فردا بررسی بودجه سال 91 در دستور کار مجلس خواهد بود، گفت: روز چهارشنبه مجلس 3 شیفت جلسه علنی دارد.

به گزارش فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه جلسه علنی امروز در خصوص دستور کار فردا (چهارشنبه) مجلس شورای اسلامی خطاب به نمایندگان گفت: از آنجا که فردا بررسی بودجه در دستور کار جلسه علنی مجلس است، لذا ما فردا 3 شیفت جلسه علنی خواهیم داشت.

 

وی ادامه داد: روز پنج شنبه نیز در دو شیفت جلسه داریم و نمایندگانی که می‌خواهند بلیط برای رفتن به حوزه انتخابیه خود تهیه کنند بدانند که پس از اذان مغرب بلیط بگیرند چرا که تا اذان مغرب برای بررسی بودجه جلسه داریم.

 

رئیس مجلس ادامه داد: روز شنبه نیز از صبح تا شب و در 3 شیفت، کار بررسی بودجه را در دستور کار خواهیم داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:46  توسط حسین  | 

حفاظت از دین و دستاوردهای انقلاب مهم‌ترین وظیفه نمایندگان منتخب است

آیت‌الله مصباح‌یزدی :
حفاظت از دین و دستاوردهای انقلاب مهم‌ترین وظیفه نمایندگان منتخب است
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در توصیه‌ به نمایندگانی که در دور دوم انتخابات، توسط مردم انتخاب شده و به مجلس راه یافتند، تصریح کرد: حفاظت از دین و دستاوردهای انقلاب مهم‌ترین وظیفه نمایندگان منتخب محسوب می‌شود.

آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت‌و‌گو با فارس درباره تشکیل جبهه پایداری و دلیل حمایت از این جبهه اظهار داشت: دلیل حمایت بنده از جبهه پایداری ورود و قرار گرفتن افراد صالح‌تر در رأس کار بود.

 

آیت‌الله مصباح به جوانان توصیه کرد خدا را فراموش نکنند تا همه مشکلات‌شان درست شود.

 

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در توصیه‌ به نمایندگانی که در دور دوم انتخابات، توسط مردم انتخاب شده و به مجلس راه یافتند، تصریح کرد: آنها باید ببینند خدا از آنها چه خواسته و طبق آن عمل کنند، لذا حفاظت از دین و دستاوردهای انقلاب مهم‌ترین وظیفه نمایندگان منتخب محسوب می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:44  توسط حسین  | 

روایت مامور سابق سیا از مانور ضدایرانی که قبل از آغاز شکست خورد

روایت مامور سابق سیا از مانور ضدایرانی که قبل از آغاز شکست خورد
افسر سابق سیا با انتشار مقاله‌ای در یک پایگاه اینترنتی، نیروی دریایی آمریکا را در مقابل حمله موشک‌ها و قایق‌های تندروی ایران، بسیار ضعیف ارزیابی کرد.

به گزارش فارس پایگاه تحلیلی "آنتی‌وار" در مقاله‌ای به قلم "فیلیپ جرالدی" افسر سابق سیا، به بررسی وضعیت دفاعی ایران در برابر حمله احتمالی نیروهای آمریکایی به مواضع ساحلی ایران در خلیج فارس پرداخته است.

 

نویسنده این مقاله ابتدا می‌نویسد که، روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی مورخ 19 مارس با بیان اینکه حمله احتمالی اسرائیل به ایران امنیت آمریکا را تهدید می‌کند هشدار داد که احتمالا عدم مداخله آمریکا در جنگ بین ایران و اسرائیل غیرممکن است. این گزارش بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای پیدا کرد، به نحوی که برخی این جنگ را غیرقابل اجتناب و برخی آن را پاسخی مشروع به تهدیدات موجود دانستند. برآیند کلی که چه درون آمریکا و چه خارج از آمریکا از این مباحث برداشت شد، این بود که در صورت درگرفتن جنگ بین اسرائیل و ایران، اولا حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه خلیج فارس و ثانیا فشار اسرائیل و حامیانش موجب می‌شود تا ورود آمریکا به مناقشه نظامی غیرقابل اجتناب شود.

 

با وجود اینکه هدف عملیات‌های نظامی آمریکا در منطقه که فعلا در دسته آمادگی نظامی طبقه‌بندی می‌شوند، چک کردن ارتباطات و میزان هماهنگی فرماندهی مرکزی و نیروهای مستقر در خاورمیانه اعلام شده، اما هدف اصلی آن سنجش میزان توانایی ایران در پاسخگویی به حملات آمریکا و متحدانش بوده است. مقامات اسرائیل مدعی هستند که واکنش متقابل ایران به حملات هوایی اسرائیل مهار شدنی است و تلفات چندانی برای نیروهای اسرائیلی نخواهد داشت، چراکه ایران از تشدید تنش‌ها و ورود آمریکا به درگیری‌ها اجتناب می کند.

 

* حمله آمریکا به مواضع ایران شروعی است بر یک جنگ منطقه‌ای تمام عیار

 

در تمرینات نظامی که آمریکا انجام می دهد، چندین سناریوی مختلف مد نظر قرار گرفته که در همه آن‌ها مواضع نیروهای آمریکایی تعمدا و یا تصادفا هدف قرار می‌گیرد و در نتیجه آمریکا به بمباران مستمر مواضع ساحلی و تاسیسات هسته‌ای ایران می پردازد، و همین حملات است که موجب شروع یک درگیری منطقه‌ای تمام عیار می‌شود.

 

* آمریکا در تنگه هرمز با مشکل اساسی روبرو می‌شود

 

اما در تمام تمرینات نظامی انجام شده، مشخص شده است که نیروی دریایی آمریکا در مقابله با عملیات تهاجمی ایران در آبراه کم عرض تنگه هرمز با مشکلات اساسی روبرو خواهد بود. گفته شده که ایران بیش از 5 هزار مین در آب‌های این منطقه دارد که بسیاری از آن‌ها به دلیل طراحی مدرنی که دارند، قابل ردیابی و خنثی‌سازی نیستند. علاوه بر این، ایران در به کارگیری شناورهای سبک و قایق‌های تندرو در جهت حمله دسته جمعی به اهداف بزرگ و ناوهای جنگی با هدف انجام عملیات‌های انتحاری تبحر پیدا کرده است. با وجود اینکه ناوهای جنگی آمریکا برای مقابله با این تاکتیک آموزش دیده‌اند، اما تمرینات نظامی نشان داده است که این احتمال وجود دارد که شناورهای آمریکایی با دادن تلفات بالا، غرق شوند.

 

موشک‌های کروز ایران نیز تهدید مهم دیگری برای ناوهای آمریکایی است. ناوهای آمریکایی با وجود اینکه برای مقابل با این موشک‌ها هم آموزش دیده‌اند، اما وجود قایق‌های تندرو همراه با این موشک‌ها که به صورت عمودی به هدف نزدیک می‌شوند، می‌تواند موجب بروز خساراتی زیاد برای این ناوها شود.

 

*شکست نیروهای آمریکایی از نیروهای فرضی ایران

 

نویسنده این مقاله در پایان به مانوری اشاره می‌کند که در سال 2002 از سوی نیروهای آمریکایی و با هدف سنجش توان ایران در آبهای دریایی انجام گرفت. در این مانور که "میلنیوم چلنجر" نام داشت، نیروهای فرضی ایران با موشکهای کروز و قایق‌های کوچک و پرسرعت در ستون‌هایی پرشمار به سمت ناوهای بزرگ آمریکا حمله می‌بردند. نتایج این مانور آنقدر مخرب بود که آمریکایی‌ها را مجبور به اتمام مانور پیش از جمع‌بندی نهایی کرد.

 

مقاله فوق از شدت ضعف نیروهای آمریکایی در نبرد دریایی با نیروهای ایرانی خبر می‌دهد، تا حدی که نیروهای ایرانی می‌توانند نیروی دریایی آمریکا در منطقه تنگه هرمز را به کلی زمین‌گیر کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:42  توسط حسین  | 

پاسخ بحرینی‌ها به وعده اصلاحات پادشاه

پاسخ بحرینی‌ها به وعده اصلاحات پادشاه
مردم در بحرین با برگزاری تظاهراتی تاکید کردند که فریب وعده‌های پادشاه این کشور برای اصلاحات را نخواهند خورد.

 

به گزارش فارس، امروز مردم در بحرین با برگزاری تظاهراتی با عنوان "قرابین الحریة" بر ادامه مسیر انقلاب این کشور تاکید کردند.

 

مردم بحرین در این تظاهرات بر سردادن شعارهایی تاکید کردند که وعده‌های اعلام شده توسط پادشاه این کشور را نخواهند پذیرفت.

 

 

ادامه انقلاب مردمی در بحرین

 

پادشاه بحرینی تحت فشار افکار عمومی جهان در اقدامی تبلیغاتی وعده داده تا اصلاحاتی گسترده در کشور صورت خواهد داد و این در حالی است که وی پیش از این نیز چنین وعده هایی داده بود.

 

مردم تاکید کردند که باید رژیم آل خلیفه سرکوب‌ خونین را متوقف کند، زندانیان را آزاد و اشغال نظامی این کشور توسط عربستان سعودی پایان یابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:41  توسط حسین  | 

سقوط "سارکوزی" از بام "الیزه"/ «اولاند» سوسیالیست، مستأجر جدید الیزه شد

سقوط "سارکوزی" از بام "الیزه"/ «اولاند» سوسیالیست، مستأجر جدید الیزه شد
با پایان دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه و به تبع آن پایان عصر "نیکلا سارکوزی"، فرانسوآ اولاند مستأجر جدید کاخ الیزه شد.

 

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه دقایقی پیش در سراسر این کشور پایان یافت و "نیکلا سارکوزی" که از سال 2007 تاکنون سکان کشتی فرانسه را در دست داشت، با کسب کمترین آرا عرصه رقابت را به "فرانسوآ اولاند" رقیب سوسیالیست خود واگذار کرد.

 

بر اساس آمار اولیه منتشره، اولاند در این انتخابات توانست بیشترین آرا را از آن خود کند و از "نیکلا سارکوزی" پیشی بگیرد.

 

اعلام نتایج این انتخابات در حالی صورت می‌گیرد که نظرسنجی‌ها و ارزیابی‌های مختلف در فرانسه نیز چنین رویدادی را پیش‌بینی کرده بودند و بنابراین می‌توان گفت که نتیجه حاصله چندان دور از انتظار نبوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:40  توسط حسین  | 

اولین نتیجه انتخابات سوریه/پیروزی فهرست «وحدت ملی» در حلب

اولین نتیجه انتخابات سوریه/پیروزی فهرست «وحدت ملی» در حلب
اولین نتایج شمارش آراء انتخابات پارلمانی سوریه از پیروزی فهرست وحدت ملی در پایتخت اقتصادی سوریه خبر می‌دهد.

به گزارش فارس، پایگاه خبری عربی‌پرس از پیروزی فهرست وحدت ملی در شهر حلب، پایتخت اقتصادی سوریه خبر داد.

 

عربی‌پرس نوشت: نتایج شمارش آراء در شهر حلب از پیروزی قاطع فهرست وحدت ملی خبر می‌دهد که شامل افراد ذیل است:

 

گروه الف) نجلاء حافظ، محمد بهاء بادنجکی، کفاح زبابیدی، ایمان بابلی، محمد عباس ترکمانی.

 

گروه ب) عبد المنعم الصوا، عبد الله قیروز، فیصل عزوز، عمر حلاق، سهیل فرح، جمال حفانی، محمد مروان علبی.

 

از سویی دیگر خبرهای رسیده از ریف حلب (شهرستان‌های استان حلب) حاکی است که اعلام نتایج شمارش آراء آن به فردا کشیده می‌شود زیرا تعداد 958 صندوق هنوز باز نشده است.

 

هنوز نتیجه شمارش آراء هیچ یک از استان‌های سوریه به دلیل ادامه داشتن شمارش، اعلام نشده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:39  توسط حسین  | 

حکایت یکی از کاروان های راهیان نور/ حاج آقا باید برقصه!

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم

حکایت یکی از کاروان های راهیان نور/ حاج آقا باید برقصه!


وبلاگ محجبه ها فرشته اند نوشت: این خاطره را همان سال ۸۷ در اتوبوسی که راهی نور بود، از یکی از راویان نورانی شنیدم که خواندنش بعد از سه سال هنوز مو به تنم سیخ می‌کند...

بخوانیدش که قطعا خالی از لطف نیست:


"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم که دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم که نپرس... حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌کردند و آوازهای آن‌چنانی بود که...

از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...

دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌کار خاطره و روایت نیست که نیست!

باید از راه دیگری وارد می‌شدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌می‌آمد...

سپردم به خودشان و شروع کردم.

گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!

خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟

گفتم: آره!!!

گفتند: حالا چه شرطی؟

گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل کنید.

گفتند: اگر نتوانستی معجزه کنی، چه؟

گفتم: هرچه شما بگویید.

گفتند: با همین چفیه‌ای که به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌کنی به رقصیدن!!!

اول انگار دچار برق‌گرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آن‌ها سپردم و قبول کردم.

دوباره همه‌شون زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...

در طول مسیر هم از جلف‌بازی‌های این جماعت حرص می‌خوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک می‌خواستم...

می‌دانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آن‌ها بی‌حفاظ است...

از طرفی می‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قیامت هم برپا می‌کنند، چه رسد به معجزه!!!

به طلائیه که رسیدیم، همه‌شان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آن‌ها که دست‌بردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخی‌های جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌های بلند دست برنمی‌داشتند و دائم هم مرا مسخره می‌کردند.

کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که این‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...

برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچه‌ها خواستم یک لیوان آب بدهد.

آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...

تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمی‌شود! همه اون دخترای بی‌حجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت می‌داد...

همه‌شان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه می‌زدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صدای محزون‌شان به سختی شنیده می‌شد. هرچه کردم نتوانستم آن‌ها را از روی قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتی‌ترین خاک دنیا بلند کردم ...

به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسری‌ها کاملا سر را پوشانده‌اند و چفیه‌ها روی گردن‌شان خودنمایی می‌کند.

هنوز بی‌قرار بودند... چند دقیقه‌ای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت می‌کردند...

پرسیدم: به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.

سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کرده‌اند و به جامعه‌الزهرای قم رفته‌اند ... آری آنان سر قول‌شان به شهدا مانده بودند ..."
منبع  مهدی منتظر



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:33  توسط حسین  | 

چرا می‌گوییم "خلیج فارس"؟

چرا می‌گوییم "خلیج فارس"؟


 قدمت "خلیج فارس" با همین نام چندان دیرینه است که عده‌ای معتقدند "خلیج فارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است".

خلیج فارس

 هیچ كس شكی در تعلق داشتن خلیج‌فارس به ایرانیان ندارد. حتی اروپاییان و آمریكایی‌ها كه امروز در مقابل ادعای شیخ‌نشین‌های اطراف خیلج‌فارس برای تراشیدن یك «اسم جعلی» سكوت كرده اند! تنها نگاهی به تلاش و كاوش‌های «دیوید وایت ‌هاوس» باستان شناس انگلیسی برای اثبات تعلق داشتن امواج نیلگون خلیج فارس به ایرانیان و پارسیان كافی است. او كسی بود كه قصه هزار ویك‌شب ایرانیان كه 1700 سال پیش در ساحل خلیج فارس نقش بسته بود را از زیر خروارها خاك بیرون كشید و به گوش جهانیان رساند. البته كاوش‌های دیگری، قصه ایرانیان و خلیج فارس را به هزاره های قدیمی‌تر می‌برد، یعنی به دوره هخامنشی وایلامی! 

«اسحاق پناهی» و «توماس ماكوسكی» روسای كتابخانه ملی ایران و لهستان به تازگی دیدار كرده و ماكوسكی گفته كه در راستای گسترش روابط فرهنگی بین ورشو و تهران، نقشه قدیمی مزین به نام خلیج فارس را تقدیم جمهوری اسلامی ایران خواهد كرد. روز خلیج فارس بهانه خوبی است تا همه دلایل ایرانیان درخصوص خلیج فارس را مرور كنیم. 

كشتی ساسانی ! 

خلیج فارس راز های بسیاری از تاریخ كهن ایرانیان در خود دارد. یكی از آنها كشتی ساسانی است كه خیلی اتفاقی در سال 78 پیدا شد. تعدادی از ماهیگیران محلی در نزدیكی سیراف، تورهای ماهیگیری خود را در دل آب‌های شناور خلیج فارس رها كرده بودند، آنها پس از مدتی تورها را بالا كشیدند و دیدند كه مقداری سفال لابه‌لای تورشان گیر كرده است. این سفال‌ها، بقایای خمره‌هایی بودند كه در زمان خود به «آمفورا» شهرت داشتند و برای جابه‌جایی مایعات مورد استفاده قرار می‌گرفتند. كارشناسان متوجه شدند كه در اعماق آب یك كشتی ایرانی آرام گرفته و این سفال‌ها از دل آن بیرون آمده است. به گفته «حسین توفیقیان » باستان شناس، محموله این کشتی که خود در زیر املاح دریا مدفون است، خمره‌هایی است که برای یک دوره هزارساله در تجارت دریایی، برای جابه جایی مایعات با ارزشی همچون روغن مورد استفاده قرار می گرفته است. این آغاز ماجرای كشف كشتی‌ای است كه دست كم 1700 سال در اعماق خلیج‌فارس لنگر گرفته. وجود 30 تا 40 خمره سفالی که درعمق بیش از 70 متری دریا به طور پراکنده قابل مشاهده است، بیانگر وجود کشتی بزرگ تجاری مربوط به دوران پیش ازاسلام(دوره پارت یا ساسانی) است. یعنی اگر كاوش‌ها ادامه می‌یافت ممكن بود كه باستان‌شناسان تاریخ به جای دوره ساسانی به دوره اشكانی متمایل شوند كه 2200 سال قدمت دارد. 

 فلاویوس آریانوس که در قرن دوم میلادی می‌زیسته در کتابی که درباره جنگهای اسکندر نوشته بود از سفر دریاسالار ارتش اسکندر به دریای پارس نام برده است

پس از این اتفاق، خبر توسط محلی ها به مسئولان می‌رسد و یك شركت با استفاده از تجهیزات مدرن، فیلم بسیار كوتاهی در حدود 7 تا 8 دقیقه از این كشتی و محموله آن تهیه كرد و به موج بزرگی در رسانه‌های سراسر دنیا تبدیل شد. تلاش‌های بسیاری از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوشهر و شركت پارس جنوبی برای بیرون كشیدن این كشتی انجام گرفت، اما مشكل مالی و نبود امكانات لازم، اجازه رسیدن به مقصود را نداد. حسین توفیقیان كه از همان ابتدای كشف این كشتی وارد مسئله شده بود، كشف تنها كشتی تاریخی كشور را آغازی برای وارد شدن به تاریخ دریانوردی كشور و نقطه اوجی برای باستان‌شناسی زیر آب دانست. در روزهای نخست وقوع این ماجرا، موج خبری كشف این كشتی، سازمان‌ها و نهادهای مختلفی را كه به دلایل متفاوت به خلیج فارس و میراث فرهنگی وصل بودند را به دل ماجرا كشاند تا افتخار بیرون كشیدن این كشتی را به نام خود ثبت كنند، اما این موج زودتر از آنچه تصور می شد فرونشست و كشتی ساسانی یك بار دیگر پس از1700 سال دوباره در دل خلیج فارس غرق شد. 

کتیبه خارک

كتیبه خارك! 

كتیبه خارك یكی دیگر از اسنادی است كه نشان می دهد خلیج فارس از دوره هخامنشیان در سیطره ایرانیان بوده است. این سنگ‌نبشته هخامنشی در سال 86 به دنبال احداث یك جاده در دل جزیره كشف شد.

بررسی های باستان شناسان از یك كتیبه به خط میخی ایرانیان باستان خبر می داد كه در طول و عرض تقریبی یك‌متر قرار داشت و روی سنگی مرجانی نوشته شده بود. تاریخ‌‌ این کتیبه، به 2400 سال پیش - زمان هخامنشیان- باز می‌ گردد! كشف این كتیبه صدای اعتراض شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس را بلند كرد. آنها مدعی شدند كه این كتیبه جعلی است. هرچند در این کتیبه هیچ نامی از خلیج‌فارس برده نشده بود اما نشان داد ایرانیان حداقل 2هزار و 500 سال بر این خلیج‌ سیطره داشتند. علی اكبر سرفراز، باستان‌شناس استان بوشهر كتیبه خارك را نخستین كتیبه سنگی یافت شده از سنگ مرجان دانست. او به همین علت از كتیبه هخامنشی كشف شده در جزیره خارك به عنوان كتیبه‌ای منحصر به فرد نام برد. با تمام اهمیتی که این کتیبه داشت و به‌رغم کوشش‌های فراوان برای متقاعد کردن اداره میراث فرهنگی بوشهر برای حفاظت و نگهداری از این اثر، اما هیچ‌گاه توجهی جدی به این خواست منطقی که مطابق با شرح وظایف و مسئولیت‌های قانونی آنان بود، انجام نشد تا کتیبه خارک و رازهای سر به مهر آن برای همیشه از بین برود. در نهایت این کتیبه استثنایی در شامگاه نهم خرداد ماه همان سال توسط افرادی نامشخص تخریب شد و خیال همه شیخ‌نشین‌های اطراف را راحت كرد! 

خمره‌های سفالی اژدری! 

سال 90 بود كه باز هم یك اتفاق یكی از رازهای ایرانیان در خلیج فارس را گشود. غواصان در گشتزنی خود باز هم به خمره‌های سفالی اژدری شکلی در اعماق خلیج فارس رسیدند كه قدمتشان به دوره ساسانیان می رسید. 

این خمره‌ها که در گشتزنی تیم غواصی مرکز تحقیقات زیست‌فن‌آوری دریایی خلیج‌فارس به دست آمد، خمره‌هایی بود كه در تجارت های دریایی به عنوان ظروف حمل مایعات با ارزش استفاده می شد و البته با آمفورا فرق داشت. گویا با این خمره‌ها، مایعات با ارزش مانند انواع روغن، غلات و ماهی نمک‌سود تولید شده در ایران به نقاط دیگر تجارت می‌شد. داخل این ظروف قیراندود و ضد آب است و در سواحل شمالی و جنوبی خلیج‌فارس تا بنادر باستانی هند و چین و شرق آفریقا در تجارت های دریایی مورد استفاده قرار می گرفته است. به گفته «دشتی»، مدیر کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری وقت بوشهر، خمره های سفالی به دست آمده، از بهترین شواهد باستان‌ شناختی در خلیج‌فارس به شمار می‌روند. این نوع خمره‌ها در دوره ساسانی هم به ‌عنوان خمره تدفین کاربرد داشتند. به گفته كارشناسان، منشا این خمره‌ها به احتمال بسیار زیاد مربوط به فرهنگ مدیترانه یا مصر باستان است و قیر به کار رفته در این خمره‌ها نیز در خوزستان تهیه شده است. باستان شناسان آن روز کشف خمره‌های اژدری شکل در اعماق خلیج فارس را نوید دهنده وجود یک محوطه باستانی مربوط به دوران ساسانی در زیر آب‌های نیلگون خلیج‌فارس دانستند. هرچند همه چیز به همان روز ختم شد. 

بندر تاریخی سیراف! 

سیراف بندر-شهری كه كاوش‌های دیوید هوس را به تصویر می كشد، در 1700 سال پیش شاهراه اقتصادی جهان بوده است. كاوش های او بندری پرجنب و جوش را نشان می دهد كه میزبان جاشوها وناخدایانی از چین، هند ، آفریقا، سواحل مدیترانه و... بوده است. بندر سیراف كه امروزه اسیر در چنبره فقر و ناداری است، در روزگار ساسانی یكی از بندرگا‌ه‌های مهم جهان تجارت روزگار خویش بود. شهری آباد و زیبا كه «دیوید هوس» باستان‌شناس انگلیسی از آن به شهری كه تنها می‌توان در داستان‌های سندباد دید، یاد‌ می‌كند. امروز آثار باقی مانده از كاوش های دیوید هوس را می توان در پشت خانه های ساده بندر طاهر دید. به گفته باستان شناسان، اینجا یكی از پررونق‌ترین بنادر تجاری در دوران خود بوده‌ كه تاریخش به پیش از ساسانی می‌رسد. شاهد آن كشف سكه‌هایی از اشكانی متعلق به 2200 سال پیش است. اسنادی كه از كاوش های باستان شناسان خارجی و داخلی باقی مانده، تاریخی را از اشكانی شروع می‌كند، به ساسانی می‌رساند و دوباره اوج بندر را در دروه اسلامی به رخ همگان می‌كشاند. كاوش هایی كه البته این روزها مثل بسیاری از محوطه‌های باستانی به فراموشی سپرده شده است! 

كتیبه خارك یكی دیگر از اسنادی است كه نشان می دهد خلیج فارس از دوره هخامنشیان در سیطره ایرانیان بوده است. این سنگ‌نبشته هخامنشی در سال 86 به دنبال احداث یك جاده در دل جزیره كشف شد

تاریخ پنج هزارساله ایرانیان سواحل خلیج فارس 

تاریخ جیرفت كه كشف شد، اعتبار بین النهرین برای آغاز تمدن بشری زیر سوال رفت! حالا باستان شناسان ایرانی و خارجی به سرپرستی «یوسف مجیدزاده» باستان‌شناس نامی ایران، رازی را در شرق ایران از زیر خاك درآورده بودند كه نشان می داد ایرانیان در 5 هزارسال پیش تمدنی داشتند كه صاحب «خط» بوده است. ‌ باستان شناسان اروپایی از این خط به نام ‌خط شرقی یاد كردند. كاوش ها آنان را به یك سكوی پله ای رساند كه بین یك تا سه قرن قدمت داشت. این كاوش ها تاریخ تمدن بشر را تكان داد. آن روزها كه هنوز «طاها هاشمی» رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی بود، هنوز سازمان میراث فرهنگی در بازی های سیاسی گم نشده بود. به همین دلیل كاوش ها به حوزه خلیج فارس رسید. همان جا بود كه باستان شناسان جغرافیایی تاریخ هلیل‌رود را تاساحل خلیج فارس كشیدند و نشان دادند كه در تمدن شرق ایران، خلیج فارس از 5 هزار سال پیش شناخته شده بود. اما همه چیز برگشت. كاوش های باستان شناسی تعطیل شد. باستان شناسان خانه نشین شدند. خبرنگاران این حوزه در مظان اتهام های هر روزه سازمان قرار گرفتند. بعد هم سازمان میراث فرهنگی به سراشیبی بازی های سیاسی افتاد. همه این اتفاق‌ها زمانی اوج گرفت كه كشور‌های سواحل خلیج فارس دست روی یكی از تاریخ‌سازترین دریای های جهان گذاشته بودند تا با تراشیدن نام جعلی، برای خود اعتبار دروغین كسب كنند.

برگزیدگان جشنواره کتاب خلیج فارس تقدیر شدند

اسناد جغرافیایی خلیج فارس

غیر از شواهد تاریخی اسناد تاریخی و کتب بسیار مهم قدیمی نیز موید فارس بودن این خلیج مهم هستند. به گزارش خبرگزاری فارس، یونانی‌های باستان این خلیج را "پرسیکوس سینوس" یا "سینوس پرسیکوس" که همان خلیج فارس است نامیدند، از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته‌اند آمده است، هیچگونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد.

در زیر به مهمترین اسناد جهانی در تأیید مالکیت خلیج فارس اشاره‌ای خواهیم داشت.

- فلاویوس آریانوس که در قرن دوم میلادی می‌زیسته در کتابی که درباره جنگهای اسکندر نوشته بود از سفر دریاسالار ارتش اسکندر به دریای پارس نام برده است.

وی این دریای پارس را به نام پرسیکون کایتاس نوشته است که همان خلیج فارس کنونی است.

- استرابون جغرافی‌دان نامور یونانی که تا 19 پس از میلاد می‌زیسته است در نقشه‌های خود از همین نام برای دریای پارس استفاده کرده است.

- کلودیس پتوله یا بطلیموس جغرافی‌دان – نقشه نگار ریاضیدان و نویسنده قرن دوم میلادی در کتابهای نقشه‌های جهان خود که شامل 27 نقشه از جهان و کشورهای مختلف است نام دریای پارس را به نام پرسیکوس سینوس آورده است. وی امپراتوری شاهنشاهی اشکانی را به تصویر کشیده است.

- کوین کورسیوس روفوس مورخ نامدار رومی که یورشهای اسکندر به کشورهای مختلف را به رشته تحریر در آورده است در قمستی مربوط به ایران از دریای پارس به نام "اکوارم پرسیکو" نام برده است که در پارسی امروزی به معنی آبگیر پارس ترجمه می‌شود.

- ابوبکر احمدبن محمد معروف به ابن فقیه در کتاب نامور خود ( مختصر البلدان ) از دریای پارس به نام بحر فارس نام برده است.

- ابوعلی احمدبن عمر در کتاب خود ( الاعلاق النفیسه ) از دریای ایران به نام خلیج فارس نام برده است.

-در کتاب عجایب الاقا لیم السبعه الی نهایه ا لعماره نام دریای ایران به صورت بحر فارس آمده است.

- در کتاب المسالک الممالک ابن خرداذبه بحر فارس مشهود است.

-ابوا لحسن علی حسین مسعودی مورخ نامدار در کتاب مشهور خود به نام مروج الذهب – التنبیه و الاشراف این دریای ایرانی را به نام حقیقی‌اش یعنی دریای پارس آورده است.

- ابن المطهر المقدسی در کتاب تاریخ خود ( البلدء و التواریخ ) نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- ابن حوقل در کتاب صوره الارض نام دریای پارس را آورده است.

- المقدسی در کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم نام دریای پارس را نوشته است.

- ابوریحان بیرونی فیلسوف بزرگ ایرانی در کتاب عظیم التفهیم لاوائل صناعه التنجیم نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- ابوعبدالله محمد بن محمد معروف به الشریف الادریسی در کتاب نزهه المشتاق فی اختراق الافاق نام دریای فارس را به روشنی چند بار آورده است.

- ابن بلخی در کتاب فارسنامه‌اش که یکی از مشهورترین کتب تاریخی است نام دریای پارس را آورده است.

- یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- قزوینی در کتاب آثار البلاد و اخبار العباد و عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات نام دریای پارس را آورده است.

- ابوالفداء در کتاب تقویم البلدان نام دریای پارس را نوشته است.

-شمس الدین ابوعبدالله محمد ابن ابی طالب در کتاب نخبه الدهرفی عجایب البروالبحر نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب در کتاب نهایت الارب فی فنون العرب نام دریای پارس را ذکر کرده است.

- حمدالله مستوفی قزوینی در کتاب نزهه القلوب نیز نام دریای پارس را آورده است.

- ابن بطوطه در سفرنامه خود به نام تحفه النظار فی غرایب الامصار و غرائب الاسفار نیز نام دریای پارس را ذکر کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:15  توسط حسین  | 

بانویی همراز جبرئیل

بانویی همراز جبرئیل

حضرت فاطمه

«من راجع به حضرت صدیقه علیها‏السلام خودم را قاصر می‏دانم ذكری بكنم فقط اكتفا می‏كنم به یك روایت كه در كافی شریف است و با سند معتبر نقل شده است؛ و آن روایت این است كه حضرت صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «فاطمه علیها‏السلام بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدّت بر ایشان غلبه داشت؛ و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می‏كرد و مسایلی از آینده نقل می‏كرد.»

ظاهر روایت این است كه در این هفتاد و پنج روز مراوده‏ای بوده است؛ یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است... البته آن وحی به معنای آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم....

در هر صورت، من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی كه برای حضرت زهرا ذكر كرده‏اند: ـ با این كه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم كه برای غیر انبیا: آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا و بعضی اولیایی كه در رتبه آنهاست، برای كسی دیگر حاصل نشده». (امام خمینی، 11/12/64) (2)

امام خمینی (ره) این جرعه نوش كوثر ولایت، با نقل روایتی معتبر از اصول كافی به عظمت معنوی فاطمه علیها‏السلام ـ كه همان محدّثه بودن است ـ اشاره می‏كند و آن را مهمترین فضیلت بانوی نمونه اسلام می‏شمارد. فضیلتی كه جز برای طبقه اول انبیاء برای دیگری حاصل نشده است. گفتگو با جبرئیل به مدّت هفتاد و پنج روز و سخن گفتن با فرشتگان كه به خاطر مكرمت و عظمت فاطمی به حضورش می‏شتافتند. امام صادق علیه ‏السلام در پاسخ فردی كه می‏پرسد: محدّث چیست؟ می‏فرماید: «یأتیه ملك فینكت فی قلبه كیت و كیت» .(محدّث كسی است كه فرشته به سویش می‏آید و به قلب او لطایف و نكات آسمانی را یادآور می‏شود.

همچنین امام باقر علیه ‏السلام می‏فرماید: محدّث كسی است كه فرشته را نمی‏بیند؛ اما سخن او را در بیداری می‏شنود.

وجود فردی كه محدَّث و گوش فرادهنده به حدیث فرشتگان باشد، مورد اتفاق تمامی دانشمندان شیعه و سنّی است و از اختصاصات شیعه شمرده نمی‏شود. مرحوم علاّمه امینی در بحث «المحدّث فی الاسلام» نصوص فراوانی از اهل سنّت ذكر می‏كند كه وجود محدّث را پذیرفته‏اند و بر افرادی تطبیق كرده‏اند.

 

محدّثه یا پیامبر؟

درباره حضرت صدّیقه در روایات، دو جهت گفتگو مطرح شده است: یكی گفتگو با فرشتگان و دیگری حضور جبرئیل نزد آن حضرت.

حضرت امام صادق علیه ‏السلام می‏فرماید: «فاطمةُ بنت رسول اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله كانت محدّثة و لم تكن نبیّة»، فاطمه دختر رسول خدا، محدّثه بود نه پیامبر.

وجود فردی كه محدَّث و گوش فرادهنده به حدیث فرشتگان باشد، مورد اتفاق تمامی دانشمندان شیعه و سنّی است و از اختصاصات شیعه شمرده نمی‏شود. مرحوم علاّمه امینی در بحث «المحدّث فی الاسلام» نصوص فراوانی از اهل سنّت ذكر می‏كند كه وجود محدّث را پذیرفته‏اند و بر افرادی تطبیق كرده‏اند

سپس در ادامه توضیح می‏دهد كه فاطمه علیها‏السلام را از این جهت محدّثه نامیده ‏اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل می‏شدند و همان گونه كه با مریم دختر عمران گفتگو داشتند، با او چنین سخن می‏گفتند:

«یا فاطمه، خدای متعال تو را پاك گردانید و از میان تمام زنان عالم برگزید.»

شبی حضرت صدّیقه علیها‏السلام به فرشتگان فرمود: آیا آن زن كه از جمیع زنان عالم برتر است، مریم دختر عمران نیست؟

جواب دادند: نه، مریم فقط سیّده زنان عالم در زمان خویش بود؛ ولی خدای تعالی تو را بزرگ بانوان جهان در تمام زمانها از اوّلین و آخرین قرار داده است

اما باید توجه داشت که روایتی كه امام خمینی (ره) از آن یاد كرده، به شأن و منزلت نبوّت ارتباط ندارد؛ زیرا در قرآن كریم از حضرت مریم و سخن گفتن جبرئیل با او یاد می‏كند. با اینكه آن حضرت، پیامبر نبود.

فرشته

بررسی دو نظریه

آمدن جبرئیل نزد حضرت صدّیقه از عظمت و تعالی روحی و اوج معنوی آن بزرگوار حكایت می‏كند؛ زیرا درباره كیفیّت ایجاد رابطه جبرئیل و فرشتگان با انسان دو نظریّه است.

 

نظریه عروج معنوی

نظریه‏ای كه فلاسفه بر آن تأكید دارند، این است كه می‏گویند: انسان تا در طبیعت و مادهّ است، در حجاب است و نمی‏تواند به ملأ اعلی دست یابد. همین كه خود را از معاصی و لذّات و تعلّقات نفسانی آزاد ساخت، نور معرفت و ایمان به خدا و ملكوت اعلی در قلبش تجلّی می‏كند. این نور در بالاترین مرتبه خویش همان جوهر قدسی است كه در اصطلاح فلاسفه عقل فعّال و در زبان شریعت نبوی روح قدسی نامیده می‏شود. با ظهور این نور، آنچه در آسمانها و زمینهاست برایش روشن می‏گردد. و حقایق اشیا را می‏بیند، همان گونه كه نور مادّی را در صورتی كه حجاب نباشد، مشاهده می‏كند. در این زمینه به آیاتی نیز استشهاد شده است؛ برای نمونه خداوند می‏فرماید:

«بل ران علی قلوبهم ماكانوا یكسبون» ؛ گناهانی كه انجام دادند بر دلهای آنان غلبه كرده است.( مطفّفین/14)

پس از آنكه فرد از این حجابها دور شد، باطن او معراج معنوی خویش را آغاز می‏كند؛ سرّ ملكوت بر او آشكار شده، آیات بزرگ خداوند را مشاهده می‏كند. چنانكه خداوند می‏فرماید: «لقد رأی من آیات ربّه الكبری» ( نجم/18)

كه روح ولیّ یا پیامبر سبب نزول فرشتگان نیست، بلكه خداوند فرشته را مأمور می‏كند در پیشگاه ولیّ خدا قرار بگیرد و مسایل را بازگوید. ظواهر ادّله نیز بر درستی این نظر گواهی می‏دهد. بر اساس این نظریه، تا ظرفیت معنوی و تناسب روحی كامل بین ولیّ الهی و فرشته نباشد، این نزول ممكن نخواهد شد

سپس همین روح قدسی در روح بشری و دنیایی‏اش تأثیر می‏نهد. و حقایقی كه شهود كرده، در حواس ظاهری مانند بینایی و شنوایی متمثّل و آشكار می‏سازد. بدین ترتیب، شخص حقایق ملكوتی را، كه در آن عالم حقیقی خارجی و مشخص است، به صورت محسوس مشاهده می‏كند.

بر اساس این نظریّه، تكامل و عروج معنوی و روحی انسان سبب ارتباط با حقایق ملكوت می‏شود.

 

نظریه تناسب روحی

نظریّه دوم این است كه روح ولیّ یا پیامبر سبب نزول فرشتگان نیست، بلكه خداوند فرشته را مأمور می‏كند در پیشگاه ولیّ خدا قرار بگیرد و مسایل را بازگوید. ظواهر ادّله نیز بر درستی این نظر گواهی می‏دهد. بر اساس این نظریه، تا ظرفیت معنوی و تناسب روحی كامل بین ولیّ الهی و فرشته نباشد، این نزول ممكن نخواهد شد. قرآن كریم در این زمینه می‏فرماید:

«اللّه‏ اعلم حیث یجعل رسالته»(انعام/124)؛ خداوند آگاه‏تر است كه پیامبری و رسالت خویش را در كدامین جایگاه قرار دهد.

در شأن نزول این آیه می‏خوانیم كه: ولید ابن مغیره می‏گفت: چون ثروتمند هستم و سنّ بیشتری دارم، باید بر من وحی نازل شود.

خداوند متعال می‏فرماید: شایستگی‏ها را خداوند می‏داند. برای این در آیه دیگر صبر و یقین را عامل وصول به مقام امامت معرفی می‏نماید و می‏فرماید:

«و جعلنامنهم ائمّةً یهدون بامرنا لمّا صبروا و كانوا بآیاتنایوقنون»

از آنان پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‏كنند؛ و این بدان سبب است كه آنان صبر پیشه كردند و به آیات ما یقین داشتند.

امام خمینی قدس‏سره در این زمینه می‏فرماید: مسأله آمدن جبرئیل برای كسی یك مسأله ساده نیست. خیال نشود كه جبرئیل برای هر كسی می‏آید و امكان دارد بیاید. این یك تناسب لازم است بین روح آن كسی كه جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل كه روح اعظم است. چه ما قایل بشویم به این كه قضیّه تنزیل، تنزّل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولیّ است یا پیغمبر است، او تنزیل می‏دهد او را و وارد می‏كند تا مرتبه پایین یا بگوییم كه خیر، حقّ تعالی او را مأمور می‏كند كه برو و این مسایل را بگو. چه آن قسم بگوییم كه بعض اهل نظر می‏گویند. و چه این قسم بگوییم كه بعض اهل ظاهر می‏گویند تا تناسب ما بین روح این كسی كه جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل كه روح اعظم است نباشد امكان ندارد این معنا... . این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم كه برای غیر انبیا علیهم ‏السلام آن هم نه همه انبیا برای طبقه بالای انبیا علیهم‏السلام و بعض از اولیایی كه در رتبه آنها هست، برای كسی دیگر حاصل نشده.

امید آنكه پرتوی از فیض كوثر قرآن صدیقه طاهره، دل و جانمان را روشن سازد و با شناخت هرچه بیشتر آن بانو، گلواژه‏های تقوا و ایمان را در اجتماع خویش متجلّی سازیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 16:8  توسط حسین  | 

حدیث لوح فاطمه علیهاالسلام چه بود؟

حدیث لوح فاطمه علیهاالسلام چه بود؟

حضرت فاطمه

در كتاب إكمال الدین و إتمام النعمة (باب 28) از محدث جلیل القدر «ابو جعفر محمدبن على بن حسن بن بابویه قمى» مشهور به شیخ صدوق (م.381هـ) روایاتى درباره لوح حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام آمده است كه در آن لوح به نام و تعداد امامان معصوم علیهم السلام اشاره شده است.

 

متن حدیث لوح

امام صادق علیه السلام این حدیث شریف را از زبان جابربن عبدالله انصارى که برای پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام نقل می نماید، این چنین شرح می فرماید که: جابر عرض کرد:

شهادت مى دهم كه روزى در ایام حیات رسول خدا مادرت فاطمه را ملاقات كردم تا ولادت حسین را به او تبرك بگویم كه در دستان آن بانوى بزرگ، لوح سبزینه را دیدم كه گمان كردم زمرّد است؛ در آن لوح، كتاب سفیدى را كه به درخشندگى خورشید بود مشاهده كردم. به آن حضرت عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو باد! این لوح چیست؟

فاطمه فرمود:

«این لوحى است كه خداوند ـ عزوجل ـ آن را به رسولش محمد مصطفى اهدا نمود. در این لوح نام پدر و همسر و فرزندانم [حسن و حسین] و نام اوصیا و امامانى كه از نسل فرزندم [حسین] هستند ذكر شده است. پدرم رسول خدا آن را به من بخشیده است تا با نگاه كردن در آن دلم شاد شود».

آنگاه جابر اضافه نمود: سپس مادرت فاطمه آن لوح را در اختیار من قرار داد و من آنچه در لوح نوشته شده بود خواندم و نسخه اى از آن را در ذهن نگاه داشتم [یا از روى آن نوشتم[».

امام صادق علیه السلام در ادامه روایت مى فرماید: «آنگاه پدرم به جابر فرمود: «جابر! آیا آن نسخه هنوز هم در دست توست؟ آیا آن را بر من عرضه مى كنى؟»

آنان به حقیقت حجّت و اولیاى من در زمین خواهند بود. به واسطه اینان هر فتنه كور و سیاه را از خلق دور خواهم ساخت و با آنها حركتهاى ظریف و پنهان ]معاندان دین الهى] كشف مى شود و قید و بندها و زنجیرهاى بندگى از دوش خلق برداشته مى شود

جابربن عبدالله گفت: آرى. آنگاه پدرم با جابر همراه شد تا به منزل جابر رسیدند. جابر صحیفه اى از پوست نازك آورد، آن را گشود و به رؤیت پدرم رسانید. پدرم به جابر فرمود:

«جابر! حال به صحیفه اى كه در نزد توست بنگر تا براى تو از حفظ بخوانم».

جابر به نسخه اى كه در دستش بود، نگریست پدرم تمام مطالب صحیفه را از حفظ براى جابر خواند. سوگند به خدا حرفى از كلام امام با حرفى از صحیفه اى كه در دست جابر بود مخالف نبود.

پس از آنكه قرائت امام به پایان رسید جابر گفت: خداى بزرگ را شاهد مى گیرم كه آنچه در صحیفه نزد فاطمه دیدم همین بود كه شما خواندید.

اما متن این لوح طبق نقل چنین است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم

این كتابى است از سوى خداوند شكست ناپذیر و حكیم به محمد نور و فرستاده خدا و حجاب، دلیل و آیت او در زمین. این نوشته توسط جبرئیل امین از جانب رب العالمین آورده شد.

حضرت فاطمه

اى محمد! اسماء الهى را بزرگ شمار، نعمتهایم را شكرگزار باش، هرگز نشانه هایم را انكار نكن. من پروردگار و معبود جهانیانم و جز من خدایى نیست؛ در هم كوبنده جباران و خوار كننده ستمگران و حسابرس روز جزایم. من همان الله و معبود شمایم كه جز من الله و معبودى نیست. هر كه به فضل كسى جز من امیدوار باشد یا از چیزى جز عدل الهى خوف داشته باشد، او را به عذابى سخت گرفتار خواهم ساخت كه احدى از جهانیان آن را نچشیده است. سپس فقط مرا پرستش كن و بر من توكّل نما. من هیچ رسولى را مبعوث نكردم و رسالت او را تكمیل ننمودم و دوران تبلیغ و رسالت او را به پایان نرساندم مگر اینكه براى او وصى یى قرار دادم.

(اى محمد) تو را بر تمام پیامبران برترى بخشیدم؛ وصىّ تو را نیز بر تمام اوصیا برترى دادم. سپس از وصىّ و جانشینت، تو را به وجود دو فرزند دلاور، حسن و حسین گرامى داشتم.

بعد از پایان دوره پدرش [على] حسن را معدن علم خود و حسین را نگهبان و حافظ وحى خود قرار دادم؛ نعمت شهادت را به حسین بخشیدم و او را بدین سبب گرامى داشتم و براى او سعادت خواستم. حسین با فضیلت ترین كسى است كه شهید گشت و در بین شهیدان بالاترین درجه و مقام را داراست؛ امامت و توحید تمام و كمال را با او همراه كردم، حج بالغه خود را نزد او قرار دادم؛ بر اساس [رضایت و غضب] اهل بیت و عترت او پاداش مى دهم و طالحان و بدكاران را به سزاى اعمال خویش مى رسانم.

اولین فرزند و عترت حسین، [على] سرور پرستندگان و زینت دوستان من است.

پس از او فرزندش كه شبیه و همنام جدش است محمد، شكافنده علم الهى و معدن حكمت اوست.

بزودى تردید كنندگان [در حقانیت] جعفربن محمد هلاك خواهند شد؛ هر كس به او باز گردد، گویى به من باز گشته است. سخن حق از من است: سوگند مى خورم كه منزلت دانش جعفربن محمد [و هر آن كه بر او ایمان آورد] را گرامى بدارم؛ محبت و عشق به او را در دل دوستان، شیعیان، پیروان و یارانش قرار خواهم داد.

سپس فتنه كور و سیاه گمنامى و تقیه را از برابر امام موسى [بن جعفر]  كنار خواهم زد؛ چرا كه سیر فرمان و اطاعت الهى هرگز منقطع نخواهد شد و حجت و دلیل من از دید مردم پنهان نخواهد ماند و دوستانم هرگز تیره بخت نخواهند گردید.

اگر كسى یكى از حُجج مرا انكار كند، نعمتى را كه داده ام انكار نموده است و هر كه آیه اى از كتابم را تغییر دهد بر من تهمت بسته است. واى بر افترا زنندگانِ انكارگر، آن زمان كه دوران امامت بنده و دوست و برگزیده ام موسى [بن جعفر] به پایان رسد.

فاطمه فرمود: این لوحى است كه خداوند ـ عزوجل ـ آن را به رسولش محمد مصطفى اهدا نمود. در این لوح نام پدر و همسر و فرزندانم [حسن و حسین] و نام اوصیا و امامانى كه از نسل فرزندم [حسین] هستند ذكر شده است. پدرم رسول خدا آن را به من بخشیده است تا با نگاه كردن در آن دلم شاد شود

آگاه باشید! هر كس هشتمین حجت مرا دروغ شمارد، گوئى همه اولیاى مرا انكار نموده است. علىّ [بن موسى] دوست و یاور من [و رهبر شما] است و من ثِقل علم و عصمت و صفات نبوت را در او قرار مى دهم؛ توان او را در پاسدارى از آن مى آزمایم؛ عفریت ستمگر و متكبر او را مى كشد و در شهرى كه عبد صالح ذوالقرنین ساخت دفن مى شود.

سخن حق آن است كه من بگویم: دیدگان موسى را با تولد فرزندش محمد و خلیفه و جانشین پس از او روشنى بخشم. محمد [بن على] وارث علم و دانش من و معدن حكمت و جایگاه راز من و حجّت من بر بندگانم است. بهشت را جایگاه او قرار دادم و او را شفیع هفتاد نفر از افراد خانواده [و منسوبان او] كه جهنم بر آنان واجب شد قرار دادم.

(پس از او) فرزندش على[بن محمد] دوست و یاورم را سعادتمند كردم؛ او امانت دار وحى من خواهد بود؛ از صُلب او، حسن [بن على] را بر خواهم آورد كه دعوت كننده مردم به راه خدا و نگاهبان علم الهى است.

 آنگاه [پس از او] حجت خویش را با آمدن فرزندش [قائم آل محمد] كه رحمت واسعه براى جهانیان است تكمیل خواهم نمود. قدرت و كمال موسوى، عظمت و نور عیسوى و صبر ایوب همه را در او مى بینید؛ او در زمانى خواهد آمد كه دوستان من خوار شده و چون مغولان و دیلمیان مشرك، سرافكنده گشته و به آتش كشیده مى شوند، سرهاى آنان به عنوان هدیه به اطراف و اكناف فرستاده مى شود و ترسان و لرزان مى شوند، زمین از خون آنان رنگین مى شود و هلاكت و فریاد و شیون در بین زنانشان همه گیر مى شود.

آنان به حقیقت حجّت و اولیاى من در زمین خواهند بود. به واسطه اینان هر فتنه كور و سیاه را از خلق دور خواهم ساخت و با آنها حركتهاى ظریف و پنهان (معاندان دین الهى) كشف مى شود و قید و بندها و زنجیرهاى بندگى از دوش خلق برداشته مى شود. صلوات و رحمت خداوند بر آنان باد! اینان همان هدایت یافتگانند».

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 16:7  توسط حسین  | 

فاطمه علیهاالسلام، الگویی در همه ابعاد

فاطمه علیهاالسلام، الگویی در همه ابعاد

حضرت فاطمه

گاه اشخاص هیچ اثرى از خود نمى‌گذارند و بى نام و نشان مى‌میرند ، گاه هم در روزگار خود اثر مى‌گذارند و پس از مرگ فراموش مى‌شوند و گاه هم اشخاصى پیدا مى‌شوند كه در تمام روزگاران اثر گذارند . وجود تاریخِِی این كسان به یكى از سه گونه است :

* وجود تاریخى مادى.

* وجود تاریخى رفتارى .

* وجود تاریخى نظرى .

وجود تاریخى مادى به گونه هاى مختلف تحقق مى‌پذیرد مانند ادامه وجود با اعقاب و نوادگان و آرامگاه و آثار عینى ملموس همچون آثار هنرى كه از میكل آنژ به جاى مانده كه یكى از اركان ماندگار و عظیم هنر غرب است .

وجود تاریخى رفتارى ، به سنت ها و عادت ها و رفتارهاى متراكمى است كه شخص بنیاد مى‌نهد و ترویج مى‌كند خواه مثبت باشد و خواه منفى . در ادبیات دینى ما به این رفتارهاى متراكم ماندنى « سنت » اطلاق مى‌شود .

وجود تاریخى نظرى هم با وجود شخصیت والا و گرانمایه و معارف بلند انسانى و دینى كه تولید مى‌كند صورت مى‌بندد كه در ابدیت زمان همه را از صاحب نظران گرفته تا افراد عادى به خود و به مواریث معارفى خود مشغول مى‌كند. حضرت مسیح از جهت وجودى و ارسطو از جهت علمى بدینگونه هستند .

خلاصه آنكه برخى افراد قابلیت و استعداد بقا در تاریخ دارند، یا در یكى از ابعاد سه گانه یا در تمام آن ابعاد . حضرت زهراى اطهر علیهاالسلام در هر سه بعد تبلور و تجسم تاریخى دارند:

درباره بعد رفتارى وجود تاریخى حضرت زهرا علیهاالسلام ، به حق مى توان گفت كه آن حضرت از این جنبه شگفتى ساز و دگرگون كننده است ! زن جوانى كه بیش از هجده بهار از عمر او نگذشته بود ، پایه گذار یك سنت ـ رفتار متراكم ـ و مبدل به یك الگوى تمام عیار مى گردد تا آنجا كه امام عصر ( عج ) درباره ایشان مى گوید:

وَفِى ابْنَةِ رَسُولِ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.

انسان شناسان را اصطلاحى است به عنوان «شخصیت اساسى». بنابر این اصطلاح ، حضرت زهرا علیهاالسلام با تجرید (و جدا بودن) از قید و بندهاى فردى، یك سرمشق مطلق مى شود و بدینگونه در جاودانه تاریخ ماندنى مى گردد كه چنین هم شد .

فاطمه علیهاالسلام در پى آن بود كه زن به كرامت انسانى اش پى ببرد، و خود را فداى امیال و هوسهاى دیگران نكند، فاطمه مى خواست كه دامان زن مسلمان و هر آزاداندیش را از هر گونه فساد اخلاق و روابط نامشروع و ضد ارزشهاى دینى پاك نگه دارد

جامعه شناسان مى گویند سر منشأ اوضاع بحرانى نسل جوان در جهان سوم، خلأ الگوى رفتارى است. در این حیطه حضرت زهرا علیهاالسلام می تواند منجی و مشکل گشا باشد، چرا که آن حضرت الگوی کامل و بی عیب و نقصی است که می تواند سرمشق جامعه باشد.

 

فاطمه، مظهر عفاف و حجاب

فاطمه علیهاالسلام بهترین مظهر عفت و پوشش ‍ زنان مسلمان است؛ زیرا با توجه به این كه فاطمه علیهاالسلام آن بانویى نبود كه كاملا با خارج از خانه قطع رابطه كرده باشد؛ چون تاریخ گواه است كه وى دعوت دیگر زنان را مى پذیرفته ، هم چنین جهت تهیه وسائل روزمره به ویژه در روزهایى كه حضرت على علیه السلام حضور نداشتند بیرون مى رفته ، مرتب به خانه پیامبر صلى الله علیه و آله رفت و آمد مى كرده ، در جنگ احد، به همراه دیگر زنان به مداواى زخمهاى پیامبر صلى الله علیه و آله پرداخته ، و در فتح مكه و حجة الوداع همراه پیامبر صلى الله علیه و آله بوده و پس از شهادت حمزه پیوسته به احد مى رفته، و گاه برخى از یاران پیامبر صلى الله علیه و آله را به همراه آن حضرت به حضور مى پذیرفته ، اما با این حال باز هم بر مسئله عفاف و حجاب زن سخت تكیه مى كرده است.

فاطمه علیهاالسلام در پى آن بود كه زن به كرامت انسانى اش پى ببرد، و خود را فداى امیال و هوسهاى دیگران نكند، فاطمه مى خواست كه دامان زن مسلمان و هر آزاداندیش را از هر گونه فساد اخلاق و روابط نامشروع و ضد ارزشهاى دینى پاك نگه دارد.

از حضرت على علیه السلام روایت شده كه فرمود: ما روزى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله نشسته بودیم ، ایشان فرمود: به من خبر دهید چه چیز براى زنان بهتر است؟ هیچ کس نتوانست جواب حضرت را بگویند و برخواسته پراكنده شدند. من به نزد فاطمه علیهاالسلام آمدم و سؤال را براى او نقل كردم و در ضمن گفتم كه هیچیك از ما جواب رسول خدا را نمى دانستیم ، حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: من جواب سؤال را مى دانم، سپس فرمود: بهترین ویژگی براى زن این است كه هیچ مردى او را نبیند و او هم هیچ مردى را نبیند.

درباره بعد رفتارى وجود تاریخى حضرت زهرا علیهاالسلام ، به حق مى توان گفت كه آن حضرت از این جنبه شگفتى ساز و دگرگون كننده است ! زن جوانى كه بیش از هجده بهار از عمر او نگذشته بود ، پایه گذار یك سنت ـ رفتار متراكم ـ و مبدل به یك الگوى تمام عیار مى گردد

من به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله برگشتم و گفتم یا رسول الله بهترین چیز براى زن این است كه هیچ مردى او را نبیند و او هم هیچ مردى را نبیند. حضرت با تعجب فرمود: شما كه قبلا این جا حاضر بودید و چیزى نگفتید، پس این جواب را از كجا آوردى؟! گفتم از فاطمه . پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: براستى كه فاطمه پاره تن من است .

 

پاسخ به یک شبهه

ناگفته نماند كه این حدیث را هر یك به گونه اى معنى كرده اند كه برخى از آن ها چندان صحیح بنظر نمى رسد، مثلا برخى معتقدند كه مراد فاطمه علیهاالسلام این است كه زن نگاه شهوت آلود به مرد نكند. و همچنین به زن چنین نگاهى نكند. در پاسخ باید گفت: این گونه نگاه كردن براى زن و مرد حرام است نه این كه بهتر آن است كه چنین نگاهى نكند. و با این بیان حدیث را چه جور معنى كنیم ؟ آیا مقصود فاطمه علیهاالسلام این است كه زن هرگز از خانه بیرون نرود، كه این معنى هم صحیح نیست ، زیرا نه تنها این امر امكان ندارد و عملى نیست ، بلكه با خطى مشى و سیره خود فاطمه علیهاالسلام مخالف است . زیرا عرض شد آن حضرت رفت و آمد داشته . پس منظور حضرت از این جمله چیست ؟

بنظر مى رسد كه حضرت زهرا علیهاالسلام تكیه اش بر این بوده كه زن تا مى تواند از حضور غیر ضرورى خود بكاهد و در صورت حضور، از اختلاطهاى نامشروع و گفت و شنودهاى غیر اخلاقى پرهیز كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 16:6  توسط حسین  | 

واکاوی ریشه هاى فتنه در خطبه حماسی فاطمی

واکاوی ریشه هاى فتنه در خطبه حماسی فاطمی

حضرت فاطمه
فاجعه سقیفه و در پى آن، غصب ظالمانه فدك سنگ بناى تمام ظلم ها و ستمگرى ها در طول تاریخ اسلام گردید; اما آیا فاجعه اى چنان هایل، تنها محصول سیاست بازى و غوغاسالارى پیشوایان سقیفه بود؟! 
چرا از دلاورمردان صحنه شجاعت و شهامت جز سایه اى از ننگ و ضلالت خبرى نبود؟! آن بیعت كنندگان بى شمار با على مرتضى علیه السلام در روز غدیر خم به كدامین لانه خزیده بودند؟!

آن آگاهان از بى كرانْ فضایلِ فاطمه زهرا علیهاالسلام چگونه رضایت دادند تا در حق او جسارت شود و قطعى ترین حق او غصب گردد؟!

چگونه مى شود كه پیشاپیش چشم دلاوران و غیرتمندان مهاجر و انصار روشن ترین و قطعى ترین حقوق به تاراج رود و نواى حتى یك اعتراض از جمع آنان برنخیزد؟!

چگونه مى شود ملكى را كه پیامبر به دخترش بخشیده و به اعلان همگان رسانده است، پیش چشمان تمام مسلمانان غارت نمایند و جز نواى سكوتى مرگبار از آنان به گوش نرسد؟!

ریشه هاى این فاجعه عظیم چه بود؟!

 

سربرآورى نفاق ها و كینه هاى خفته

خطبه حماسى فاطمه علیهاالسلام پس از حمد و ثناى الهى، اشاره به حكمت برخى از دستورات خدایى، گذرى بر تاریخ ذلت بار جاهلى و نگاهى به سیر عزت یابى عرب از رهگذر رسالت نبوى و رشادت هاى على علیه السلام، با تحلیل ریشه هاى فتنه سقیفه دنبال مى شود:

 «آن هنگام كه خداى تعالى همسایگى پیامبران را براى رسول خویش برگزید دورویى ها آشكار و كالاى دین كهنه و بى خریدار گشت. خشم فروخورده گمراهان زبانه كشید و كمترین گمنامان به سالارى رسید.

پیشواى اهل باطل آواز درداد و یكه تاز میدان شما گردید. شیطان از كمین گاه خویش سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و دید كه چه زود اجابتش نمودید و در دام فریبش خزیدید. چون شما را به حق كشى فراخواند، لبیك شما را دریافت و چون شما را در مقابل حق به خشم و غضب در آورد، شما را غضبناك یافت».

چه كسى جز زهرا علیها السلام مى توانست فریاد برآورد كه هر چند بهانه ها و شعارهایتان مردم فریب و زیبا; اما حقیقت كارتان زشت و نازیباست؟! هر چند خود را خاموش كنندگان فتنه مى خوانید; اما فتنه افروزان حقیقى شمایید. هر چند خود را قرآن گرا مى دانید; اما در عمل، به دامن شیطان گریزانید. شعارهایتان جملگى دروغ و نیرنگ و كارهایتان برافروزاننده فتنه و ننگ

حضرت زهرا علیها السلام ریشه اى ترین عامل شعله ورى فتنه را نفاق هاى در نهان خفته معرفى مى كند.

 قساوتمندان به ظاهر مسلمان شده، عقب ماندگان به ظاهر رشدیافته، گمراهان به ظاهر هدایت شده، آتش تعصب ها و كینه هاى قومى ـ قبیله اى را در نهاد خویشتن فرو ننشانده اند، به تهذیب و تزكیت نفوس خویش نپرداخته اند، سطح معرفت هاى خود را ترقى نداده اند ولیكن داعیه دین و ایمان را پوششى براى ظلمت و قساوت درونى شان قرار داده، همواره مترصد فرصتى گشته اند تا از پشت بر اسلام خنجز بزنند.

 چه كسى باور مى كرد كه پیشتازان جنگ و جهاد، سوداگران جان و انفاق كنندگان مال، در نهان دلهایشان دورویى بپرورانند؟! چه كسى باور مى كرد كه پیشتازان بیعت با امام على علیه السلام در روز غدیر از او كینه ها و نفرت ها به دل داشته باشند؟! در آن زمان چه كسى جرأت مى كرد داعیه داران جانبازى در راه خدا را منافق خطاب نماید؟! چه كسى شهامت آن را داشت كه فداسازان جان و مال در راه خدا را فریب خوردگان شیطان بخواند؟! چه كسى مى توانست پرده هاى دروغین دین و ایمان را فرو افكند و باطن ظلمت و ضلالت را برملا نماید؟!

چه كسى مى توانست جز زهراى اطهر؟! چه كسى جز زهرا علیهاالسلام مى توانست فریاد برآورد كه هر چند بهانه ها و شعارهایتان مردم فریب و زیبا; اما حقیقت كارتان زشت و نازیباست؟! هر چند خود را خاموش كنندگان فتنه مى خوانید; اما فتنه افروزان حقیقى شمایید. هر چند خود را قرآن گرا مى دانید; اما در عمل، به دامن شیطان گریزانید.  شعارهایتان جملگى دروغ و نیرنگ و كارهایتان برافروزاننده فتنه و ننگ:

«هنوز از عهد و قرار چیزى نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته بود; زخم دل ما التیام نگرفته و پیامبر هنوز دفن نگردیده بود كه آنچه نبایست كردید و آنچه ازآنتان نبود، بردید و بدعتى بزرگ پدید آوردید. بهانه آوردیدكه از فتنه مى ترسیم; اما بدانید كه خود را به قعر آتش فتنه افكندید; چرا كه آتش دوزخ، كافران را از هر سو فرا مى گیرد.

شما كجا و فتنه خواباندن كجا؟! دروغ مى گویید و راهى جز راه حق مى پویید! وگرنه این كتاب خداست در میان شما! نشانه هایش به كم و كاست هویدا و امر و نهى آن روشن و آشكاراست! شما به چنین كتابى پشت نموده اید. واى بر شما! آیا مى خواهید از آن رو گردانید یا به غیر آنچه در آن است، حكم نمایید؟! كسى كه جز تسلیم محض در مقابل خداوند، آیینى پذیرد، روى رضاى پروردگار نبیند و در آخرت با زیانكاران نشیند ».

 

سطحى نگرى ها و بى غیرتى هاى غافلانه

همه مصیبت ها و انحطاط ها در اسلام از سهل گیرى، سطحى نگرى، ساده لوحى و خوش باورى مردمان در همان اجتماع مسجد پیامبر شروع شد.  فاطمه علیهاالسلام با خطبه حماسى و آتشین خویش، انصار و یاوران پیامبر را به قیام و خیزش علیه پیشوایان نفاق و ضلالت فرا مى خواند; در حالى كه آنان در سایه امن بى غیرتى و سهل انگارى، در سكوتى مرگبار خفته بودند: 

امان از راحت طلبى! و امان از سهل انگارى! كه به فرموده حضرت زهرا علیها السلام تمام فسادها، انحراف ها و فتنه ها از آن سرچشمه گرفته است. امان از بى مسؤولیتى كه نتیجه تن پرورى و سطحى نگرى است. امان از بى غیرتى كه انسان را در مقابل غصب آشكاراترین حقوق نیز به ننگ سكوت و عافیت طلبى فرا مى خواند

«واى بر شما! اى پسران قیلَه!  از شما چه دور است كه پیش چشمانتان میراث پدرم را ظالمانه ببرند و حرمتم را ننگرند و شما همچون بیهوشان فریاد نصرت طلبى مرا نشنیده گذارید!! دادخواهى من به شما مى رسد، در حالى كه اجتماعتان منسجم است، ساز و برگ فراوان دارید و اثاث و خانه هاى آبادان; اما فریاد مرا نشنیده مى گیرید و به یارى ام نمى شتابید... ، به خدا سوگند شما را مى بینم كه به تن آسایى و راحت طلبى خو كرده اید. آن را كه سزاوار منصب رهبرى امور است، از جایگاهش دور نموده اید. از دین برگشته اید و از جهاد در راه خدا خسته گشته اید. آگاه باشید كه اگر تمام اهل زمین نیز كافر گردند خداوند از همه آنها بى نیاز است».

اما هزاران دریغ كه از هُرم گدازنده كلام فاطمه، فولاد سخت هیچ دلى تأثیر نپذیرفت و از زلزله عرش لرزان سخنِ او، سنگ قبر هیچ دلى نلرزید و از جا كنده نشد. هم از جا تكانشان نمى داد؟!

مگر بى غیرتى، بى مسؤولیتى و آسایش جویى با انسان چه مى كند كه مى تواند پاره تن رسول خدا را در چنگال كفتاران، گرفتار بیند و به قیام برنخیزد؟!

امان از راحت طلبى! و امان از سهل انگارى! كه به فرموده حضرت زهرا علیهاالسلام تمام فسادها، انحراف ها و فتنه ها از آن سرچشمه گرفته است. امان از بى مسؤولیتى كه نتیجه تن پرورى و سطحى نگرى است. امان از بى غیرتى كه انسان را در مقابل غصب آشكاراترین حقوق نیز به ننگ سكوت و عافیت طلبى فرا مى خواند; حتى اگر این حق، حق امامت براى على مرتضى علیه السلام و یا حق مالكیت فدك براى فاطمه زهرا علیها السلام باشد. این همه از آن نشأت مى گرفت كه شناخت و آگاهى كافى وجود نداشت. غرض ورزان و مریض دلان، عرصه تركتازى یافته بودند و توده مردم هم كه غرض و مرضى نداشتند، ساده لوحى و ظاهربینى چشم عقلشان را كور ساخته بود و ساده انگارى و سطحى نگرى، به خواب خوش بى غیرتى و غفلت فروشان برده بود.

كجا یك تن تواند غصب كردن حق مولا را                 سكوت خلق و همراهى دشمن كشت زهرا را

صحیفه تاریخ این چنین در پیش روى ما گشوده شده و كلمات آگاهى بخش فاطمه علیها السلام این چنین در گوش جان ها طنین انداز گشته است. و این ثمره، به بهاى اندكْ محقق نشده است. بهاى این روشنگرى ها، درهم شكسته شدن سینه و پهلوى زهراى اطهر علیها السلام، سیلى خوردن و نیلى شدن آن چهره مطهر و 25 سال مظلومیت و سكوت كشنده حیدر علیه السلام است. فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِى الْأَبْصَرِ(حشر/2) پس پند و عبرت بگیرید اى صاحبان اندیشه!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 16:5  توسط حسین  | 

خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (3)

خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

ایهاً بَنی‏قیلَةَ! ءَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدى وَ مَجْمَعٍ، تَلْبَسُكُمُ الدَّعْوَةُ وَ تَشْمَلُكُمُ الْخُبْرَةُ، وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّةِ وَ الْاَداةِ وَ الْقُوَّةِ، وَ عِنْدَكُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّةُ، تُوافیكُمُ الدَّعْوَةُ فَلا تُجیبُونَ، وَ تَأْتیكُمُ الصَّرْخَةُ فَلا تُغیثُونَ، وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْكِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَةُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَةُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیْتِ.

قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْكَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ كافَحْتُمُ الْبُهَمَ، لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُكُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتَّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الْاِسْلامِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیَّامِ، وَ خَضَعَتْ نُعْرَةُ الشِّرْكِ، وَ سَكَنَتْ فَوْرَةُ الْاِفْكِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْكُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَةُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ، فَاَنَّى حِزْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ، وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ، وَ نَكَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ، وَاَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ؟

بُؤْساً لِقَوْمٍ نَكَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ، وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ، اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ كُنْتُمْ مُؤمِنینَ.

اى پسران قیله- گروه انصار- آیا نسبت به میراث پدرم مورد ظلم واقع شوم در حالى كه مرا مى‏بینید و سخن مرا مى‏شنوید، و داراى انجمن و اجتماعید، صداى دعوت مرا همگان شنیده و از حالم آگاهى دارید، و داراى نفرات و ذخیره‏اید، و داراى ابزار و قوه‏اید، نزد شما اسلحه و زره و سپر هست، صداى دعوت من به شما مى‏رسد ولى جواب نمى‏دهید، و ناله فریاد خواهیم را شنیده ولى به فریادم نمى‏رسید، در حالى كه به شجاعت معروف و به خیر و صلاح موصوف مى‏باشید، و شما برگزیدگانى بودید كه انتخاب شده، و منتخباتى كه براى ما اهل‏بیت برگزیده شدید!

با عرب پیكار كرده و متحمّل رنج و شدتها شدید، و با امتها رزم نموده و با پهلوانان به نبرد برخاستید، همیشه فرمانده بوده و شما فرمانبردار، تا آسیاى اسلام به گردش افتاد، و پستان روزگار به شیر آمد، و نعره‏هاى شرك‏آمیز خاموش شده، و دیگ طمع و تهمت از جوش افتاد، و آتش كفر خاموش و دعوت نداى هرج و مرج آرام گرفت، و نظام دین كاملاً ردیف شد، پس چرا بعد از اقرارتان به ایمان حیران شده، و پس از آشكارى خود را مخفى گرداندید، و بعد از پیشقدمى عقب نشستید، و بعد ایمان، شرک آوردید.

حضرت فاطمه

واى بر گروهى كه بعد از پیمان بستن آن را شكستند، و خواستند پیامبر را اخراج كنند، با آنكه آنان جنگ را آغاز نمودند، آیا از آنان هراس داریددر حالى كه خدا سزاوار است كه از او بهراسید، اگر مؤمنید.

اَلا، وَ قَدْ أَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ، وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوْتُمْ بِالضّیقِ مِنَ السَّعَةِ، فَمَجَجْتُمْ ما وَعَبْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذى تَسَوَّغْتُمْ، فَاِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ.

اَلا، وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ هذا عَلى مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخِذْلَةِ الَّتی خامَرْتُكُمْ، وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُكُمْ، وَ لكِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ حَوَزُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ، فَدُونَكُمُوها فَاحْتَقِبُوها دَبِرَةَ الظَّهْرِ، نَقِبَةَ الْخُفِّ، باقِیَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ الْجَبَّارِ وَ شَنارِ الْاَبَدِ، مَوْصُولَةً بِنارِ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتی تَطَّلِعُ عَلَى الْاَفْئِدَةِ.

فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ، وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ، وَ اَنَا اِبْنَةُ نَذیرٍ لَكُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٌ شَدیدٌ، فَاعْمَلُوا اِنَّا عامِلُونَ، وَ انْتَظِرُوا اِنَّا مُنْتَظِرُونَ.

آگاه باشید مى‏بینم كه به تن‏آسائى جاودانه دل داده، و كسى را كه سزاوار زمامدارى بود را دور ساخته‏اید، با راحت‏طلبى خلوت كرده، و از تنگناى زندگى به فراخناى آن رسیده‏اید، در اثر آن آنچه را حفظ كرده بودید را از دهان بیرون ریختید، و آنچه را فروبرده بودید را بازگرداندند، پس بدانید اگر شما و هركه در زمین است كافر شوید، خداى بزرگ از همگان بى‏نیاز و ستوده است.

آگاه باشید آنچه گفتم با شناخت كاملم بود، به سستى پدید آمده در اخلاق شما، و بى‏وفائى و نیرنگ ایجاد شده در قلوب شما، و لیكن اینها جوشش دل اندوهگین، و بیرون ریختن خشم و غضب است، و آنچه قابل تحمّلم نیست، و جوشش سینه‏ام و بیان دلیل و برهان، پس خلافت را بگیرید، ولى بدانید كه پشت این شتر خلافت زخم است، و پاى آن سوراخ و تاول‏دار، عار و ننگش باقى و نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد، و به آتش شعله‏ور خدا كه بر قلبها احاطه مى‏یابد متصل است. آنچه مى‏كنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنانكه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه به كدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت، و من دختر كسى هستم كه شما را از عذاب دردناك الهى كه در پیش دارید خبر داد، پس هرچه خواهید بكنید و ما هم كار خود را مى‏كنیم، و شما منتظر بمانید و ما هم در انتظار بسر مى‏بریم.

 و خداوند در سهمیه‏هائى كه مقرر كرد، و مقادیرى كه در ارث تعیین فرمود، و بهره‏هائى كه براى مردان و زنان قرار داد، توضیحات كافى داده، كه بهانه‏هاى اهل باطل، و گمانها و شبهات را تا روز قیامت زائل فرموده است، نه چنین است، بلكه هواهاى نفسانى شما راهى را پیش پایتان قرار داده،

فأجابها أبوبكر عبداللَّه بن عثمان، و قال:

آنگاه ابوبكر پاسخ داد:

 

یا بِنْتَ رَسُولِ‏اللَّهِ! لَقَدْ كانَ اَبُوكِ بِالْمُؤمِنینَ عَطُوفاً كَریماً، رَؤُوفاً رَحیماً، وَ عَلَى الْكافِرینَ عَذاباً اَلیماً وَ عِقاباً عَظیماً، اِنْ عَزَوْناهُ وَجَدْناهُ اَباكِ دُونَ النِّساءِ، وَ اَخا اِلْفِكِ دُونَ الْاَخِلاَّءِ، اثَرَهُ عَلى كُلِّ حَمیمٍ وَ ساعَدَهُ فی كُلِّ اَمْرٍ جَسیمِ، لا یُحِبُّكُمْ اِلاَّ سَعیدٌ، وَ لا یُبْغِضُكُمْ اِلاَّ شَقِیٌّ بَعیدٌ.

فَاَنْتُمْ عِتْرَةُ رَسُولِ‏اللَّهِ الطَّیِّبُونَ، الْخِیَرَةُ الْمُنْتَجَبُونَ، عَلَى الْخَیْرِ اَدِلَّتُنا وَ اِلَى الْجَنَّةِ مَسالِكُنا، وَ اَنْتِ یا خِیَرَةَ النِّساءِ وَ ابْنَةَ خَیْرِ الْاَنْبِیاءِ، صادِقَةٌ فی قَوْلِكِ، سابِقَةٌ فی وُفُورِ عَقْلِكِ، غَیْرَ مَرْدُودَةٍ عَنْ حَقِّكِ، وَ لا مَصْدُودَةٍ عَنْ صِدْقِكِ.

وَ اللَّهِ ما عَدَوْتُ رَأْىَ رَسُولِ‏اللَّهِ، وَ لا عَمِلْتُ اِلاَّ بِاِذْنِهِ، وَ الرَّائِدُ لا یَكْذِبُ اَهْلَهُ، وَ اِنّی اُشْهِدُ اللَّهَ وَ كَفى بِهِ شَهیداً، اَنّی سَمِعْتُ رَسُولَ‏اللَّهِ یَقُولُ: «نَحْنُ مَعاشِرَ الْاَنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ ذَهَباً وَ لا فِضَّةًّ، وَ لا داراً وَ لا عِقاراً، وَ اِنَّما نُوَرِّثُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ الْعِلْمَ وَ النُّبُوَّةَ، وَ ما كانَ لَنا مِنْ طُعْمَةٍ فَلِوَلِیِّ الْاَمْرِ بَعْدَنا اَنْ یَحْكُمَ فیهِ بِحُكْمِهِ».

وَ قَدْ جَعَلْنا ما حاوَلْتِهِ فِی الْكِراعِ وَ السِّلاحِ، یُقاتِلُ بِهَا الْمُسْلِمُونَ وَ یُجاهِدُونَ الْكُفَّارَ، وَ یُجالِدُونَ الْمَرَدَةَ الْفُجَّارَ، وَ ذلِكَ بِاِجْماعِ الْمُسْلِمینَ، لَمْ اَنْفَرِدْ بِهِ وَحْدى،وَ لَمْ اَسْتَبِدْ بِما كانَ الرَّأْىُ عِنْدى، وَ هذِهِ حالی وَ مالی، هِیَ لَكِ وَ بَیْنَ یَدَیْكِ، لا تَزْوى عَنْكِ وَ لا نَدَّخِرُ دُونَكِ، وَ اَنَّكِ، وَ اَنْتِ سَیِّدَةُ اُمَّةِ اَبیكِ وَ الشَّجَرَةُ الطَّیِّبَةُ لِبَنیكِ، لا یُدْفَعُ مالَكِ مِنْ فَضْلِكِ، وَ لا یُوضَعُ فی فَرْعِكِ وَ اَصْلِكِ، حُكْمُكِ نافِذٌ فیما مَلَّكَتْ یَداىَ، فَهَلْ تَرَیِنَّ اَنْ اُخالِفَ فی ذاكَ اَباكِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَ سَلَّمَ).

 اى دختر رسول خدا! پدر تو بر مؤمنین مهربان و بزرگوار و رئوف و رحیم، و بر كافران عذاب دردناك و عقاب بزرگ بود، اگر به نسب او بنگریم وى در میان زنانمان پدر تو، و در میان دوستان برادر شوهر توست، كه وى را بر هر دوستى برترى داد، و او نیز در هر كار بزرگى پیامبر را یارى نمود، جز سعادتمندان شما را دوست نمى‏دارند، و تنها بدكاران شما را دشمن مى‏شمرند.

پس شما خاندان پیامبر، پاكان برگزیدگان جهان بوده، و ما را به خیر راهنما، و بسوى بهشت رهنمون بودید، و تو اى برترین زنان و دختر برترین پیامبران، در گفتارت صادق، در عقل فراوان پیشقدم بوده، و هرگز از حقت بازداشته نخواهى شد و از گفتار صادقت مانعى ایجاد نخواهد گردید.

حضرت فاطمه زهرا

و بخدا سوگند از رأى پیامبر قدمى فراتر نگذارده، و جز با اجازه او اقدام نكرده‏ام، و پیشرو قوم به آنان دروغ نمى‏گوید، و خدا را گواه مى‏گیرم كه بهترین گواه است، از پیامبر شنیدم كه فرمود: «ما گروه پیامبران دینار و درهم و خانه و مزرعه به ارث نمى‏گذاریم، و تنها كتاب و حكمت و علم و نبوت را به ارث مى‏نهیم، و آنچه از ما باقى مى‏ماند در اختیار ولىّ امر بعد از ماست، كه هر حكمى كه بخواهد در آن بنماید.»

 و ما آنچه را كه مى‏خواهى در راه خرید اسب و اسلحه قرار دادیم، تا مسلمانان با آن كارزار كرده و با كفّار جهاد نموده و با سركشان بدكار جدال كنند، و این تصمیم به اتفاق تمام مسلمانان بود، و تنها دست به این كار نزدم، و در رأى و نظرم مستبدّانه عمل ننمودم، و این حال من و این اموال من است كه براى تو و در اختیار توست، و از تو دریغ نمى‏شود و براى فرد دیگرى ذخیره نشده، توئى سرور بانوان امّت پدرت، و درخت بارور و پاك براى فرزندانت، فضائلت انكار نشده، و از شاخه و ساقه‏ات فرونهاده نمى‏گردد، حُكمت در آنچه من مالك آن هستم نافذ است، آیا مى‏پسندى كه در این زمینه مخالف سخن پدرت عمل كنم؟

فقالت:

سُبْحانَ‏اللَّهِ، ما كانَ اَبی رَسُولُ‏اللَّهِ عَنْ كِتابِ اللَّهِ صادِفاً، وَ لا لِاَحْكامِهِ مُخالِفاً، بَلْ كانَ یَتْبَعُ اَثَرَهُ، وَ یَقْفُو سُوَرَهُ، اَفَتَجْمَعُونَ اِلَى الْغَدْرِ اِعْتِلالاً عَلَیْهِ بِالزُّورِ، وَ هذا بَعْدَ وَفاتِهِ شَبیهٌ بِما بُغِیَ لَهُ مِنَ الْغَوائِلِ فی حَیاتِهِ، هذا كِتابُ اللَّهِ حُكْماً عَدْلاً وَ ناطِقاً فَصْلاً، یَقُولُ: «یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ الِ‏یَعْقُوبَ»، وَ یَقُولُ: «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ».

بَیَّنَ عَزَّ وَ جَلَّ فیما وَزَّعَ مِنَ الْاَقْساطِ، وَ شَرَعَ مِنَ الْفَرائِضِ وَالْمیراثِ، وَ اَباحَ مِنْ حَظِّ الذَّكَرانِ وَ الْاِناثِ، ما اَزاحَ بِهِ عِلَّةَ الْمُبْطِلینَ وَ اَزالَ التَّظَنّی وَ الشُّبَهاتِ فِی الْغابِرینَ، كَلاَّ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ اَنْفُسُكُمْ اَمْراً، فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ.

حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:

پاك و منزه است خداوند، پدرم پیامبر، از كتاب خدا روى‏گردان و با احكامش مخالف نبود، بلكه پیرو آن بود و به آیات آن عمل مى‏نمود، آیا مى‏خواهید علاوه بر نیرنگ و مكر به زور او را متهم نمائید، و این كار بعد از رحلت او شبیه است به دامهائى كه در زمان حیاتش برایش گسترده شد، این كتاب خداست كه حاكمى است عادل، و ناطقى است كه بین حق و باطل جدائى مى‏اندازد، و مى‏فرماید:- زكریا گفت: خدایا فرزندى به من بده كه- «از من و خاندان یعقوب ارث ببرد»، و مى‏فرماید: «سلیمان از داود ارث برد».

 و خداوند در سهمیه‏هائى كه مقرر كرد، و مقادیرى كه در ارث تعیین فرمود، و بهره‏هائى كه براى مردان و زنان قرار داد، توضیحات كافى داده، كه بهانه‏هاى اهل باطل، و گمانها و شبهات را تا روز قیامت زائل فرموده است، نه چنین است، بلكه هواهاى نفسانى شما راهى را پیش پایتان قرار داده، و جز صبر زیبا چاره‏اى ندارم، و خداوند در آنچه مى‏كنید یاور ماست.

ما تو را از دست دادیم مانند سرزمینى كه از باران محروم گردد، و قوم تو متفرّق شدند، بیا بنگر كه چگونه از راه منحرف گردیدند.

هر خاندانى كه نزد خدا منزلت و مقامى داشت نزد بیگانگان نیز محترم بود، غیر از ما.

مردانى چند از امت تو همین كه رفتى، و پرده خاك میان ما و تو حائل شد، اسرار سینه‏ها را آشكار كردند.

فقال أبوبكر:

صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَتْ اِبْنَتُهُ، مَعْدِنُ الْحِكْمَةِ، وَ مَوْطِنُ الْهُدى وَ الرَّحْمَةِ، وَ رُكْنُ الدّینِ، وَ عَیْنُ الْحُجَّةِ، لا اَبْعَدُ صَوابَكِ وَ لا اُنْكِرُ خِطابَكِ، هؤُلاءِ الْمُسْلِمُونَ بَیْنی وَ بَیْنَكِ قَلَّدُونی ما تَقَلَّدْتُ، وَ بِاتِّفاقٍ مِنْهُمْ اَخَذْتُ ما اَخَذْتُ، غَیْرَ مَكابِرٍ وَ لا مُسْتَبِدٍّ وَ لا مُسْتَأْثِرٍ، وَ هُمْ بِذلِكَ شُهُودٌ.

ابوبكر گفت:

خدا و پیامبرش راست گفته، و دختر او نیز، كه معدن حكمت و جایگاه هدایت و رحمت، و ركن دین و سرچشمه حجت و دلیل مى‏باشد و راست مى‏گوید، سخن حقّت را دور نیفكنده و گفتارت را انكار نمى‏كنم، این مسلمانان بین من و تو حاكم هستند، و آنان این حكومت را بمن سپردند، و به تصمیم آنها این منصب را پذیرفتم، نه متكبّر بوده و نه مستبدّ به رأى هستم، و نه چیزى را براى خود برداشته‏ام، و اینان همگى گواه و شاهدند.

فالتفت فاطمة علیهاالسلام الى النساء، و قالت:

مَعاشِرَ الْمُسْلِمینَ الْمُسْرِعَةِ اِلى قیلِ الْباطِلِ، الْمُغْضِیَةِ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبیحِ الْخاسِرِ، اَفَلا تَتَدَبَّرُونَ الْقُرْانَ اَمْ‏عَلی قُلُوبٍ اَقْفالُها، كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِكُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِكُمْ، فَاَخَذَ بِسَمْعِكُمْ وَ اَبْصارِكُمْ، وَ لَبِئْسَ ما تَأَوَّلْتُمْ، وَ ساءَ ما بِهِ اَشَرْتُمْ، وَ شَرَّ ما مِنْهُ اِعْتَضْتُمْ، لَتَجِدَنَّ وَ اللَّهِ مَحْمِلَهُ ثَقیلاً، وَ غِبَّهُ وَ بیلاً، اِذا كُشِفَ لَكُمُ الْغِطاءُ، وَ بانَ ما وَرائَهُ الضَّرَّاءُ، وَ بَدا لَكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَحْتَسِبُونَ، وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ.

آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام رو به مردم كرده و فرمود:

اى مسلمانان! كه براى شنیدن حرفهاى بیهوده شتابان بوده، و كردار زشت را نادیده میگیرید، آیا در قرآن نمى‏اندیشید، یا بر دلها مهر زده شده است، نه چنین است بلكه اعمال زشتتان بر دلهایتان تیرگى آورده، و گوشها و چشمانتان را فراگرفته، و بسیار بد آیات قرآن را تأویل كرده، و بد راهى را به او نشان داده، و با بدچیزى معاوضه نمودید، بخدا سوگند تحمّل این بار برایتان سنگین، و عاقبتش پر از وزر و وبال است، آنگاه كه پرده‏ها كنار رود و زیانهاى آن روشن گردد، و آنچه را كه حساب نمى‏كردید و براى شما آشكار گردد، آنجاست كه اهل باطل زیانكار گردند.

ثم عطفت على قبر النبیّ صلى اللَّه علیه و آله، و قالت:

قَدْ كانَ بَعْدَكَ اَنْباءٌ وَهَنْبَثَةٌ - لَوْ كُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَكْثِرِ الْخُطَبُ

اِنَّا فَقَدْ ناكَ فَقْدَ الْاَرْضِ وابِلَها - وَ اخْتَلَّ قَوْمُكَ فَاشْهَدْهُمْ وَ لا تَغِبُ

وَ كُلُّ اَهْلٍ لَهُ قُرْبی وَ مَنْزِلَةٌ - عِنْدَ الْاِلهِ عَلَی الْاَدْنَیْنِ مُقْتَرِبُ

اَبْدَتْ رِجالٌ لَنا نَجْوى صُدُورِهِمُ - لمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَكَ التُّرَبُ

تَجَهَّمَتْنا رِجالٌ وَ اسْتُخِفَّ بِنا - لَمَّا فُقِدْتَ وَ كُلُّ الْاِرْثِ مُغْتَصَبُ

وَ كُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً یُسْتَضاءُ بِهِ- عَلَیْكَ تُنْزِلُ مِنْ ذِى‏الْعِزَّةِ الْكُتُبُ

وَ كانَ جِبْریلُ بِالْایاتِ یُؤْنِسُنا- فَقَدْ فُقِدْتَ وَ كُلُّ الْخَیْرِ مُحْتَجَبُ

فَلَیْتَ قَبْلَكَ كانَ الْمَوْتُ صادِفُنا- لَمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَكَ الْكُتُبُ

سپس آن حضرت رو به سوى قبر پیامبر كرد و فرمود:

بعد از تو خبرها و مسائلى پیش آمد، كه اگر بودى آنچنان بزرگ جلوه نمى‏كرد.

ما تو را از دست دادیم مانند سرزمینى كه از باران محروم گردد، و قوم تو متفرّق شدند، بیا بنگر كه چگونه از راه منحرف گردیدند.

هر خاندانى كه نزد خدا منزلت و مقامى داشت نزد بیگانگان نیز محترم بود، غیر از ما.

مردانى چند از امت تو همین كه رفتى، و پرده خاك میان ما و تو حائل شد، اسرار سینه‏ها را آشكار كردند.

بعد از تو مردانى دیگر از ما روى برگردانده و خفیفمان نمودند، و میراثمان دزدیده شد.

تو ماه شب چهارده و چراغ نوربخشى بودى، كه از جانب خداوند بر تو كتابها نازل مى‏گردید.

جبرئیل با آیات الهى مونس ما بود، و بعد از تو تمام خیرها پوشیده شد.

اى كاش پیش از تو مرده بودیم، آنگاه كه رفتى و خاك ترا در زیر خود پنهان كرد.

ثم انكفأت علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه‏السلام یتوقّع رجوعها الیه و یتطلّع طلوعها علیه، فلمّا استقرّت بها الدار، قالت لامیرالمؤمنین علیهماالسلام:

 آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام به خانه بازگشت و حضرت على علیه‏السلام در انتظار او بسر برده و منتظر طلوع آفتاب جمالش بود، وقتى در خانه آرام گرفت به حضرت على علیه‏السلام فرمود:

یَابْنَ اَبی‏طالِبٍ! اِشْتَمَلْتَ شِمْلَةَ الْجَنینِ، وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنینِ، نَقَضْتَ قادِمَةَ الْاَجْدَلِ، فَخانَكَ ریشُ الْاَعْزَلِ.

هذا اِبْنُ اَبی‏قُحافَةَ یَبْتَزُّنی نِحْلَةَ اَبی وَ بُلْغَةَ ابْنَىَّ! لَقَدْ اَجْهَرَ فی خِصامی وَ اَلْفَیْتُهُ اَلَدَّ فی كَلامی حَتَّى حَبَسَتْنی قیلَةُ نَصْرَها وَ الْمُهاجِرَةُ وَصْلَها، وَ غَضَّتِ الْجَماعَةُ دُونی طَرْفَها، فَلا دافِعَ وَ لا مانِعَ، خَرَجْتُ كاظِمَةً، وَ عُدْتُ راغِمَةً.

اَضْرَعْتَ خَدَّكَ یَوْمَ اَضَعْتَ حَدَّكَ، اِفْتَرَسْتَ الذِّئابَ وَ افْتَرَشت التُّرابَ، ما كَفَفْتَ قائِلاً وَ لا اَغْنَیْتَ باطلاً وَ لا خِیارَ لی، لَیْتَنی مِتُّ قَبْلَ هَنیئَتی وَ دُونَ ذَلَّتی، عَذیرِىَ اللَّهُ مِنْكَ عادِیاً وَ مِنْكَ حامِیاً.

وَیْلاىَ فی كُلِّ شارِقٍ، وَیْلاىَ فی كُلِّ غارِبٍ، ماتَ الْعَمَدُ وَ وَهَنَ الْعَضُدُ، شَكْواىَ اِلى اَبی وَ عَدْواىَ اِلى رَبّی، اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ حَوْلاً، وَ اَشَدُّ بَأْساً وَ تَنْكیلاً.

اى پسر ابوطالب! همانند جنین در شكم مادر پرده‏نشین شده، و در خانه اتهام به زمین نشسته‏اى، شاه‏پرهاى شاهین را شكسته، و حال آنكه پرهاى كوچك هم در پرواز به تو خیانت خواهد كرد. این پسر ابى‏قحافه است كه هدیه پدرم و مایه زندگى دو پسرم را از من گرفته است، با كمال وضوح با من دشمنى كرد، و من او را در سخن گفتن با خود بسیار لجوج و كینه‏توز دیدم، تا آنكه انصار حمایتشان را از من باز داشته، و مهاجران یاریشان را از من دریغ نمودند، و مردم از یاریم چشم‏پوشى كردند، نه مدافعى دارم و نه كسى كه مانع از كردار آنان گردد، در حالى كه خشمم را فروبرده بودم از خانه خارج شدم و بدون نتیجه بازگشتم.

آنروز كه شمشیرت را بر زمین نهادى همان روز خویشتن را خانه‏نشین نمودى، تو شیرمردى بودى كه گرگان را مى‏كشتى، و امروز بر روى زمین آرمیده‏اى، گوینده‏اى را از من دفع نكرده، و باطلى را از من دور نمى‏گردانى، و من از خود اختیارى ندارم، اى كاش قبل از این كار و قبل از اینكه این چنین خوار شوم مرده بودم، از اینكه اینگونه سخن مى‏گویم خداوندا عذر مى‏خواهم، و یارى و كمك از جانب توست.

از این پس واى بر من در هر صبح و شام، پناهم از دنیا رفت، و بازویم سست شد، شكایتم بسوى پدرم بوده و از خدا یارى مى‏خواهم، پروردگارا نیرو و توانت از آنان بیشتر، و عذاب و عقابت دردناكتر است.

فقال امیرالمؤمنین علیه‏السلام:

لا وَیْلَ لَكِ، بَلِ الْوَیْلُ لِشانِئِكِ، نَهْنِهْنی عَنْ وُجْدِكِ، یا اِبْنَةَ الصَّفْوَةِ وَ بَقِیَّةَ النُّبُوَّةِ، فَما وَنَیْتُ عَنْ دینی، وَ لا اَخْطَأْتُ مَقْدُورى، فَاِنْ كُنْتِ تُریدینَ الْبُلْغَةَ فَرِزْقُكِ مَضْمُونٌ، وَ كَفیلُكِ مَأْمُونٌ، وَ ما اُعِدَّ لَكِ اَفْضَلُ مِمَّا قُطِعَ عَنْكِ، فَاحْتَسِبِی اللَّهَ.

حضرت على علیه‏السلام فرمود:

شایسته تو نیست كه واى بر من بگوئى، بلكه سزاوار دشمن ستمگر توست، اى دختر برگزیده خدا و اى باقیمانده نبوت، از اندوه و غضب دست بردار، من در دینم سست نشده و از آنچه در حدّ توانم است مضائقه نمى‏كنم، اگر تو براى گذران روزیت ناراحتى، بدانكه روزى تو نزد خدا ضمانت شده و كفیل تو امین است، و آنچه برایت آماده شده از آنچه از تو گرفته شده بهتر است، پس براى خدا صبر كن.

فقالت: حَسْبِیَ اللَّهُ، و أمسكت.

حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا مرا كافى است، آنگاه ساكت شد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 22:4  توسط حسین  | 

خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (2)

خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَةَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَةَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَةَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِی‏ءَ الْاَقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّةً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِكُمْ، فَاَنْقَذَكُمُ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی، وَ بَعْدَ اَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجالِ، وَ ذُؤْبانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَةِ اَهْلِ الْكِتابِ.

كُلَّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللَّهُ، اَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّیْطانِ، اَوْ فَغَرَتْ فاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ، قَذَفَ اَخاهُ فی لَهَواتِها، فَلا یَنْكَفِی‏ءُ حَتَّى یَطَأَ جِناحَها بِأَخْمَصِهِ، وَ یَخْمِدَ لَهَبَها بِسَیْفِهِ، مَكْدُوداً فی ذاتِ اللَّهِ، مُجْتَهِداً فی اَمْرِ اللَّهِ، قَریباً مِنْ رَسُولِ‏اللَّهِ، سَیِّداً فی اَوْلِیاءِ اللَّهِ، مُشَمِّراً ناصِحاً مُجِدّاً كادِحاً، لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ.

وَ اَنْتُمَ فی رَفاهِیَّةٍ مِنَ الْعَیْشِ، و ادِعُونَ فاكِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ، وَ تَتَوَكَّفُونَ الْاَخْبارَ، وَ تَنْكُصُونَ عِنْدَ النِّزالِ، وَ تَفِرُّونَ مِنَ الْقِتالِ.

و شما بر كناره پرتگاهى از آتش قرار داشته، و مانند جرعه‏اى آب بوده و در معرض طمع طمّاعان قرار داشتید، همچون آتش‏زنه‏اى بودید كه بلافاصله خاموش مى‏گردید، لگدكوب روندگان بودید، از آبى مى‏نوشیدید كه شتران آن را آلوده كرده بودند، و از پوست درختان به عنوان غذا استفاده مى‏كردید، خوار و مطرود بودید، مى‏ترسیدند كه مردمانى كه در اطراف شما بودند شما را بربایند، تا خداى تعالى بعد از چنین حالاتى شما را بدست آن حضرت نجات داد، بعد از آنكه از دست قدرتمندان و گرگهاى عرب و سركشان اهل كتاب ناراحتیها كشیدید.

هرگاه آتش جنگ برافروختند خداوند خاموشش نموده، یا هر هنگام كه شیطان سر برآورد یا اژدهائى از مشركین دهان بازكرد، پیامبر برادرش را در كام آن افكند، و او تا زمانى كه سرآنان را به زمین نمى‏كوفت و آتش آنها را به آب شمشیرش خاموش نمى‏كرد، باز نمى‏گشت، فرسوده از تلاش در راه خدا، كوشیده در امر او، نزدیك به پیامبر خدا، سرورى از اولیاء الهى، دامن به كمر بسته، نصیحت‏گر، تلاشگر، و كوشش‏كننده بود، و در راه خدا از ملامت ملامت‏كننده نمى‏هراسید. و این در هنگامه‏اى بود كه شما در آسایش زندگى مى‏كردید، در مهد امن متنعّم بودید، و در انتظار بسر مى‏بردید تا ناراحتى‏ها ما را در بر گیرد، و گوش به زنگ اخبار بودید، و هنگام كارزار عقبگرد مى‏كردید، و به هنگام نبرد فرار مى‏نمودید.

فَلَمَّا اِختارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِیائِهِ، ظَهَرَ فیكُمْ حَسْكَةُ النِّفاقِ، وَ سَمَلَ جِلْبابُ الدّینِ، وَ نَطَقَ كاظِمُ الْغاوینَ، وَ نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلّینَ، وَ هَدَرَ فَنیقُ الْمُبْطِلینَ، فَخَطَرَ فی عَرَصاتِكُمْ، وَ اَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ، هاتِفاً بِكُمْ، فَأَلْفاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ، وَ لِلْغِرَّةِ فیهِ مُلاحِظینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفافاً، وَ اَحْمَشَكُمْ فَاَلْفاكُمْ غِضاباً، فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ اِبِلِكُمْ، وَ وَرَدْتُمْ غَیْرَ مَشْرَبِكُمْ.

هذا، وَ الْعَهْدُ قَریبٌ، وَالْكَلْمُ رَحیبٌ، وَ الْجُرْحُ لَمَّا یَنْدَمِلُ، وَ الرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَرُ، اِبْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ، اَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا، وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْكافِرینَ.

فَهَیْهاتَ مِنْكُمْ، وَ كَیْفَ بِكُمْ، وَ اَنَّى تُؤْفَكُونَ، وَ كِتابُ اللَّهِ بَیْنَ اَظْهُرِكُمْ، اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ، وَ اَحْكامُهُ زاهِرَةٌ، وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ، و زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ، وَ قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُمْ، أَرَغْبَةً عَنْهُ تُریدُونَ؟ اَمْ بِغَیْرِهِ تَحْكُمُونَ؟ بِئْسَ لِلظَّالمینَ بَدَلاً، وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْاِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ، وَ هُوَ فِی الْاخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینِ.

حضرت فاطمه

و آنگاه كه خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، علائم نفاق در شما ظاهر گشت، و جامه دین كهنه، و سكوت گمراهان شكسته، و پست رتبه‏گان با قدر و منزلت گردیده، و شتر نازپرورده اهل باطل به صدا درآمد، و در خانه‏هایتان بیامد، و شیطان سر خویش را از مخفى‏گاه خود بیرون آورد، و شما را فراخواند، مشاهده كرد پاسخگوى دعوت او هستید، و براى فریب خوردن آماده‏اید، آنگاه از شما خواست كه قیام كنید، و مشاهده كرد كه به آسانى این كار را انجام مى‏دهید، شما را به غضب واداشت، و دید غضبناك هستید، پس بر شتران دیگران نشان زدید، و بر آبى كه سهم شما نبود وارد شدید.

این در حالى بود كه زمانى نگذشته بود، و موضع شكاف زخم هنوز وسیع بود، و جراحت التیام نیافته، و پیامبر به قبر سپرده نشده بود، بهانه آوردید كه از فتنه مى‏هراسید، آگاه باشید كه در فتنه قرار گرفته‏اید، و براستى جهنم كافران را احاطه نموده است.

این كار از شما بعید بود، و چطور این كار را كردید، به كجا روى مى‏آوردید، در حالى كه كتاب خدا رویاروى شماست، امورش روشن، و احكامش درخشان، و علائم هدایتش ظاهر، و محرّماتش هویدا، و اوامرش واضح است، ولى آن را پشت سر انداختید، آیا بى‏رغبتى به آن را خواهانید؟ یا بغیر قرآن حكم مى‏كنید؟ كه این براى ظالمان بدل بدى است، و هركس غیر از اسلام دینى را جویا باشد از او پذیرفته نشده و در آخرت از زیانكاران خواهد بود.

اینك این تو و این شتر، شترى مهارزده و رحل نهاده شده، برگیر و ببر، با تو در روز رستاخیز ملاقات خواهد كرد. چه نیك داورى است خداوند، و نیكو دادخواهى است پیامبر، و چه نیكو وعده‏گاهى است قیامت، و در آن ساعت و آن روز اهل باطل زیان مى‏برند، و پشیمانى به شما سودى نمى‏رساند،

ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا اِلى رَیْثَ اَنْ تَسْكُنَ نَفْرَتَها، وَ یَسْلَسَ قِیادَها،ثُمَّ اَخَذْتُمْ تُورُونَ وَ قْدَتَها، وَ تُهَیِّجُونَ جَمْرَتَها، وَ تَسْتَجیبُونَ لِهِتافِ الشَّیْطانِ الْغَوِىِّ، وَ اِطْفاءِ اَنْوارِالدّینِ الْجَلِیِّ، وَ اِهْمالِ سُنَنِ النَّبِیِّ الصَّفِیِّ، تُسِرُّونَ حَسْواً فِی ارْتِغاءٍ، وَ تَمْشُونَ لِاَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ فِی الْخَمَرِ وَ الضَّرَّاءِ، وَ نَصْبِرُ مِنْكُمْ عَلى مِثْلِ حَزِّ الْمَدى، وَ وَخْزِالسنان‏فى‏الحشا.

وَ اَنْتُمُ الانَ تَزَْعُمُونَ اَنْ لا اِرْثَ لَنا أَفَحُكْمَ الْجاهِلِیَّةِ تَبْغُونَ، وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَومٍ یُوقِنُونَ، أَفَلا تَعْلَمُونَ؟ بَلى، قَدْ تَجَلَّى لَكُمْ كَالشَّمْسِ الضَّاحِیَةِ أَنّی اِبْنَتُهُ.

اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَاُغْلَبُ عَلى اِرْثی؟ یَابْنَ اَبی‏قُحافَةَ! اَفی كِتابِ اللَّهِ تَرِثُ اَباكَ وَ لا اَرِثُ اَبی؟ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیّاً، اَفَعَلى عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُمْ، إذْ یَقُولُ «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ»  وَ قالَ فیما اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ زَكَرِیَّا اِذْ قالَ: «فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْكَ وَلِیّاً یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ الِ‏یَعْقُوبَ»،  وَ قالَ: «وَ اوُلُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلی بِبَعْضٍ فی كِتابِ اللَّهِ»، وَ قالَ «یُوصیكُمُ اللَّهُ فی اَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْاُنْثَیَیْنِ»، وَ قالَ «اِنْ تَرَكَ خَیْراً الْوَصِیَّةَ لِلْوالِدَیْنِ وَالْاَقْرَبَیْنِ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقینَ».

آنگاه آنقدر درنگ نكردید كه این دل رمیده آرام گیرد، و كشیدن آن سهل گردد، پس آتش‏گیره‏ها را افروخته‏تر كرده، و به آتش دامن زدید تا آن را شعله‏ور سازید،و براى اجابت نداى شیطان، و براى خاموش كردن انوار دین روشن خدا، و از بین بردن سنن پیامبر برگزیده آماده بودید، به بهانه خوردن، كف شیر را زیر لب پنهان مى‏خورید، و براى خانواده و فرزندان او در پشت تپه‏ها و درختان كمین گرفته و راه مى‏رفتید، و ما باید بر این امور كه همچون خنجر برّان و فرورفتن نیزه در میان شكم است، صبر كنیم.

و شما اكنون گمان مى‏برید كه براى ما ارثى نیست، آیا خواهان حكم جاهلیت هستید، و براى اهل یقین چه حكمى بالاتر از حكم خداوند است، آیا نمى‏دانید؟ در حالى كه براى شما همانند آفتاب درخشان روشن است، كه من دختر او هستم.

اى مسلمانان! آیا سزاوار است كه ارث پدرم را از من بگیرند، اى پسر ابى‏قحافه،آیا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببرى و من از ارث پدرم محروم باشم امر تازه و زشتى آوردى، آیا آگاهانه كتاب خدا را ترك كرده و پشت سر مى‏اندازید، آیا قرآن نمى‏گوید «سلیمان از داود ارث برد»، و در مورد خبر زكریا آنگاه كه گفت: «پروردگار مرا فرزندى عنایت فرما تا از من و خاندان یعقوب ارث برد»، و فرمود: «و خویشاوندان رحمى به یكدیگر سزاوارتر از دیگرانند»، و فرموده: «خداى تعالى به شما درباره فرزندان سفارش مى‏كند كه بهره پسر دو برابر دختر است»، و مى‏فرماید: «هنگامى كه مرگ یكى از شما فرارسد بر شما نوشته شده كه براى پدران و مادران و نزدیكان وصیت كنید، و این حكم حقّى است براى پرهیزگاران».

وَ زَعَمْتُمْ اَنْ لا حَظْوَةَ لی، وَ لا اَرِثُ مِنْ اَبی، وَ لا رَحِمَ بَیْنَنا، اَفَخَصَّكُمُ اللَّهُ بِایَةٍ اَخْرَجَ اَبی مِنْها؟ اَمْ هَلْ تَقُولُونَ: اِنَّ اَهْلَ مِلَّتَیْنِ لا یَتَوارَثانِ؟ اَوَ لَسْتُ اَنَا وَ اَبی مِنْ اَهْلِ مِلَّةٍ واحِدَةٍ؟ اَمْ اَنْتُمْ اَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْانِ وَ عُمُومِهِ مِنْ اَبی

وَابْنِ عَمّی؟ فَدُونَكَها مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً تَلْقاكَ یَوْمَ حَشْرِكَ.

فَنِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ، وَ الزَّعیمُ مُحَمَّدٌ، وَ الْمَوْعِدُ الْقِیامَةُ، وَ عِنْدَ السَّاعَةِ یَخْسِرُ الْمُبْطِلُونَ، وَ لا یَنْفَعُكُمْ اِذْ تَنْدِمُونَ، وَ لِكُلِّ نَبَأٍ مُسْتَقَرٌّ، وَ لَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتیهِ عَذابٌ یُخْزیهِ، وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقیمٌ.

و شما گمان مى‏برید كه مرا بهره‏اى نبوده و سهمى از ارث پدرم ندارم، آیا خداوند آیه‏اى به شما نازل كرده كه پدرم را از آن خارج ساخته؟ یا مى‏گوئید: اهل دو دین از یكدیگر ارث نمى‏برند؟ آیا من و پدرم را از اهل یك دین نمى‏دانید؟ و یا شما به عام و خاص قرآن از پدر و پسرعمویم آگاهترید؟ اینك این تو و این شتر، شترى مهارزده و رحل نهاده شده، برگیر و ببر، با تو در روز رستاخیز ملاقات خواهد كرد.

چه نیك داورى است خداوند، و نیكو دادخواهى است پیامبر، و چه نیكو وعده‏گاهى است قیامت، و در آن ساعت و آن روز اهل باطل زیان مى‏برند، و پشیمانى به شما سودى نمى‏رساند، و براى هرخبرى قرارگاهى است، پس خواهید دانست كه عذاب خواركننده بر سر چه كسى فرود خواهد آمد، و عذاب جاودانه كه را شامل مى‏شود.

 

ثم رمت بطرفها نحو الانصار، فقالت:

 آنگاه رو بسوى انصار كرده و فرمود:

حضرت فاطمه

 

یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَةَ الْاِسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی؟ اَما كانَ رَسُولُ‏اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَبی یَقُولُ: «اَلْمَرْءُ یُحْفَظُ فی وُلْدِهِ»، سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجْلانَ ذا اِهالَةٍ، وَ لَكُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ.

اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ؟ فَخَطْبٌ جَلیلٌ اِسْتَوْسَعَ وَ هْنُهُ، وَاسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَ انْفَتَقَ رَتْقُهُ، وَ اُظْلِمَتِ الْاَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ كُسِفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ انْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصیبَتِهِ، وَ اَكْدَتِ الْامالُ، وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ، وَ اُضیعَ الْحَریمُ، وَ اُزیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ.

فَتِلْكَ وَاللَّهِ النَّازِلَةُ الْكُبْرى وَ الْمُصیبَةُ الْعُظْمى، لامِثْلُها نازِلَةٌ، وَ لا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ اُعْلِنَ بِها، كِتابُ اللَّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ فی اَفْنِیَتِكُمْ، وَ فی مُمْساكُمْ وَ مُصْبِحِكُمْ، یَهْتِفُ فی اَفْنِیَتِكُمْ هُتافاً وَ صُراخاً وَ تِلاوَةً وَ اَلْحاناً، وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّ بِاَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ، حُكْمٌ فَصْلٌ وَ قَضاءٌ حَتْمٌ.

«وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللَّهُ الشَّاكِرینَ».

اى گروه نقباء، و اى بازوان ملت، اى حافظان اسلام، این ضعف و غفلت در مورد حق من و این سهل‏انگارى از دادخواهى من چرا؟ آیا پدرم پیامبر نمى‏فرمود: «حرمت هركس در فرزندان او حفظ مى‏شود»، چه بسرعت مرتكب این اعمال شدید، و چه با عجله این بز لاغر، آب از دهان و دماغ او فروریخت، در صورتى كه شما را طاقت و توان بر آنچه در راه آن مى‏كوشیم هست، و نیرو براى حمایت من در این مطالبه و قصدم مى‏باشد.

آیا مى‏گوئید محمد صلى اللَّه علیه و آله بدرود حیات گفت، این مصیبتى است بزرگ و در نهایت وسعت، شكاف آن بسیار، و درز دوخته آن شكافته، و زمین در غیاب او سراسر تاریك گردید، و ستارگان بى‏فروغ، و آرزوها به ناامیدى گرائید، كوهها از جاى فروریخت، حرمتها پایمال شد، و احترامى براى كسى پس از وفات او باقى نماند.

بخدا سوگند كه این مصیبت بزرگتر و بلیّه عظیم‏تر است، كه همچون آن مصیبتى نبوده و بلاى جانگدازى در این دنیا به پایه آن نمى‏رسد، كتاب خدا آن را آشكار كرده است، كتاب خدایى كه در خانه‏هایتان، و در مجالس شبانه و روزانه‏تان، آرام و بلند، و با تلاوت و خوانندگى آن را مى‏خوانید، این بلائى است كه پیش از این به انبیاء و فرستاده شدگان وارد شده است، حكمى است حتمى، و قضائى است قطعى، خداوند مى‏فرماید:

محمد پیامبرى است كه پیش از وى پیامبران دیگرى درگذشتند، پس اگر او بمیرد و یا كشته گردد به عقب برمى‏گردید، و آنكس كه به عقب برگردد بخدا زیانى نمى‏رساند، و خدا شكركنندگان را پاداش خواهد داد».

پس خلافت را بگیرید، ولى بدانید كه پشت این شتر خلافت زخم است، و پاى آن سوراخ و تاول‏دار، عار و ننگش باقى و نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد، و به آتش شعله‏ور خدا كه بر قلبها احاطه مى‏یابد متصل است. آنچه مى‏كنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنانكه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه به كدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت،

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 12:2  توسط حسین  | 

خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (1)

خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

حضرت فاطمه

خطبتها علیهاالسلام بعد غصب الفدك

روى انّه لمّا أجمع أبوبكر و عمر علی منع فاطمة علیهاالسلام فدكاً و بلغها ذلك،لاثت خمارها علی رأسها، و اشتملت بجلبابها، و أقبلت فی لمّة من حفدتها و نساء قومها، تطأ ذیولها، ما تخرم مشیتها مشیة رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله،حتّى دخلت علی أبی‏بكر، و هو فی حشد من المهاجرین و الانصار و غیر هم، فنیطت دونها ملاءة فجلست، ثم أنّت أنّة أجهش القوم لها بالبكاء، فارتجّ المجلس، ثم أمهلت هنیئة.

حتّى اذا سكن نشیج القوم و هدأت فورتهم، افتتحت الكلام بحمداللَّه و الثناء علیه و الصلاة علی رسوله، فعاد القوم فی بكائهم، فلمّا أمسكوا عادت فی كلامها فقالت علیهاالسلام:

خطبه آن حضرت بعد از غصب فدك

روایت شده: هنگامى كه ابوبكر و عمر تصمیم گرفتند فدك را از حضرت فاطمه علیهاالسلام بگیرند و این خبر به ایشان رسید، لباس به تن كرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتكاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالی كه چادرش به زمین كشیده مى‏شد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، بر ابوبكر كه در میان عده‏اى از مهاجرین و انصار و غیر آنان نشسته بود وارد شد، در این هنگام بین او و دیگران پرده‏اى آویختند، آنگاه ناله‏اى جانسوز از دل برآورد كه همه مردم بگریه افتادند و مجلس و مسجد به سختى به جنبش درآمد.

سپس لحظه‏اى سكوت كرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساكت شد و جوش و خروش ایشان آرام یافت، آنگاه كلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سكوت برقرار شد، كلام خویش را دنبال كرد و فرمود:

اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلی ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها، وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها، وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها، جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها، وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها، وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها.

وَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ، كَلِمَةٌ جَعَلَ الْاِخْلاصَ تَأْویلَها، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَها، وَ اَنارَ فِی التَّفَكُّرِ مَعْقُولَها، الْمُمْتَنِعُ عَنِ الْاَبْصارِ رُؤْیَتُهُ، وَ مِنَ الْاَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْاَوْهامِ كَیْفِیَّتُهُ.

اِبْتَدَعَ الْاَشْیاءَ لا مِنْ شَىْ‏ءٍ كانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَاَها بِلاَاحْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، كَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ وَ ذَرَأَها بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حاجَةٍ مِنْهُ اِلى تَكْوینِها، وَ لا فائِدَةٍ لَهُ فی تَصْویرِها، اِلاَّ تَثْبیتاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَنْبیهاً عَلی طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ وَ تَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ عَلی طاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقابَ عَلی مَعْصِیَتِهِ، ذِیادَةً لِعِبادِهِ مِنْ نِقْمَتِهِ وَ حِیاشَةً لَهُمْ اِلى جَنَّتِهِ.

حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شكر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شكر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از نعمتهاى فراوانى كه خلق فرمود و عطایاى گسترده‏اى كه اعطا كرد، و منّتهاى بى‏شمارى كه ارزانى داشت، كه شمارش از شمردن آنها عاجز، و نهایت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراك دورتر است، و مردمان را فراخواند، تا با شكرگزارى آنها نعمتها را زیاده گرداند، و با گستردگى آنها مردم را به سپاسگزارى خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به این نعمتها آنها را دو چندان كرد.

و گواهى مى‏دهم كه معبودى جز خداوند نیست و شریكى ندارد، كه این امر بزرگى است كه اخلاص را تأویل آن و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت، و در پیشگاه تفكر و اندیشه شناخت آن را آسان نمود، خداوندى كه چشم‏ها از دیدنش بازمانده، و زبانها از وصفش ناتوان، و اوهام و خیالات از درك او عاجز مى‏باشند. موجودات را خلق فرمود بدون آنكه از ماده‏اى موجود شوند، و آنها را پدید آورد بدون آنكه از قالبى تبعیّت كنند، آنها را به قدرت خویش ایجاد و به مشیّتش پدید آورد، بى‏آنكه در ساختن آنها نیازى داشته و در تصویرگرى آنها فائده‏اى برایش وجود داشته باشد، جز تثبیت حكمتش و آگاهى بر طاعتش، واظهار قدرت خود،و شناسائى راه عبودیت و گرامى داشت دعوتش، آنگاه بر طاعتش پاداش و بر معصیتش عقاب مقرر داشت، تا بندگانش را از نقمتش بازدارد و آنان را بسوى بهشتش رهنمون گردد.

هر هنگام كه شیطان سر برآورد یا اژدهائى از مشركین دهان بازكرد، پیامبر برادرش را در كام آن افكند، و او تا زمانى كه سرآنان را به زمین نمى‏كوفت و آتش آنها را به آب شمشیرش خاموش نمى‏كرد، باز نمى‏گشت، فرسوده از تلاش در راه خدا، كوشیده در امر او، نزدیك به پیامبر خدا، سرورى از اولیاء الهى، دامن به كمر بسته، نصیحت‏گر، تلاشگر، و كوشش‏كننده بود، و در راه خدا از ملامت ملامت‏كننده نمى‏هراسید.

وَ اَشْهَدُ اَنَّ اَبی‏مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ اَنْ اَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ اَنْ اِجْتَباهُ، وَ اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنْ اِبْتَعَثَهُ، اِذ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَكْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْاَهاویلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعالی بِمائِلِ الْاُمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْاُمُورِ.

اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزیمَةً عَلى اِمْضاءِ حُكْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقادیرِ رَحْمَتِهِ، فَرَأَى الْاُمَمَ فِرَقاً فی اَدْیانِها، عُكَّفاً عَلی نیرانِها، عابِدَةً لِاَوْثانِها، مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفانِها.

فَاَنارَ اللَّهُ بِاَبی‏مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ ظُلَمَها، وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها، وَ جَلى عَنِ الْاَبْصارِ غُمَمَها، وَ قامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدایَةِ، فَاَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوایَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعِمایَةِ، وَ هَداهُمْ اِلَى الدّینِ الْقَویمِ، وَ دَعاهُمْ اِلَى الطَّریقِ الْمُسْتَقیمِ.

ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ اِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ اخْتِیارٍ، وَ رَغْبَةٍ وَ ایثارٍ، فَمُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ مِنْ تَعَبِ هذِهِ الدَّارِ فی راحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلائِكَةِ الْاَبْرارِ وَ رِضْوانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِ، وَ مُجاوَرَةِ الْمَلِكِ الْجَبَّارِ، صَلَّى اللَّهُ عَلی أَبی نَبِیِّهِ وَ اَمینِهِ وَ خِیَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ صَفِیِّهِ، وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ رَحْمَةُاللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ.

و گواهى مى‏دهم كه پدرم محمّد بنده و فرستاده اوست، كه قبل از فرستاده شدن او را انتخاب، و قبل از برگزیدن نام پیامبرى بر او نهاد، و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت، آن هنگام كه مخلوقات در حجاب غیبت بوده، و در نهایت تاریكى‏ها بسر برده، و در سر حد عدم و نیستى قرار داشتند، او را برانگیخت بخاطر علمش به عواقب كارها، و احاطه‏اش به حوادث زمان، و شناسائى كاملش به وقوع مقدّرات.

او را برانگیخت تا امرش را كامل و حكم قطعى‏اش را امضا و مقدّراتش را اجرا نماید، و آن حضرت امّتها را دید كه در آئینهاى مختلفى قرار داشته، و در پیشگاه آتشهاى افروخته معتكف و بت‏هاى تراشیده شده را پرستنده، و خداوندى كه شناخت آن در فطرتشان قرار دارد را منكرند.

پس خداى بزرگ بوسیله پدرم محمد صلى اللَّه علیه و آله تاریكى‏هاى آن را روشن، و مشكلات قلبها را برطرف، و موانع رؤیت دیده‏ها را از میان برداشت، و با هدایت در میان مردم قیام كرده و آنان را از گمراهى رهانید، و بینایشان كرده،و ایشان را به دین استوار و محكم رهنمون شده، و به راه راست دعوت نمود.

حضرت فاطمه

تا هنگامى كه خداوند او را بسوى خود فراخواند، فراخواندنى از روى مهربانى و آزادى و رغبت و میل، پس آن حضرت از رنج این دنیا در آسایش بوده، و فرشتگان نیكوكار در گرداگرد او قرار داشته، و خشنودى پروردگار آمرزنده او را فراگرفته، و در جوار رحمت او قرار دارد، پس درود خدا بر پدرم، پیامبر و امینش و بهترین خلق و برگزیده‏اش باد، و سلام و رحمت و بركات الهى براو باد.

 

ثم التفت الى اهل المجلس و قالت:

آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام رو به مردم كرده و فرمود:

 

اَنْتُمْ عِبادَ اللَّهِ نُصُبُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَةُ دینِهِ وَ وَحْیِهِ، وَ اُمَناءُ اللَّهِ عَلى اَنْفُسِكُمْ، وَ بُلَغاؤُهُ اِلَى الْاُمَمِ، زَعیمُ حَقٍّ لَهُ فیكُمْ، وَ عَهْدٍ قَدَّمَهُ اِلَیْكُمْ، وَ بَقِیَّةٍ اِسْتَخْلَفَها عَلَیْكُمْ: كِتابُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ الْقُرْانُ الصَّادِقُ، و النُّورُ السَّاطِعُ وَ الضِّیاءُ اللاَّمِعُ، بَیِّنَةً بَصائِرُهُ، مُنْكَشِفَةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِیَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبِطَةً بِهِ اَشْیاعُهُ، قائِداً اِلَى الرِّضْوانِ اِتِّباعُهُ، مُؤَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اسْتِماعُهُ.

بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللَّهِ الْمُنَوَّرَةُ، وَ عَزائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ، وَ مَحارِمُهُ الْمُحَذَّرَةُ، وَ بَیِّناتُهُ الْجالِیَةُ، وَ بَراهینُهُ الْكافِیَةُ، وَ فَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَ شَرائِعُهُ الْمَكْتُوبَةُ.

 شما اى بندگان خدا پرچمداران امر و نهى او، و حاملان دین و وحى او، و امینهاى خدا بر یكدیگر، و مبلّغان او بسوى امّتهایید، زمامدار حق در میان  شما بوده، و پیمانى است كه از پیشاپیش بسوى شما فرستاده، و باقیمانده‏اى است كه براى شما باقى گذارده، و آن كتاب گویاى الهى و قرآن راستگو و نور فروزان و شعاع درخشان است، كه بیان و حجّتهاى آن روشن، اسرار باطنى آن آشكار، ظواهر آن جلوه‏گر مى‏باشد، پیروان آن مورد غبطه جهانیان بوده، و تبعیّت از او خشنودى الهى را باعث مى‏گردد، و شنیدن آن راه نجات است.

بوسیله آن مى‏توان به حجّتهاى نورانى الهى، و واجباتى كه تفسیر شده، و محرّماتى كه از ارتكاب آن منع گردیده، و نیز به گواهیهاى جلوه‏گرش و برهانهاى كافیش و فضائل پسندیده‏اش، و رخصتهاى بخشیده شده‏اش و قوانین واجبش دست یافت.

آنقدر درنگ نكردید كه این دل رمیده آرام گیرد، و كشیدن آن سهل گردد، پس آتش‏گیره‏ها را افروخته‏تر كرده، و به آتش دامن زدید تا آن را شعله‏ور سازید،و براى اجابت نداى شیطان، و براى خاموش كردن انوار دین روشن خدا، و از بین بردن سنن پیامبر برگزیده آماده بودید،

فَجَعَلَ اللَّهُ الْایمانَ تَطْهیراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزْقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلْاِخْلاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْییداً لِلدّینِ، وَ الْعَدْلَ تَنْسیقاً لِلْقُلُوبِ، وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ، وَ اِما مَتَنا اَماناً لِلْفُرْقَةِ، وَ الْجِهادَ عِزّاً لِلْاِسْلامِ، وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتیجابِ الْاَجْرِ.

وَ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلِحَةً لِلْعامَّةِ، وَ بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَةً مِنَ السَّخَطِ، وَ صِلَةَ الْاَرْحامِ مَنْساءً فِی الْعُمْرِ وَ مَنْماةً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصاصَ حِقْناً لِلدِّماءِ، وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْریضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَكائیلِ وَ الْمَوازینِ تَغْییراً لِلْبَخْسِ.

وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجاباً لِلْعِصْمَةِ، وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ اِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبوُبِیَّةِ.

فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اَطیعُوا اللَّهَ فیما اَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنَّهُ اِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.

پس خداى بزرگ ایمان را براى پاك كردن شما از شرك، و نماز را براى پاك نمودن شما از تكبّر، و زكات را براى تزكیه نفس و افزایش روزى، و روزه را براى تثبیت اخلاص، و حج را براى استحكام دین، و عدالت‏ورزى را براى التیام قلبها، و اطاعت ما خاندان را براى نظم یافتن دین و آیین، و امامتمان را براى رهایى از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى كمك در بدست آوردن پاداش قرار داد.

و امر به معروف را براى مصلحت جامعه، و نیكى به پدر و مادر را براى رهایى از غضب الهى، و صله ارحام را براى طولانى شدن عمر و افزایش جمعیت، و قصاص را وسیله حفظ خونها، و وفاى به نذر را براى در معرض مغفرت الهى قرار گرفتن، و دقت در كیل و وزن را براى رفع كم ‏فروشى مقرر فرمود.

و نهى از شرابخوارى را براى پاكیزگى از زشتى، و حرمت نسبت ناروا دادن را براى عدم دورى از رحمت الهى، و ترك دزدى را براى پاكدامنى قرار داد، و شرك را حرام كرد تا در یگانه ‏پرستى خالص شوند.

حضرت فاطمه

پس آنگونه كه شایسته است از خدا بترسید، و از دنیا نروید جز آنكه مسلمان باشید، و خدا را در آنچه بدان امر كرده و از آن بازداشته اطاعت نمائید، همانا كه فقط دانشمندان از خدا مى‏ترسند.

ثم قالت:

اَیُّهَا النَّاسُ! اِعْلَمُوا اَنّی فاطِمَةُ وَ اَبی‏مُحَمَّدٌ، اَقُولُ عَوْداً وَ بَدْءاً، وَ لا اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطاً، وَ لا اَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطاً، لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ.

فَاِنْ تَعْزُوهُ وَتَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ اَبی دُونَ نِسائِكُمْ،وَ اَخَا ابْنِ عَمّی دُونَ رِجالِكُمْ،

وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِىُّ اِلَیْهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ، فَبَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكینَ، ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَكْظامِهِمْ، داعِیاً اِلى سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِكْمَةِ و الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، یَجُفُّ الْاَصْنامَ وَ یَنْكُثُ الْهامَّ، حَتَّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَ لَّوُا الدُّبُرَ.

حَتَّى تَفَرََّى اللَّیْلُ عَنْ صُبْحِهِ، وَ اَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، و نَطَقَ زَعیمُ‏الدّینِ، وَ خَرَسَتْ شَقاشِقُ الشَّیاطینِ، وَ طاحَ وَ شیظُ النِّفاقِ، وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَ الشَّقاقِ، وَ فُهْتُمْ بِكَلِمَةِ الْاِخْلاصِ فی نَفَرٍ مِنَ الْبیضِ الْخِماصِ.

آنگاه فرمود:

اى مردم! بدانید كه من فاطمه و پدرم محمد است، آنچه ابتدا گویم در پایان نیز مى‏گویم، گفتارم غلط نبوده و ظلمى در آن نیست، پیامبرى از میان شما برانگیخته شد كه رنجهاى شما بر او گران آمده و دلسوز بر شما است، و بر مؤمنان مهربان و عطوف است.

پس اگر او را بشناسید مى‏دانید كه او در میان زنانتان پدر من بوده، و در میان مردانتان برادر پسر عموى من است.

چه نیكو بزرگوارى است آنكه من این نسبت را به او دارم، رسالت خود را با انذار انجام داد، از پرتگاه مشركان كناره‏گیرى كرده، شمشیر بر فرقشان نواخت، گلویشان را گرفته و با حكمت و پند و اندرز نیكو بسوى پروردگارشان دعوت نمود، بتها را نابود ساخته، و سر كینه‏توزان را مى‏شكند، تا جمعشان منهزم شده و از میدان گریختند.

تا آنگاه كه صبح روشن از پرده شب برآمد، و حق نقاب از چهره بركشید، زمامدار دین به سخن درآمد، و فریاد شیطانها خاموش گردید، خار نفاق از سر راه برداشته شد، و گره‏هاى كفر و تفرقه از هم گشوده گردید، و دهانهاى شما به كلمه اخلاص باز شد، در میان گروهى كه سپیدرو و شكم به پشت چسبیده بودند.

و آنگاه كه خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، علائم نفاق در شما ظاهر گشت، و جامه دین كهنه، و سكوت گمراهان شكسته، و پست رتبه‏گان با قدر و منزلت گردیده، و شتر نازپرورده اهل باطل به صدا درآمد، و در خانه‏هایتان بیامد، و شیطان سر خویش را از مخفى‏گاه خود بیرون آورد، و شما را فراخواند، مشاهده كرد پاسخگوى دعوت او هستید، و براى فریب خوردن آماده‏اید

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 0:1  توسط حسین  | 

به دنبال مزار مادر

به دنبال مزار مادر

حضرت فاطمه

بدون هیچ تردیدی پس از دفن شبانه و مخفیانه زهرا علیهاالسلام مزارش نیز پنهان داشته شد. اما چرا بایستی درشهر پیامبر مزار تنها دخترش که به فاصله کوتاهی از او به دیدار خدا شتافت مخفی بماند؟

چرا نباید آنگونه که شایسته مقام اوست انبوه مردم در عزای او و تشییع جنازه اش شرکت کنند و بر او نماز بگزارند و دفنش نمایند؟ آیا اینها بخاطر اجرای وصیت زهرا علیهاالسلام نبود؟

از این رو آن روزها کسی بدرستی جایگاه مزار فاطمه علیهاالسلام را نمی دانست و اگر کسی از علی علیه السلام سراغ مزار دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را می گرفت پاسخی جز سکوت درنمی یافت. سکوتی که در آن هزاران نکته اعتراض آمیز نهفته بود زیرا امام علی علیه السلام سعی در پنهان داشتن مزار زهرا علیهاالسلام داشت بدین خاطر جایگاه مزار فاطه را با زمین یکسان کرد آنگاه صورت هفت قبر  و یا چهل قبر در بقیع ترتیب داد و هنگامی که مردم به بقیع رفتند صورت چهل قبر را دیدند از این روشناخت مزار فاطمه علیهاالسلام بر آنان مشکل افتاد.

طبری در دلائل الامامه می نویسد آن روز صبح می خواستد زنها را ببرند که قبرها را نبش کنند و جنازه زهرا علیهاالسلام را از قبر بیرون آوردند و بر آن نماز بخوانند اما با تهدید حضرت علی علیه السلام منصرف شدند.

با این وجود در مورد مزار فاطمه زهرا علیهاالسلام چهار قول وجود دارد:

1- برخی مزار فاطمه آن حضرت را در بقیع می دانند از جمله اربلی در کشف الغمه و سید مرتضی در عیون المعجزات. اهل سنت نیز عموما بر این باورند آنان مزاری را که در کنار مزار چهار امام وجود دارد مزار فاطمه دختر رسول خدا می دانند.

2- برخی چون ابن سعد و ابن جوزی گویند فاطمه علیهاالسلام را در خانه عقیل دفن نموده اند.

3- برخی مزار ایشان را در روضه پیامبر می دانند.

4- عده ای گویند فاطمه علیهاالسلام را در خانه اش دفن نمودند که قرائن، روایات و اقوال زیادی این قول را تایید می کند که عبارتنداز:

1- سخن علی علیه السلام بر مزار فاطمه علیهاالسلام که پس از دفن او برخاست و رو به قبر پیامبر کرد و فرمود «السلام علیک یا رسول الله عنی و عن ابنتک النازلة فی جوارک » یعنی: سلام بر تو ای رسول خدا از من و از دخترت که در جوار تو فرود آمده.

و طبق نقل کلینی: «السلام علیک عنی و عن ابنتک و زائرک و البائنة فی الثری ببقعتک »یعنی: ای رسول خدا! از من و دخترت که به دیدار تو آمده و در کنارت زیر خاک آرمیده درود باد.

بعد از گذشت آن دوران خاص دیگر پنهان داشتن مزار دلیل خاص نداشت و از این رو فرزندان فاطمه علیهاالسلام یعنی حضرت امام جعفر صادق امام رضا و امام علی النقی (که درود خدا بر آنان باد) با صراحت فرمودند که مزار فاطمه علیهاالسلام درخانه اش می باشد و در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بخاک سپرده شده است

از هر دو عبارت کافی و نهج البلاغه چنین استفاده می شود که علی علیه السلام پس از دفن فاطمه علیهاالسلام رو به قبر پیامبر کرد. بنابراین معلوم می شود قبر شریف نبوی در پیش روی او بود، و اگر علی علیه السلام در بقیع بود بایستی رو به سوی قبر حضرت می کرد نه رو به قبر شریف پیامبر. دیگر اینکه به تصریح ذکر شده که فاطمه علیهاالسلام در جوار پیامبر و در کنار او به خاک سپرده شده است. چنانکه مردی بنام ابراهیم بن محمد همدانی نامه ای به امام علی النقی علیه السلام نوشت و از حضرت محل دفن فاطمه علیهاالسلام را سؤال کرد. امام در پاسخ وی نوشت او را کنار جدم رسول خدا بخاک سپردند.

2- شیخ صدوق ابن بابویه عالم بزرگ شیعه - متوفای 389 ه - گوید: برایم ثابت شده که فاطمه علیهاالسلام رادر خانه اش دفن نمودند، پس از آنکه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه علیهاالسلام در مسجد واقع شد. من سالی که به سفر حج رفتم در مدینه رو به سوی خانه فاطمه علیهاالسلام که از استوانه روبروی باب جبرئیل تا پشت حظیره مرقد نبوی است نمودم و در آنجا زیارت فاطمه علیهاالسلام را به جا آوردم.

گروهی دیگر از علماء نظیر علامه حلی و علامه مجلسی نیز معتقدند که فاطمه علیهاالسلام را درخانه اش دفن نمودند.

3- شیخ طوسی - متوفای 460 ق - گوید صحیح آن است که فاطمه علیهاالسلام در خانه اش یا روضه پیامبر دفن گردید، زیرا حدیث شریف پیامبر این مطلب را تایید می کند که فرمود: «ما بین قبری و منبری روضة من ریاض الجنه » بین قبر و منبرم باغی از گلشن های بهشت است.

در صورتی که مکان روضه را وسیعتر بدانیم قول شیخ طوسی نیز قابل قبول است و گرنه خانه فاطمه علیهاالسلام ما بین قبر و منبر پیامبر نبوده است بلکه پایین قبر پیامبر قرار داشته است.

4- به موجب روایتی که معتبرترین کتب شیعه نظیر اصول کافی، عیون اخبار الرضا، مناقب و دیگر کتابها آن را نقل کرده اند:مردی از حضرت رضا علیه السلام مکان قبر فاطمه علیهاالسلام را پرسید، حضرت فرمود: فاطمه علیهاالسلام را در خانه اش دفن نمودند بعد از آنکه بنی امیه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه علیهاالسلام در مسجد واقع شد.

همچنین مردی از امام جعفر صادق علیه السلام مکان مزار فاطمه علیهاالسلام را سؤال نمود حضرت فرمود: «در خانه اش دفن شد»

به تصریح ذکر شده که فاطمه علیهاالسلام در جوار پیامبر و در کنار او به خاک سپرده شده است. چنانکه مردی بنام ابراهیم بن محمد همدانی نامه ای به امام علی النقی علیه السلام نوشت و از حضرت محل دفن فاطمه علیهاالسلام را سؤال کرد. امام در پاسخ وی نوشت او را کنار جدم رسول خدا بخاک سپردند

بنابراین با توجه به دلائلی که ذکر شد جای تردید باقی نمی ماند که فاطمه زهرا علیهاالسلام در خانه اش دفن گردید بخصوص که ائمه علیهم السلام نیز این موضوع را با صراحت بیان فرموده اند و به یقین آن فرزندان گرامی بهتر جای قبر مادرشان را می دانند و اهل خانه از درون خانه بهتر خبر دارند.اگر فاطمه علیهاالسلام دستور ساختن تابوت را به اسماء می دهد نه برای این است که جسد او را می خواستند جابجا کنند بلکه بدین جهت است که چند تنی که بر او نماز می گزارند پیکرش را نبیند و اگر علی علیه السلام صورت قبرهای در بقیع بنا می کند بدان خاطر است تا مزارهای واقعی در آن مقطع خاص زمانی مخفی بماند و اگر با کسانی که قصد شکافتن آن قبرهای غیر واقعی را دارند به مقابله جدی برمی خیزد بدان خاطر است که اگر آن شبه قبرها شکافته شود بر آنان تردیدی نخواهد ماند که فاطمه علیهاالسلام در خانه اش به خاک سپرده شده و هر چند علی علیه السلام مزار فاطمه علیهاالسلام را با زمین یکسان قرار داده بود اما کنجاویها راز نهفته را آشکار می کرد. بعد از گذشت آن دوران خاص دیگر پنهان داشتن مزار دلیل خاص نداشت و از این رو فرزندان فاطمه علیهاالسلام یعنی حضرت امام جعفر صادق امام رضا و امام علی النقی (که درود خدا بر آنان باد) با صراحت فرمودند که مزار فاطمه علیهاالسلام در خانه اش می باشد و در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بخاک سپرده شده است.

اکنون تنها پاسخ به این سوال باقی است که مکان حجره فاطمه زهراء علیهاالسلام در مسجد نبوی کجاست؟

در پاسخ به این سوال مورخ کبیر اهل سنت شیخ محمود بن محمد النجار در کتابش «الدرة الثمینة فی اخبار المدینة» چنین می نویسد: قبر فاطمه رضی الله عنها در خانه اوست که عمر بن عبد العزیز آن را ضمیمه مسجد کرد خانه او امروز داخل مقصوره و پشت حجره پیامبر است و در آن محرابی قرار دارد. همچنین قبر پیامبر وسائر حجرات همسرانش در مسجد قرار دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 8:0  توسط حسین  | 

سیزده بدر پیشینه ای به قدمت تاریخ

سیزده بدر پیشینه ای به قدمت تاریخ


سیزده بدر سنتی قدیمی است که با نوروز پیوندی ناگسستنی دارد و با آن عجین شده است و با مطالعه تاریخ ایران معلوم می شود که این روز قدمتی دیرینه دارد. برپایی جشنها و آیینهای ویژه روز سیزدهم نوروز ریشه باستانی، تاریخی دارد و نقطه اوج ایام نوروزی است.

تاریخچه ی سیزده بدر

سيزده بدر

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که:

«جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند.»

اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.

علاوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است، بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست

تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

سيزده بدر

دلیل برگزاری سیزده‌بدر

سیزده‌بدر، سه دلیل شناخته‌شده دارد. یكی اینكه آخرین روز جشن‌های نوروزی است و همانگونه كه پیش از این گفته شد، سابقه‌ای دست كم چهار هزار ساله دارد. دلیل دوم در اینست كه در این روز عملاً نیمسال دوم زراعی آغاز می‌شده است. سومین دلیل چنین است كه سیزدهم فروردین، نخستین «تیشتر روز» سال است. در این روز، مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران‌آور و نوید‌بخش سال نیك، به كشتزارها و مزارع خود می‌رفته و در زمین تازه‌روییده و سرسبز و آكنده از انبوه گل‌ها و گیاهان صحرایی، به شادی و ترانه‌سرایی و پایكوبی می‌پرداخته‌اند و از گردآوری سبزه‌های صحرایی و پختن آش و خوراكی‌های ویژه غافل نمی‌شدند. به سخن دیگر، سیزده‌بدر از نسخه‌های جشن‌های تیرگان و آبریزگان است.

آیین های برگزاری سیزده بدر

از آیین های باستانی و عمومی سیزده بدر میتوان فال گوش ایستادن، فال گیری، گره زدن سبزه و گشودن آن، بخت گشایی و... را نام برد. علاوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است، بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

سيزده بدر

نحوست سیزده

ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست ؛ اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، بر خلاف اروپائیان و اعراب سیزده را شوم نمیدانسته اند و اتفاقا روز سیزده هر ماه برایشان روزی گرامی بوده است .ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی می خوانند و سیزدهمین روز ماه ، « تیر » نامیده می شود و « تیر » نام فرشته ای عزیز و نام ستاره ای بزرگ و نورانی و خجسته است. بنا براین سیزده نمی تواند نحس باشد.

ایرانیان قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 8:43  توسط حسین  | 

۱۲ فروردین روزنخستین حکومت الله است

۱۲ فروردین روزنخستین حکومت الله است


 30سال پیش مردم ایران با حضور در انتخاباتی بی نظیر، جمهوری اسلامی را به عنوان نظام حکومتی خود برگزیدند.روز دهم فروردین 58همه ی مردم ایران به پای صندوق های رای رفتند تابادادن رای «آری» یا«نه» نظرخود را نسبت به جمهوری اسلامی اظهار كنند.

دراین همه پرسی بیش از 98درصد شركت كنندگان رای مثبت دادند. نتیجه رای گیری روز دوازدهم فروردین اعلام شد و از آن پس این روز جمهوری اسلامی ایران شناخته شد. در این روز حکومتی شکل گرفت که شعار اصلی آن استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی بود.

12فروردین

پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت 12 فروردین 1358

نهال انقلاب اسلامی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت از سوی امام خمینی« قدس سره» زمینه ی مهمترین همه پرسی تاریخ ایران زمین جهت تعیین نوع حکومت در ایران فراهم شد.

روز دوازده فروردین، روز ظهور شخصیت واقعی مردم ایران، روز پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و روز تثبیت انقلاب اسلامی است که بی هیچ ریب و شکی زمینه ساز حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان خواهد بود.

این روز مقدس، این یوم الله پر برکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است که از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال  و آرزوهای حیوانی خود می دانند.

در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم یعنی 2/98 درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد.

این روز مقدس، این یوم الله پر برکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است که از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال  و آرزوهای حیوانی خود می دانند

در این روز پر برکت نظامی متولد شد که نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن های زیاد دیگرباره نه تنها در ایران اسلامی بلکه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حکومتی شکل گرفت که شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.

12فروردین

این عبارت ملکوتی که به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد کشیده شده بود، حکومتی را پایه ریزی کرد که عدالت اسلامی یکی از اهداف عالیه ی آن بود. در این شعار مقدس کلمه ی استقلال به عنوان نخستین هدف مطرح شده بود که رساننده ی این پیام به جهان و جهانیان بود که امت مسلمان ایران می خواهد «اراده ی ملی» خود را حاکم بر مقدرات خویش سازد تا بتواند از نفوذ و دخالت های بیگانگان رهایی یابد و چه زیبا و متین امام خمینی قدس سره فرموده است:

 «اگر استقلال کشور خودمان را تحصیل نکنیم سایر چیزها درست نخواهد شد.»

همه پرسی تاریخی

مردمی این گونه عاشق و با معرفت و بصیرت به شیوه های گوناگون سیاست بازی و نیرنگ های تبلیغاتی توجه نکردند نه فریب سلطنت شاه بدون حکومت را خوردند و نه به سوسیال دموکرات ها گردن نهادند و نه به جمهوری دموکراتیک خلق یا جمهوری دموکراتیک ملی اعتنا کردند حتی حاضر نشدند جمهوری دموکراتیک اسلامی را بپذیرند و یا به کلمه جمهوری اکتفا نمایند چون آنچه می خواستند در کلمه اسلام نهفته بود و این عنوان به تنهایی برایشان کامل و جامع بود حتی در آغاز قیام نمی گفتند جمهوری اسلامی بلکه برای استقرارحکومت اسلامی سینه های خود را سپر رگبار گلوله ها قرار دادند و این چنین بود که با وجود تمامی دسیسه های متعددی که منافقان داخلی و دگراندیشان بازگشته از غرب و دشمنان بیرونی به اجرا در آوردند مردم از ورای این امور به ظاهر ملی و دموکراتیک نیت های سوء و نیش های زهرآگین و چنگال های خون آشام آنان را مشاهده کردند و در پی این درک و شناخت آنان و رسوایی گروهک های گوناگون بود که در میان مخالفت ها و تبلیغات زیاد آنان که سنگ جمهوری دموکراتیک،جمهوری، سوسیال دموکراسی، مشروطه سلطنتی را بر سینه می زدند 2/98 % از مردم ایران به جمهوری اسلامی رأی دادند و شگفتی دیگری را برای ثبت در تاریخ رفراندوم های جهان ایجاد کردند و در ادامه نیز همان راه طولانی مقاومت و فداکاری را دنبال نمودند.

12فروردین

در ماجرای رفراندوم موضع گیری های چپ و راست واضح تر به چشم می خورد، لیبرال های دست راستی نظیر جبهه ملّی و دولت موقت صحبت از جمهوری دموکراتیک اسلامی می نمودند که گویا آنان می خواستند القاء کنند اسلام چیزی کم دارد و باید به آن عنوانی اضافه کرد! چپ های کمونیست و چپ های مسلمان شعار جمهوری دموکراتیک را مطرح کردند که در آن اثری از اسلام که مردم هزاران شهید برای آن داده اند، نبود و الگویی از کشورهای جمهوری های خلق کمونیستی است.اعتراضات آغاز می شود که باید رفراندوم تنها بر مبنای پاسخ آری یا نه به جمهوری اسلامی نبوده و تمام اشکال حکومتی به همه پرسی گذاشته شود و چون احساس کردند نظام مورد توجّه امام و مردم مسلمان به تصویب قاطع مردم خواهد رسید چریک های فدایی آن را تحریم کردند وچپ های مسلمان هیچ گونه حرکت تبلیغی در این راستا انجام ندادند. در میان این مخالفت ها و اشکال تراشی ها امام خمینی در هشتم یا نهم فروردین (29 یا 30 ربیع الثانی سال 1399 هـ.ق) در قم و در جمع اقشار گوناگون فرمودند: «در این قضیه رفراندوم که سرنوشت ایران را با او تعیین خواهیم کرد، همه باید رأی بدهید. شماها اگر برای خدا رأی بدهید، این حکومت اسلامی در اینجا مستقر خواهد شد.

بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، روز 12 فروردین را از بزرگ ترین عیدهای ملت ایران بر شمردند

من توصیه می کنم که همان طوری که خودم به جمهوری اسلامی رأی می دهم... تقاضا می کنم از شماها که به جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد رأی بدهید...» این که بر جمهوری اسلامی تأکید شده بود، صرفاً تکیه بر نام نبود بلکه محتوای آن اهمیت داشت و آن همان اسلام راستین خالص مبتنی بر ولایت فقیه و با شعار نه شرقی و نه غربی که هم اکنون در سطح جهان شناخته شده و مورد توجّه مسلمان ها و محرومان جهان قرار گرفته است این همه که منجر به برقراری نظام جمهوری اسلامی گردید در حقیقت بزرگترین تحوّل در تاریخ ایران پس از انقلاب افتخار آفرین 22 بهمن 1357 می باشد.

12فروردین

عید مذهبی و ملی

پس از برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی ضمن تشکر از مردم، ضمن اعلام جمهوری اسلامی در فرازی از بیانات خود فرمودند: «صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت اللّه است از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملّی ماست. ملّت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگاه دارند روزی که کنگره های قصر 2500 سال حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جای آن نشست.»

بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، روز 12 فروردین را از بزرگ ترین عیدهای ملت ایران بر شمردند. انتخاب واژه «عید» برای روز بزرگی چون دوازدهم فروردین، سزاوار و منطقی است؛ زیرا عید روزی است که انسان در آن احساس مجد و غرور و سربلندی کند. از این رو، دوازدهم فروردین از عیدهای بزرگ تاریخ پس از پیروزی انقلاب شکوه مند اسلامی ایران و روز غرور و سربلندی ملت مسلمان ایران است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 12:41  توسط حسین  | 

علائم ظهور، شرایط ظهور

علائم ظهور، شرایط ظهور

ظهور


مصداق‌یابی یا مصداق‌شناسی و فرق آن با مصداق‌سازی

در دوره نزدیک به ما یا یک دهه گذشته، مصداق‌یابی‌های زیادی درباره شخصیّت‌های ظهور انجام شده است .

بر اساس اطّلاعات موجود در سایت‌های اینترنتی، در سال 1999 م. با روی کار آمدن عبدالله دوم، به عنوان جانشین ملک حسین شاه اردن، یکی از نویسندگان سعودی کتابی را با نام «السفیانی الاردنی یغزو الکعبه» نوشته و در آن به بررسی شباهت‌های سفیانی موجود در روایات ظهور و عبدالله دوم پرداخته و در نهایت اثبات نموده که وی همان سفیانی روایات است.

همچنین در این راستا عدّه‌ای نیز دست به مصداق‌یابی و معرفی صدّام به عنوان سفیانی در سال‌های 2000 تا 2003 م. زدند و دعوای بین سایت‌های عربی مبنی بر اثبات یا عدم اثبات سفیانی با شخصیّت‌های نام برده شده، آغاز شد و تالارهای گفت‌وگوی عربی زیادی به این موضوعات پرداختند. 

با وقوع حادثه 11 سپتامبر و حمله آمریکا به «افغانستان» عدّه‌ای از سایت‌ها نیز سعی کردند تا از بن لادن، شخصیّتی آخرالزّمانی بسازند و عدّه‌ای او را مهدی موعود! و عدّه‌ای دیگر او را یمانی معرفی کردند! فارغ از اینکه شخصیّت‌پردازی بن لادن توسط «سیا» و پس از سال‌ها مطالعه بر روی روایات و احادیث مسلمانان انجام گرفته بود و آمریکا و سیا سعی داشتند تا ضمن شخصیّت پردازی بن لادن و معرفی او به عنوان یک مسلمان مبارز و ضدّ آمریکایی که از منطقة شرق یا مشرق زمین ظهور کرده و نیز پنهان و مخفی بودن او تا سال‌های متمادی و نشر پیام‌های صوتی و تصویری او همراه با کلیپ‌های شورانگیز، افکار عمومی مسلمانان را از توجّه به موعود و منجی واقعی مسلمانان و شخصیّت‌های مثبت آخرالزّمان نظیر یمانی منحرف سازد و در همان حین جنگ‌های شدیدی را علیه شیعیان یمن و مسلمانان افغانستان و عراق راه بیندازد؛ در حالی كه خود غربی‌ها و سازمان‌های جاسوسی موساد و سیا در کوچه پس کوچه‌های عراق و یمن به دنبال امام زمان(عج) می‌گشتند و دست به کشتار بی‌رحمانه شیعیان می‌زدند، در همان حال تالارهای گفت‌وگوی عربی و سایت‌های متعدّد بن لادن را به عنوان مهدی و یمانی معرفی می‌نمودند.

اگر سعودی‌ها به دلایل تاریخی و دشمنی آل سعود با هاشمیان به خود حق می‌دهند که عبدالله دوم را سفیانی معرفی کنند، در مقابل می‌بیینم که اردنی‌ها نیز بیکار ننشسته و شاه خود و فرزندش را به استناد روایات و با دلایل متعدّد و داستان‌سرایی، به عنوان مهدی موعود معرفی می‌کنند. غافل از اینکه همة اینها تنها یک دام برای تضعیف جبهة داخلی مسلمانان و سوق دادن آنها به فرعیّات و منحرف نمودن آنها از اصل ماجرا بوده که همان تسلّط قدم به قدم غرب بر همة امور و شئون حیات مسلمانان، است

تا اینکه اخیراً اسناد منتشر شده سایت «ویکی لیکس» ثابت نمود که بن لادن مهره سیا و موساد بوده و برای پیشبرد اهداف آمریکا و صهیونیسم جهانی به ایفای نقش پرداخته و دلیل موجّهی را برای حمله به افغانستان و عراق و قانع ساختن افکار عمومی جهان در پیش پای غرب نهاده است و از سوی دیگر غرب با هدایت بن لادن و صدور فرمان‌های جهادی و ترور توسط وی، نسل‌کشی مسلمانان را به دست خودشان و نیز کشتار شیعیان عراق و یمن و سایر کشورهای اسلامی را آغاز نمود تا به زعم خود زمینه ظهور مسیح را در آخرالزّمان با نابودی جمعیت مسلمانان فراهم آورند. حتّی بسیاری از دستگیرشدگان «القاعده» در «گوانتانامو» نیز به تصوّر اینکه بن لادن همان مهدی موعود(عج) است که از مشرق زمین قیام می‌کند، به او پیوسته بودند و عدّه‌ای نیز با یمانی خواندن بن لادن و هدایتگر بودن پرچم او سینه خیز به افغانستان و گذر از کوه‌های پر برف آن شتافته بودند تا شاید با کشتار مسلمانان و شیعیان بی‌گناه در بازارها و مدارس و مساجد پاکستان و عراق و یمن و...، قطعه‌ای از بهشت را برای خود بخرند.

جنایت

این‌چنین است که غرب و سازمان‌های جاسوسی وابسته به آن بیش از یک دهه است که با اعتقادات مسلمانان بازی کرده و به راحتی کشتار مسلمانان را توسط خود آنان انجام می‌دهند و جالب‌تر این که به انواع مختلف با رایج کردن مصداق سازی در بین مسلمانان به اختلافات قومی و مذهبی آنها دامن می‌زنند.

باید دانست كه بسیاری از این علائم ظهور و بازیگران آن که در سایت‌های متعدّد وهّابی و خارجی(انگلیسی) معرفی شده‌اند، فی نفسه ساخته دست قدرت‌های فاسدند. آنها غافلند که علائم آخرالزّمانی جزیی از سیستم حفاظتی اسلام است. دلیل بر ساختگی بودن بن لادن همین بس که ترفندهای اسلام را نشناخته است .

در واقع علامات ظهور مانند زنگ خطری است که هرگاه کسی قصد دست‌کاری اسلام را داشته باشد، لاجرم باید یکی از علائم را به طور مصنوعی ایجاد کند، آن زمان است كه مسلمانان از قصد آنها با خبر خواهند شد. گاهی این مصداق‌سازی‌ها را می‌توان در سایت‌های انگلیسی زبان در خصوص منجی بودن شاه اردن مشاهده نمود. البتّه آنان که این مصداق‌سازی‌ها را رواج می‌دهند، همه تلاش خود را می‌کنند تا علائم همگی مطابق با نشانه‌‌های ظهور باشند و این امر تصادفی نیست؛ بلکه با مطالعه زیاد توسط سازمان‌های جاسوسی غرب صورت می‌گیرد و آنها به این ترتیب می‌خواهند یکی یکی خانه‌های پازل را که مربوط به خروج شخصیّت‌های ظهور است، پر کنند، ولی بسیاری از ما از این موضوع غافلیم كه خود یک تله است، برای انحراف ما از مباحث مهمّ مهدویّت و شناخت شخصیّت‌های حقیقی ظهور و بالاتر از آن، شناخت امام عصر(عج) و چه بسا همین مصداق‌سازی‌ها موجب اختلاف و دو دستگی در بین مسلمانان شده و زمینه درگیری‌ها و ایجاد کینه و کدورت‌ها در بین آنان می‌گردد تا جایی كه در نهایت عدم وحدت مسلمانان در لحظات و برهه‌های حسّاس که نیاز به اتّحاد و وحدت کلمه است، همین دشمنی‌ها موجب شکاف در بین صفوف آنان شده و پیروزی جبهة باطل را رقم می‌زند.

اگر سعودی‌ها به دلایل تاریخی و دشمنی آل سعود با هاشمیان به خود حق می‌دهند که عبدالله دوم را سفیانی معرفی کنند، در مقابل می‌بیینم که اردنی‌ها نیز بیکار ننشسته و شاه خود و فرزندش را به استناد روایات و با دلایل متعدّد و داستان‌سرایی، به عنوان مهدی موعود معرفی می‌کنند. غافل از اینکه همه اینها تنها یک دام برای تضعیف جبهه داخلی مسلمانان و سوق دادن آنها به فرعیّات و منحرف نمودن آنها از اصل ماجرا بوده که همان تسلّط قدم به قدم غرب بر همه امور و شئون حیات مسلمانان، است. نگاهی به صفحات اینترنتی گواه این موضوع است که ما چقدر ساده فریب این بازی غرب را خورده‌ایم و در مواردی نیز برای گمراه کردن ما، خود غربی‌ها دست به مصداق‌سازی‌هایی می‌زنند تا ما را قانع سازند که باید در این راه و برای آرمان‌ها و عقایدمان قدم برداریم.

غفلت موجب شده تا هدف اصلی که همان شناخت امام عصر(عج) و آمادگی فردی و اجتماعی است، فراموش گردد و برای مثال در برخی از این سایت‌ها مقاله‌ای در باب وظایف منتظران و ویژگی‌های امام و روایات مربوط به ایشان قابل مشاهده نیست.

این در حالی است که وظایف منتظران در روایات متعدّدی از حضرات معصومان(علیهم السلام) نقل شده و روشن است. وظیفه منتظران در عصر غیبت شناخت و معرفت امام و خودسازی فردی و اجتماعی و دعا برای ظهور و پرهیز از گناهان و کسب معارف، کسب علم و تقوا، شناخت دشمن و اطاعت از ولیّ فقیه و ولیّ امر مسلمانان است.

غرب و سازمان‌های جاسوسی وابسته به آن بیش از یک دهه است که با اعتقادات مسلمانان بازی کرده و به راحتی کشتار مسلمانان را توسط خود آنان انجام می‌دهند و جالب‌تر اینکه به انواع مختلف با رایج کردن مصداق سازی در بین مسلمانان به اختلافات قومی و مذهبی آنها دامن می‌زنند

شاید سؤال شود چگونه باید جریان حقّ و باطل را شناخت؛ در حالی كه نباید شخصیّت‌های آن را مصداق‌یابی کرد؛ در این خصوص مثالی از یک محقّق بزرگ شیعی سعودی دکتر محمّد السّاده می‌آوریم. وی در کتاب «شش ماه پایانی» و در تعداد زیادی از مقالات خود، با کنار هم قرار دادن روایات و احادیث ظهور، تمامی وقایع و جریان‌ها و پرچم‌های دوران ظهور را با بیانی ساده و شیوا معرفی کرده، بدون اینکه نامی از مصادیق این جریان‌ها بیاورد و می‌توان گفت: این نوع نوشته‌ها و مقالات می‌تواند کمک زیادی در درک و فهم روایات و شناخت امام عصر(عج) و شخصیّت‌های ظهور بنماید، بدون اینکه ذهن ما را متوجّه فرد خاصّی نموده، تمام مدّت با اعمال و رفتار وی مشغول نماید و فرصت تفکّر را از ما بگیرد. با خواندن مقالات دکتر محمّد السّاده به خوبی حرکت پرچم‌های مختلف و جریان حقّ و باطل در ذهن ما نقش می‌بندد و به خواننده این فرصت را می‌دهد تا با دقّت به اطراف خود توجّه کرده و به جای متمرکز شدن بر روی فردی خاص همه تحوّلات منطقه را در شناخت جریان حقّ و باطل زیر نظر بگیرد و به این ترتیب سریع‌تر و راحت‌تر به درک و فهم روایات و شناخت مصادیق ظهور نائل آید. دکتر محمّد السّاده در مقالات خود همواره شخصیّت‌های ظهور را با نام‌های اصلی آن، که در روایات آمده؛ نظیر سفیانی، یمانی، خراسانی و ... نام می‌برد و به جای تمرکز بر نام شخص و مدح یا تکفیر و لعن او، به حرکات، اعمال و رفتار او بر اساس روایات می‌پردازد و مسیر حرکت و جریان‌ها را به دقّت بررسی و بازگو می‌نماید.

و در خاتمه باید گفت:

به هیچ عنوان ما حقّ تعیین وقت نداریم، در مقابل تکلیف ما معرفت یافتن راجع به حضرت صاحب الزّمان(عج) و واقعه شریف ظهور و نشانه‌های ظهور است. تکلیف ما انتظار مثبت و مقدّس است و آماده کردن مردم؛ یعنی ایجاد آمادگی فردی و اجتماعی در مردم برای این واقعه و اصلاح‌گری. در مقابل، دیدار امام در تکلیف ما نیامده، کشف سرّ و اعلام سرّ و اعلام مصداق در تکلیف ما نیست. عجله کردن در واقعه، تکلیف ما نیست. تکلیف ما شناخت و درک مفاهیم روایات و شناخت جریان حقّ و باطل است و نه معرفی شخصیّت‌های آن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 1:40  توسط حسین  | 

نوروز در لابلای روایات

نوروز در لابلای روایات

نوروز در اسلام

عید نوروز یکی از سنتهای ملی و اعیاد ایرانیان است، که از دیرباز مورد توجه بوده و قوم ایرانی ارزش و اهمیت خاصی برای این عید قائل بوده است. اما برای کسانی که معتقدند همه چیز را باید از منتظر دین مورد بررسی و نفی و اثبات قرارداد، این پرسش مطرح است، که آیا دین اسلام و پیشوایان دین نسبت به این موضوع موضعگیری خاصی داشته اند یا خیر؟ آیا می توان از فنون دینی به چیزی دست یافت که دلالت بر تایید و یا رد این سنت ایرانی از سوی پیشوایان دین کند.

در مجموع می توان گفت که ما در متون روایی شیعه، در موضوع یادشده با دو دسته روایت روبرو هستیم;

دسته نخست، روایاتی که سنت ایرانی نوروز، در آنها مورد تایید قرار گرفته و «روزنوروز» مبارک قلمداد شده است. دسته دوم; روایاتی که این سنت را تایید نکرده و آن را سنتی خلاف اسلام شمرده اند.

در این نوشتار به نمونه هایی از دو دسته روایات اشاره می کنیم.

 

دسته اول روایات

معلی بن خنیس از امام صادق (علیه السلام)، روایتی را نقل کرده که در آن ضمن بزرگداشت نوروز، وقایع مختلف تاریخی بر نوروز منطبق شده است. متن روایت یاد شده از این قرار است:

... معلی بن خنیس گوید: در روز نوروز بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، ایشان فرمودند که آیا این روز را می شناسی؟

عرض کردم: فدایت گردم این روز، روزی است که غیر عربها (ایرانیان) آن را گرامی داشته و به یکدیگر هدیه می دهند، امام صادق علیه السلام فرمودند: قسم به خانه عتیقی که در مکه هست این(تعظیم و هدیه دادن) ریشه طولانی و قدیمی دارد و برای تو آن را توضیح می دهم تا از آن مطلع شوی، گفتم: ای آقای من چنانچه این مطلب را از تو بیاموزم برای من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است. حضرت فرمود: ای معلی! نوروز، روزی است که خداوند در آن از بندگان خویش میثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به فرستادگان و پیامبرانش و نیز ائمه هدی ایمان بیاورند. نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و باد در آن وزیدن گرفت و در آن روز درخشندگی زمین خلق شد. نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی کناره گرفت و نوروز روزی است که افرادی که از خانه های خود خارج شده و به آزمایش الهی از دنیا رفتند، مجددا به دنیا بازگشتند. در این نوروز است که جبرئیل بر پیامبر اکرم، صل الله علیه وآله، نازل شد و درست در همین روز است که پیامبر اسلام، حضرت علی را بر شانه خود گذاشت تا او بتهای قریش را از بیت الحرام پایین کشید و آنها را درهم شکست.

آنگونه که از حدیث فوق به دست آمد، روز نوروز پیوند عمیقی با مساله ولایت و رهبری مسلمانان دارد، از این روی شایسته است که عید نوروز را جشن ولایت دانسته و پیوسته در آن به یاد ظهور منجی عالم بشریت حضرت امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف، باشیم

نوروز روزی است که پیامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولایت مؤمنان با حضرت علی علیه السلام بیعت کنند و در همین نوروز بود که پیامبر، صل الله علیه وآله، علی، علیه السلام، را به سوی جنیان فرستاد برای او از آنان یعت بگیرد. نوروز روزی است که برای حضرت علی بیعت مجدد گرفته شد و نوروز روزی است که حضرت علی، علیه السلام، بر اهل نهروان پیروز شد و ذوالثدیه را کشت و نوروز روزی است که قائم ما در آن روز ظاهر می گردد و بالاخره نوروز روزی است که قائم ما در این روز بر دجال پیروز می شود و او را بر زباله دان کوفه آویزان می کند و هیچ نوروزی نیست مگر آنکه ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت، عجل الله تعالی فرجه الشریف، را داریم چرا که این روز، از روزهای ما و شیعیان ما است که عجم (ایرانیان) آنرا گرامی دشته ولی شما آنرا ضایع نمودید...

آنگونه که از حدیث فوق به دست آمد، روز نوروز پیوند عمیقی با مساله ولایت و رهبری مسلمانان دارد، از این روی شایسته است که عید نوروز را جشن ولایت دانسته و پیوسته در آن به یاد ظهور منجی عالم بشریت حضرت امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف، باشیم.

 

دسته دوم روایات

روایتی از حضرت امام موسی بن جعفر، علیه السلام، نقل شده که ظاهر آن دلالت بر عدم تایید سنت نوروز از سوی پیشوایان دارد. در این روایت چنین آمده است:

حکایت شده که منصور به سوی امام کاظم علیه السلام فرستاد تا در روز نوروز برای تهنیت جلوس کند و آنچه بسوی او حمل می شد، بگیرد. حضرت فرمود من اخبار جدم رسول خدا را بررسی کردم و در آنها برای این عید خبری نیافتم و این سنت ایرانیان است که اسلام آنرا محو کرده است و به خدا پناه می برم که چیزی را که اسلام محو کرده احیاء کنم. منصور در پاسخ گفت: ما این کار را برای اداره (سرگرمی) لشکریان انجام می دهیم و تو را به خدای بزرگ سوگند می دهم که در این مجلس بنشینی و آنگاه حضرت نشست.

بر این اساس روایت اخیر به احتمال بسیار قوی در مقام تقیه ای بیان شده و رد مشروعیت نوروز از سوی امام کاظم علیه السلام پوششی برای ردّ پیشنهاد حاکم ظالم و فرار از آثار و تبعات آن بوده است

مرحوم مجلسی در بحارالانوار روایت یادشده را مورد نقد و بررسی قرارداده و می فرماید:

«هذا الخبر مخالف لاخبار المعلی و یدل علی عدم اعتبار النیروز شرعا و اخبار المعلی اقوی سندا و اشهر بین الاصحاب؛ این خبر با اخبار معلی بن خنیس مخالفت داشته و دلالت بر بی اعتباری نوروز از جهت شرعی می کند، اما اخبار معلی از نظر سند قویتر بوده و در نزد اصحاب شهرت بیشتری دارد».

علاوه بر اینکه علما و فقهای بسیاری نوروز را تایید کرده اند. به عنوان نمونه احمدبن فهد الحلی می گوید: یوم النیروز یوم جلیل (القدر) و تعیینه من السنة غامض مع ان معرفته امر مهم من حیث انه تعلق به عبادة مطلوبة للشارع و الامتثال موقوف علی معرفته.

بر این اساس روایت اخیر به احتمال بسیار قوی در مقام تقیه ای بیان شده و  رد مشروعیت نوروز از سوی امام کاظم علیه السلام پوششی برای ردّ پیشنهاد حاکم ظالم و فرار از آثار و تبعات آن بوده است، چون تشکیلات نظامی سیاسی بنی عباس در اختیار ایرانیان بود، و علاقه ایرانیان نسبت به اهل بیت نیز بر کسی پوشیده نبود، و منصور می خواست با این پیشنهاد، هم خود را به اهل بیت نزدیک نشان دهد و هم آنان را همراه خود قلمداد کند. و با این تحلیل ممکن است قبول نهایی حضرت کاظم علیه السلام نیز برای جلوس عید شبیه قبول ولایت عهدی مامون از سوی حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و از روی اجبار و اکراه باشد.

بنابر این در نتیجه عید نوروز مورد تایید روایات متعددی است و روایت معتبری که بر بی اعتباری آن از نظر اسلام دلالت کند، وجود ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 21:24  توسط حسین  | 

هفت سین قرآنی و محمدی (صلی الله علیه و آله)

هفت سین قرآنی و محمدی (صلی الله علیه و آله)


تعبیر به «آل یاسین» به جای «الیاس» یا به خاطر این است که آل یاسین لغتی در واژه الیاس بوده و هر دو به یک معنی است و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.


هفت سین

الف: هفت سین قرآنی

1-سلام قولا من رب رحیم (یس/58)

«از جانب پروردگار [ی] مهربان [به آنان] سلام گفته می‌شود»

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که به هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف سر تا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده: «در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت‌های بهشتی هستند نوری بر بالای سر ایشان آشکار می‌شود؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است. پس ندایی بر می‌خیزد که «سلام بر شما ای بهشتیان» نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می‌کند که از همه چیز او غافل می‌شوند، و همه نعمت‌های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می‌سپارند.

2- سلام علی نوح فی العالمین (صافات/79)

«درود بر نوح در میان جهانیان»

چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه‌السلام، سلام می‌فرستد، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می‌ماند و تا دامنه قیامت گسترده می‌شود، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می‌شود، به خصوص اینکه لفظ «العالمین» معنای وسیعی دارد که نه تنها همه انسان‌ها، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در بر می‌گیرد.

3- سلام علی ابراهیم (صافات/109)

«درود بر ابراهیم»

در آیات پیش از این آیه، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پر استقامت بر حضرت ابراهیم، و جریان دستور ذبح اسماعیل – فرزند ایشان- و تسلیم بودن هر دوی آن‌ها بر این امر به میان آمده است که پس از یادآوری این قضایا، خداوند می‌فرماید: سلام بر ابراهیم [آن بنده مخلص و پاک باد.]

تعبیر به «آل یاسین» به جای «الیاس» یا به خاطر این است که آل یاسین لغتی در واژه الیاس بوده و هر دو به یک معنی است و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است

4- سلام علی موسی و هارون (صافات/140)

«درود بر موسی و هارون»

در آیات پیش از این آیه، خداوند ضمن آیاتی، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می‌فرماید:

- ما این دو برادر و قوم آن‌ها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم. (صافات/115)

- ما آن‌ها را یاری کردیم تا آن‌ها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند. (صافات/116)

- ما به آن دو، کتاب آشکار دادیم. (صافات/117)

- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم. (صافات/118)

- ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی و برقرار ساختیم. (صافات/119)

و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند بر آن دو سلام می‌رساند.

سلامی از ناحیه پروردگار بزرگ و مهربان.

سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

- سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

نوروز

5- سلام علی آل یاسین (صافات/130)

«درود بر پیروان الیاس»

خداوند می‌فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امت‌های بعد جاودان کردیم (صافات/129)

امت‌های دیگر، زحمات این انبیاء بزرگ (الیاس و سلاله او) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند کرد و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

تعبیر به «آل یاسین» به جای «الیاس» یا به خاطر این است که آل یاسین لغتی در واژه الیاس بوده و هر دو به یک معنی است و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

6- سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین (زمر/73)؛ «… سلام بر شما، خوش آمدید، در آن درآیید [و] جاودانه [بمانید.]

در این آیه، خداوند می‌فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می‌رسند، در حالی که درهای آن گشوده شده است، در این هنگام نگهبانان بهشت، آن ملائک رحمت به آن‌ها می‌گویند: سلام بر شما، گوارا باد این نعمت‌ها بر شما، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.

7- سلام هی حتی مطلع الفجر (قدر/5)

«[آن شب] تا دم صبح، صلح و سلام است.» این آیه، در توصیف شب قدر است. آن شبی است که قرآن در آن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‌شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می‌گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می‌گردند.

سرور مردم در سفر کسی است که به آنان خدمت می‌کند پس هر که در خدمت به هم‌سفران خود بر آنان پیشی گیرد هیچ کارشان به پای ارزش او نمی‌رسد مگر شهادت

ب: هفت سین محمدی صلی الله علیه و آله

1- السعید من اختارباقیه یدوم نعیم‌ها علی فانیه لا ینفد عذاب‌ها و قدم لما یقدم علیه مما هو فی یدیه قبل این یخلفه لمن یسعد بانفاقه و قد شقی هو به جمعه. (اعلام الدین، 345)

سعادتمند و خوشبخت کسی است که سرای باقی را که نعمتش پایدار است به سرای فانی که عذابش بی پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد برای سرایی که بدان جا خواهد رفت پیش فرستد قبل از آنکه آن‌ها را برای کسی گذارد که وی با انفاق آن خوشبخت شود ولی خود او با گرد آوردن آن بدبخت شده باشد.

2- السخی قریب من الله، قریب من الناس، قریب من الجنه، (بحارالانوار، ج 73)

سخاوتمند و بخشنده، هم به خداوند و هم به مردم و هم به بهشت نزدیک است.

3- السوال نصف العلم. کنزل العمال

سئوال کردن و پرسشگری نیمی از دانایی است.

4- السوق دار سهو و غفله فمن سبح فیها تسبیحه کتب الله له بها الف الف حسنه کنزل العمال

بازار سرای فراموشی و غفلت است لذا هر که در آنجا خدا را یک بار تسبیح گوید خداوند برایش هزار هزار حسنه می‌نویسد.

5- ساب المومن کالمشرف علی الهلکه کنز العمال

کسی که به مؤمنان ناسزا و دشنام می‌دهد، همچون کسی است که در معرض هلاکت است.

6- سموا اولادکم اسماء الانبیاء (مکارم الاخلاق، ص 474)

فرزندانتان را به نام انبیا بنامید

7- سید القوم فی السفرخادمهم فمن سبقهم به خدمه لم یسبقوه به عمل الا الشهاده کنز العمال

سرور مردم در سفر کسی است که به آنان خدمت می‌کند پس هر که در خدمت به هم‌سفران خود بر آنان پیشی گیرد هیچ کارشان به پای ارزش آن نمی‌رسد مگر شهادت.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 21:19  توسط حسین  | 

همه چیز راجع به حروف مقطعه در قرآن

همه چیز راجع به حروف مقطعه در قرآن


برخی از سوره ها باحروفی آغاز می شود که چون ناپیوسته قرائت می شود، به حروف مقطعه نام گذاری شده است. تبیین این حروف از آغاز تاریخ تفسیرتاکنون همواره توجه مفسران و قرآن پژوهان را به خود معطوف داشته و در تحلیل آن دو راه پیموده اند:

برخی این حروف را راز و رمزی میان خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) دانسته، از این رو آن را غیر قابل تفسیرمی دانند2 - گروه دیگری (که بیشتر آنها مفسران و قرآن شناسان هستند) برآنند که این حروف مانند سایر آیات اگر چه معرفت کنه آن میسور نیست، لیکن تفسیر پذیر است.


مقطعه

برخی از ویژگی های حروف مقطعه

1 - حروف مقطعه از مختصات قرآن است و در سایر کتاب های آسمانی مانند تورات و انجیل سابقه ندارد.

2 - این حروف اختصاص به سوره های مکی یا مدنی ندارد، زیرا در 27 سوره مکی و در دو سوره مدنی آمده است.

3 - حروف مقطعه اوایل سوره ها ، برخی یک حرفی است ، مانند : "ن" و "ق" و برخی دو حرفی مانند : "طس" ، "یس" ، "طه" و "حم" و برخی سه حرفی، مانند : "الم"، "الر" و "طسم" و برخی چهار حرفی مانند : "المص" و برخی پنج حرفی، مانند: "کهیعص" و "حم عسق".

4 - برخی از این حروف اصلا تکرار نشده است، مانند "ن" و "ق" ؛ بعضی دوبار تکرار شده ، مانند "ص" که در سوره "ص" به طور مستقل ذکر شده و در سوره اعراف جزو "المص" قرار گرفته ؛ برخی از آنها شش بار تکرار شده، مانند "الم" و بعضی از آنها هفت بار تکرار شده، مانند "حم" و آن سوره های هفتگانه به "حوا میم سبعه" موسوم است.

5 - حروف مقطعه پس از حذف مکررات آن ها چهارده حرف است.

6 - در 29 سوره ای که حروف مقطعه دارد، در آغاز یا متن آنها سخنی از وحی، نبوت و قرآن است و این یک مطلب مشترک بین این سوره ها می باشد.

7 - بین حروف مقطعه هر سوره با محتوای آن سوره ارتباط خاصی است. بر این اساس ، همه سوره هایی که با حروف مقطعه همگون آغاز می شود، در خطوط کلی مضامین نیز همگون است.

حروف مقطعه بر چه معنا و مفهومی دلالت دارد، آرا و احتمال های گوناگون ابراز شده که برخی از آنها عبارت است از :

أ) حروف مقطعه از متشابهاتی است که علم آن مخصوص خدا است و درک آن میسور غیر خدا نیست.

ب) حروف مقطعه هر سوره نام همان سوره است، چنان که سوره های "یس" و "طه" و "ص" و "ق" هر کدام به نام حروف مقطعه خود نام گذاری شده اند.

پ) حروف مقطعه نام های قرآن کریم است.

ت) هر یک از حروف مقطعه، علامت اختصاری و اشاره به اسمی از حسنای الهی و برخی نیز رمز و اشاره به نام پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است.

خداوند می خواهد بگوید که قرآن از جنس همین حروف الفبا است که روزمره با آن سر و کار دارید اما از آوردن مثل آن ناتوان هستید و نمی توانید مثل قرآن بیاورید، پس بفهمید که این کلام از ناحیه خداوند است.در بسیاری از سوره ها ، پس از حروف مقطعه ، آیه بعدی در مورد قرآن و نزول وحی است

ث) حروف مقطعه اجزای اسم اعظم الهی است و اگر به درستی و از روی بصیرت ترکیب شود، اسم اعظم ظهور می کند. اسم اعظم نامی است که با آن می توان در جهان هستی، تصرف کرد و انسان های عادی به معرفت آن دسترسی ندارند.

ج) حروف مقطعه سوگندهایی است که خداوند یاد کرده بر این که قرآن، کلام و کتاب اوست. سر سوگند به این حروف آن است که حروف الفبا دارای شرافت و حرمت است.

چ) این حروف براساس حساب ابجد اشاراتی است به مدت بقای اقوام و امت ها و اجل آنها و نعمت ها و بلاها ، چنان که در روایات آمده است که "المص" ناظر به انقراض دولت اموی است.

خ) حروف مقطعه برای مرز بندی بین سوره ها و نشانه انقضای سوره قبلی و شروع سوره بعدی است.

ق) این حروف به منزله خلاصه و پیام اجمالی محتوای سوره است.

د) حروف مقطعه مقدمه و کلید سوره ها است.

ذ) سوره های دارای حروف مقطعه مشترک ، در مضامین و سیاق نیز با یکدیگر مشابه و متناسب است و این تشابه ویژه میان سوره های مزبور با سایر سوره ها وجود ندارد.

ر) حروف مقطعه رمز و سری بین خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) است و مقصد از آن افهام دیگران نیست.

ز) خداوند می خواهد بگوید که قرآن از جنس همین حروف الفبا است که روزمره با آن سر و کار دارید اما از آوردن مثل آن ناتوان هستید و نمی توانید مثل قرآن بیاورید، پس بفهمید که این کلام از ناحیه خداوند است.در بسیاری از سوره ها ، پس از حروف مقطعه ، آیه بعدی در مورد قرآن و نزول وحی است.

 

آیا حروف مقطعه در قرآن با محتوای سوره‏هایی که با این حروف آغاز شده ربط دارد؟

در مورد حروف مقطعه در قرآن تفسیرها و تأویل‏های متعددی شده است، که از جمله آن این است که آن حروف در آن سوره غلبه دارد. مفسرانی همانند "زرکشی" در "البرهان فی علوم القرآن" ج 1، ص 169، و "علامه طباطبایی در المیزان" ج 18، ص 8، گفته‏اند حروف مقطعه در آغاز هر سوره گویای این حقیقت است که فراوانی آن حرف یا حروف در آن سوره از دیگر حروف بیش تر است.( بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن، ح 1، ص 926)

برخی از این حروف اصلا تکرار نشده است، مانند "ن" و "ق" ؛ بعضی دوبار تکرار شده ، مانند "ص" که در سوره "ص" به طور مستقل ذکر شده و در سوره اعراف جزو "المص" قرار گرفته ؛ برخی از آنها شش بار تکرار شده، مانند "الم" و بعضی از آنها هفت بار تکرار شده، مانند "حم" و آن سوره های هفتگانه به "حوا میم سبعه" موسوم است

معنای حروف مقطعه در قرآن چیست؟

درباره کلمات مقطعه اوائل برخی سوره‏ها مانند الم سؤال کردید، در پاسخ یادآور میشویم که درباره این کلمات نظرات مختلفی از مفسران عرضه شده است که برخی از آن نظرها را برایتان یادآور می شویم:

1 - این کلمات از متشابهاتی است که تأویل آنها را جز خدا نمیداند.

2 - اشاره به نامهای خداوند است مثلاً الم معنای آن این است که «انا اللَّه اعلم؛ منم خدایی که میدانم».

3 - آوردن این کلمات به این منظور است که نشان دهد قرآن مجید که همگان از آوردن آن، عاجز و ناتوان می باشند از همین حروف تهجی که تمام جملات و کلمات از آنها ساخته میشوند ساخته شده است .

بنابراین شما هم اگر میتوانید از این حروف چنین کلامها و جملاتی بسازید در حالی که نمی توانید مانند اینکه یک مهندس که نقشه جالبی برای ساختمان کشیده و آن نقشه را به طرز بدیعی پیاده کرده است میگوید این خانه از این آجر و گچ و سیمان و آهن درست شده است این مصالح در اختیار شما و همگان است اگر می توانید از این مصالح شما هم چنین خانه جالب با این نقشه‏ی زیبا و بدیع بسازید.

قول دیگری درباره کلمات هست که مرحوم علامه طباطبائی صاحب تفسیرالمیزان آن را برگزیده‏اند که این کلمات با محتوای سوره‏یی که در آغاز آن قرار گرفته‏اند ارتباط دارند و اینها رمزهایی هستند ما بین خدا و پیامبر.

ممکن است اینجا این سؤال مطرح شود که قرآن مجید برای تبیین به انسانها است و مگر خداوند از بندگانش باکی داشته تا رمزی با آنان سخن بگوید پاسخش این است که صحیح است قرآن مجید برای تبیین از طریق تفسیر پیامبر و امامان معصومین«علیهم السلام» صورت گیرد چنانکه خداوند می فرماید: «لتبین الناس ما نزل الیهم؛ تا برای آنان بیان کنی آنچه به سوی آنان نازل گشته است» بر این اساس اشکالی ندارد که برخی از آیات قرآن به خاطر مصالح مهم تری به صورت رمزی معانی را تفهیم کند مانند اینکه مردم به پیامبر و امامان«علیهم السلام» مراجعه کنند و از طریق آنان به فهم بیشتر و آگاهی وسیع تر درباره قرآن دست یابند و این راهی باشد برای مراجعه بیشتر مردم تا مسئله رهبری هر چه بیشتر و بهتر تحکیم یابد. آری معانی آیات قرآن مجید ابعادی دارد که برخی از آنها برای انسانهای دیگر نیز قابل وصول است ولی ابعادی از آن هم جز برای پیامبران و امامان قابل دست یافتن نیست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 14:10  توسط حسین  | 

سخنان مهم رهبری درباره انتخابات

سخنان مهم رهبری درباره انتخابات


رهبر معظم انقلاب: ملت، در روز جمعه سیلی سختی به چهره استکبار می زند
دیدار رهبر

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم و خانواده های معظم شهیدان و ایثارگران، حساسیت انتخابات روز جمعه را بیشتر از انتخابات دوره های قبل دانستند و با اشاره به اهمیت بسیار زیاد حضور گسترده مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، تأکید کردند: به لطف الهی، ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری از 22 بهمن ، به چهره استکبار خواهد زد و عزم و اراده مستحکم خود را به رخ دشمن خواهد کشید تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت، کاری از پیش نخواهد برد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات پرحجم و گسترده چندین ماهه رسانه های جبهه استکبار برای دلسرد کردن مردم از حضور در انتخابات مجلس افزودند: در همه دنیا، انتخابات پرشور، مظهر زنده بودن یک ملت و عزم و اراده راسخ آنان است، بنابراین در هر کشوری که حضور مردم در انتخابات گسترده باشد، نشانه هوشیاری ملت و همراهی آنان با نظام خود است.

دیدار رهبر

ایشان با اشاره به درصد پایین مشارکت مردم امریکا در دوره های مختلف انتخابات ریاست جمهوری در سالهای اخیر، خاطرنشان کردند: این میزان مشارکت، با حضور گسترده مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و همچنین انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و هدف تبلیغات پرحجم رسانه های جبهه استکبار نیز، گرفتن این حضور پرشور و گسترده از ملت ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آن چیزی که از لطف الهی احساس می کنم و احتمال قوی می دهم، این است که ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری به چهره استکبار خواهد زد.

ایشان با تأکید بر اینکه حضور در انتخابات، حقیقتاً ضربه ی محکمی به چهره استکبار است، افزودند: آنچه در انتخابات بسیار مهم است، حضور گسترده مردم است، زیرا هرچه حضور مردم بیشتر باشد، مجلسی تواناتر و شجاع تر و با پشتوانه محکم تشکیل خواهد شد و چنین مجلسی خواهد توانست  صدای آحاد مردم را با قدرت به گوش دنیا برساند

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: دلهای مردم و هدایت آنها به دست خداوند متعال است و هنگامی که دل ملت، مسئولان و دلسوزان کشور با خدا باشد، پروردگار نیز راه را باز و توفیق را نصیب خواهد کرد و به فضل الهی، این توفیق روز جمعه نصیب ملت ایران خواهد شد.

دیدار رهبر

ایشان با تأکید بر اینکه حضور در انتخابات، حقیقتاً ضربه ی محکمی به چهره استکبار است، افزودند: آنچه در انتخابات بسیار مهم است، حضور گسترده مردم است، زیرا هرچه حضور مردم بیشتر باشد، مجلسی تواناتر و شجاع تر و با پشتوانه محکم تشکیل خواهد شد و چنین مجلسی خواهد توانست  صدای آحاد مردم را با قدرت به گوش دنیا برساند.

 

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته در کنار مسئله حضور مردم، رأی به نامزدهای صالح نیز مهم است.

دیدار رهبر

حضرت آیت الله خامنه ای حساسیت انتخابات روز جمعه را بیشتر از انتخابات دوره های قبل ارزیابی و تأکید کردند: حساسیت این دوره از انتخابات به این علت است که جبهه استکبار همه تیرهای خود را بر ضد ملت ایران، خرج کرده و به تیرهای آخر رسیده است، بنابراین مردم باید بایستند و عزم و اراده خود را به رخ دشمن بکشند تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت نمی تواند مقاومت کند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات صریح و علنی سردمداران جبهه استکبار مبنی بر اعمال فشار و تحریم برای خسته و دلسرد کردن ملت ایران، افزودند: امریکا، غرب و صهیونیسم می خواهند مردم ایران را از حرکت در راهی که منجر به بیداری عمومی دنیای اسلام شده و به صورت یک الگو درآمده است، باز دارند و به ملتهای دیگر بگویند، ملت پیشرو ایران دلسرد شده و این الگو شکست خورده است.

دیدار رهبر

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اما عجیب است که بعد از گذشت بیش از 30 سال و حتی افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی، تبلیغاتی و امنیتی، ملت ایران، شاداب تر، زنده تر، با استقامت تر و مصمم تر از هر زمان دیگری است.

ایشان خاطرنشان کردند: راهپیمایی 22 بهمن امسال و حرکت عظیم مردم در پشتیبانی از نظام اسلامی، یک سیلی به صورت استکبار بود زیرا دشمنان ملت ایران آرزو دارند، گروهک هایی را به خیابان بیاورند تا بر ضد نظام اسلامی شعار دهند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تظاهرات مردم اروپا بر ضد دولتهای خود افزودند: خوابی که دشمن  برای ملت ایران دیده بود، اکنون برای خودشان تعبیر شده و این پیروزی ملت ایران است.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: ملت ایران، با وجود همه فشارها و حتی به شهادت رساندن دانشمندان جوان کشور، اجازه نداده است توطئه های جبهه استکبار به نتیجه برسد.

دیدار رهبر

ایشان در ارزیابی جامع از شرایط کشور خاطرنشان کردند: امروز ملت ایران در همه ابعاد، با یک نگاه راهبردی، در حال حرکت رو به جلو است و از هر زمان دیگری نیز مصمم تر و سرحال تر است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شادابی و نشاط نسل جوان کنونی افزودند: شهدا، که عموماً از نسل جوان بودند، اکنون به یک الگوی با عظمت برای جوانان و آحاد مردم تبدیل شده اند.

حضرت آیت الله خامنه ای با ذکر نمونه هایی از جوانان الگو در تاریخ اسلام بویژه حضرت امام حسن عسگری (ع) و حضرت امام جواد (ع)، خاطرنشان کردند: شهدا به عنوان الگوی نسل جوان و آحاد مردم، ناظر به سرنوشت و اعمال ملت ایران هستند و هر اقدام و حضوری که موجب حرکت پرشتاب تر در مسیر رو به جلو کشور شود، قطعاً موجب خرسندی روح امام بزرگوار و روح شهدا خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 2:25  توسط حسین  | 

رهبر معظم انقلاب در جمع دانشمندان هسته ای کشور

رهبر معظم انقلاب در جمع دانشمندان هسته ای کشور:
 ا
سلاح هسته ای قدرت آفرین نیست، ملت بزرگ ایران اقتدار متکی به سلاح هسته ای را خواهد شکست/ هدف جنجال آفرینی نظام سلطه متوقف کردن پیشرفت علمی ملت ایران است
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(چهارشنبه) در دیدار رئیس و مسئولان سازمان انرژی اتمی و جمعی از دانشمندان هسته ای کشور، بزرگترین دستاورد موفقیت ها و پیشرفتهای دانشمندان جوان در عرصه علم و فناوری هسته ای را، ایجاد احساس عزت نفس و عزت ملی در کشور و ارائه الگویی به ملتهای منطقه و جهان از توانایی یک ملت برای ایستادگی در مقابل فشارها، استقلال و توانایی شکستن انحصار علمی قدرتهای استکباری دانستند و تأکید کردند: ملت ایران هیچگاه به دنبال سلاح هسته ای نبوده و نخواهد بود و به دنیا نیز ثابت خواهد کرد که سلاح هسته ای اقتدار آفرین نیست بلکه یک ملت با اتکاء به استعدادها و ظرفیت های بالای انسانی و طبیعی خود، توانایی شکستن اقتدار متکی به سلاح هسته ای را دارد.
رهبر انقلاب اسلامی وجود نیروی انسانی کارآمد، هوشمند، دانشمند، خوش فکر و پرانگیزه در کشور را یکی از نعمت های الهی برشمردند و افزودند: اگر چه پیشرفتهای دانشمندان جوان در عرصه فناوری هسته ای ابعاد مختلفی دارد اما مهمترین بُعد آن، ایجاد احساس عزت ملی و عزت نفس در ملت ایران است.
حضرت آیت الله خامنه ای، ایجاد روحیه عزت نفس در کشور را مرهون انقلاب اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: برخلاف تبلیغاتی که تلاش دارد بگوید ملت ایران و جوانان این کشور، «نمی توانند»، اما هر پیشرفت و دستاورد بزرگ علمی، بشارت می دهد که ملت ایران «می تواند».
ایشان دستاوردهای علمی و فناوری هسته ای را مرتبط با منافع ملی و آینده کشور ارزیابی کردند و افزودند: چند کشوری که به ناحق و با انحصار علمی، خود را بر دنیا مسلط کرده و نام خود را نیز جامعه جهانی گذاشته اند، از شکسته شدن این انحصار علمی بوسیله ملتها هراسناک هستند و بخشی از جنجال آفرینی و هیاهوی آنها بر ضد ملت ایران نیز به همین دلیل است.
رهبر انقلاب اسلامی استفاده از علم برای زورگویی را بزرگترین جنایت بر ضد بشریت خواندند و تأکید کردند: اگر ملتها بتوانند بصورت مستقل در عرصه های هسته ای، هوا – فضا، فناوری، علمی و صنعتی به پیشرفت دست پیدا کنند، دیگر زمینه ای برای سلطه زورگویانه قدرتهای جهانی باقی نخواهد ماند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شکسته شدن انحصار علمی بوجود آمده بوسیله قدرتهای سلطه گر، در ایران، خاطرنشان کردند: باید با اتکاء به خداوند متعال و بدون توجه به جنجال ها مسیر پیشرفتهای علمی در عرصه های مختلف بویژه فناوری هسته ای با قدرت و جدیت ادامه پیدا کند.
ایشان هدف اصلی جنجال آفرینی قدرتهای سلطه گر را، متوقف کردن حرکت پیشرفت علمی ملت ایران برشمردند و افزودند: شکی وجود ندارد که دستگاههای تصمیم ساز و تصمیم گیر در کشورهای مقابل ما، به خوبی می دانند که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست، زیرا جمهوری اسلامی ایران، از لحاظ فکری، نظری و فقهی داشتن سلاح هسته ای را گناه بزرگ می داند و اعتقاد دارد نگهداری چنین سلاحی نیز بیهوده، پرضرر و پرخطر است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران می خواهد به دنیا ثابت کند که داشتن سلاح هسته ای قدرت آفرین نیست و اقتدار از سلاح هسته ای بدست نمی آید بلکه می توان اقتدار متکی به سلاح هسته ای را درهم شکست و ملت ایران، این کار را خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید براینکه فشار، تحریم، تهدید و ترور نتیجه ای نخواهد داشت و ملت ایران به مسیر پیشرفتهای علمی خود ادامه خواهد داد، افزودند: این فشارها و تحریم ها از یک جنبه نشانگر ضعف قدرتهای استکباری است و در مقابل، ملت ایران را مستحکم تر خواهد کرد زیرا ملت از عصبانیت دشمن متوجه می شوند که راه و هدف را درست انتخاب کرده اند و به آن ادامه خواهند داد.
ایشان موضوع هسته ای را نیز یک بهانه خواندند و خاطرنشان کردند: تحریم ها از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته است در حالیکه موضوع هسته ای، مربوط به چند سال اخیر است، بنابراین مشکل اصلی آنها ، ملتی است که تصمیم گرفته مستقل باشد، زیر بار ظلم نرود و ظالم را افشاء کند و این پیام را به همه ملتها نیز بدهد که این کار را انجام داده است و بیشتر هم انجام خواهد داد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: هنگامی که ملتی تصمیم می گیرد با توکل بر حمایتهای الهی و تکیه بر قدرت درونی خود بایستد، هیچ مانعی نمی تواند جلوی او را بگیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای دانشمندان هسته ای کشور را به بالا بردن همت ها و انگیزه ها در مسیر پیشرفت های علمی توصیه کردند و افزودند: موضوع صنعت هسته ای فقط موضوع استفاده از آن در بخشهای مختلف و ملی کشور نیست بلکه این حرکت به جوانها، دانشمندان و ملت ، عزم و تصمیم راسخ می بخشد زیرا ایستاده و پرانگیزه نگه داشتن ملت بسیار مهم است.
در ابتدای این دیدار آقای دکتر عباسی رئیس سازمان انرژی اتمی کشور، گزارشی از دستاوردهای جدید صنعت هسته ای و همچنین تلاشهای انجام گرفته برای بومی سازی این دانش و استفاده از آن در بخشهای پزشکی بویژه تولید رادیو دارو و مطالعات کشاورزی ارائه کرد.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 21:54  توسط حسین  | 

گزیده‌ای از بیانات رهبر معظّم انقلاب درباره وظایف مسئولان انتخابات

برداشت‌های جناحی نباید در انتخابات تاثیر بگذارد/ بی بند و باری مالی ممنوع

معیار عبارت است از مقررات و قانون. سلائق نباید دخالت کند. گرایش سیاسى، گرایش گروهى، گرایش جناحى نباید دخالت کند. سفارش و توصیه نباید دخالت کند. معیار بایستى بین خود و خدا،‌‌ همان معیار قانونى باشد.

خبرگزاری فارس: برداشت‌های جناحی نباید در انتخابات تاثیر بگذارد/ بی بند و باری مالی ممنوع  پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای، با انتشار گزیده‌ای از بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامى‌ پیرامون تبیین وظایف مسئولان انتخابات شامل دستگاه‌های دولتی، شورای نگهبان و مجریان،  تحت عنوان «انتخابات مجلس نهم ؛ وظیفه مسئولان و مجریان انتخابات» آورده‌است:

*برداشتهای جناحی نباید در انتخابات تاثیر بگذارد

ممکن است کاندیداهاى انتخابات، وابسته به جناحهاى مختلف سیاسى باشند، یا خواهند بود - ایرادى هم ندارد - ممکن است با هم تنافسهایى داشته باشند؛ اما هیچ مسؤولى از مسؤولان، به‌هیچ‌وجه نباید اجازه بدهد که برداشتهاى خطى، برداشتهاى جناحى و گرایشهاى گروهى، اندکى در این کار تأثیر بگذارد. این کار باید ان‌شاءاللَّه سالم و خالص و بدون اندکى خدشه انجام بگیرد؛ این است که مردم را دلگرم خواهد کرد.

بیانات در دیدار با وزیر و مسؤولان وزارت کشور و استانداران‌  ۱۳۷۰/۰۹/۲۷

 

* بی بند و باری مالی ممنوع!

مسؤولان وظیفه دارند که به شکایات اشخاص در هر مورد با کمال دقت و اهتمام رسیدگى کنند و اگر در گوشه‌یى از کشور به کسى ظلم شده باشد احقاق حق نمایند. همچنین مسؤولان ذیربط موظفند به گزارشهایى که حاکى از بى‌ملاحظگى در برخى از مخارج تبلیغاتى است با دقت رسیدگى کنند و اگر کسانى خداى نخواسته در مصرف پول براى تبلیغ و معرفى نامزد‌ها دچار بى بند و بارى و دست اندازى به بیت‌المال شده باشند، آنان را براى تعقیب قانونى به مراجع ذیربط معرفى کنند و نتایج اقدام خود را به این‌جانب گزارش دهند.

پیام تقدیر از ملت عظیم الشأن بخاطر حضور شکوه‌مند در انتخابات مجلس ۱۳۷۴/۱۲/۲۵

* باید معیار‌ها را درست فهمید

نظارت شوراى نگهبان در مسائل انتخابات، یکى از مهم‌ترین کارهائى است که انجام مى‌دهد؛ کار بسیار مهمى است، کار بسیار لازمى است. به جوسازى‌هائى که علیه این کار می‌شود، ابداً نباید اعتناء کرد. البته کار را باید درست انجام داد. به‌‌ همان اندازه که کار مهم است، به‌‌ همان اندازه سلامت کار مهم است. یعنى باید معیار‌ها را درست فهمید، و فقط بر اساس این معیار‌ها قبول کرد یا رد کرد. از این معیار‌ها نباید تخطى شود، کوتاهى هم نباید بشود، غفلت هم نباید بشود.

معیار عبارت است از مقررات و قانون. سلائق نباید دخالت کند. گرایش سیاسى، گرایش گروهى، گرایش جناحى نباید دخالت کند. سفارش و توصیه نباید دخالت کند. معیار بایستى بین خود و خدا،‌‌ همان معیار قانونى باشد.

بیانات در دیدار اعضاى شوراى نگهبان قانون اساسى و مسئولین بخشهاى نظارتى ۱۳۸۶/۰۴/۲۰

* مجلس جای فتنه‌گر‌ها نیست!

شما [اعضاى هیأت مرکزى نظارت بر انتخابات] به عنوان یک ابزار اطمینان، نگذارید که خداى ناکرده در این طریق اختلالى به وجود بیاید. اگر کسى فاسد است - فساد مالى، یا فسادهاى گوناگون اخلاقى، یا فساد عقیدتى و سیاسى - اگر کسى فتنه‌گرى مى‌کند، نظام را تضعیف مى‌کند و کارایى دستگاه‌ها را از آن‌ها مى‌گیرد - به تعبیر رسایى که بین مردم رایج است: چوب لاى چرخ دستگاه مى‌گذارد - واقعاً نمى‌تواند در آن تریبون به آن عظمت حضور پیدا کند؛ او نباید وارد مجلس بشود. آن کسانى که واقعاً رفتار و اعمال و گفتار آن‌ها حاکى از این است که براى خاطر هر انگیزه‌یى - یا به انگیزه‌هاى سیاسى، یا به انگیزه‌هاى شخصى و خصلتى - با نظام مقابله دارند، این‌ها نباید وارد مجلس بشوند؛ از این جهت بایستى خیلى رعایت کرد.

بیانات در دیدار با اعضاى هیأت مرکزى نظارت بر انتخابات چهارمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى‌  ۱۳۷۰/۱۲/۰۴

* شورای نگهبان حق مردم را ادا کند

شوراى نگهبان هم با کمال دقّت و امانت باید مراقب باشد که هیچ‌گونه تخلّفى در انتخابات نشود. حقّ مردم است که شوراى نگهبان نگذارد بدخواهان این ملت به قوّه مقنّنه راه پیدا کنند. شوراى نگهبان باید حقّ مردم را ادا کند و مانع شود از این‌که بدخواهان این ملت، بدخواهان این انقلاب، بدخواهان امام، وارد قوّه مقنّنه کشور امام شوند.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم‌  ۱۳۷۸/۱۱/۱۳

* مجریان انتخابات پایبندی خود به قانون را نشان دهند

هم مجریان، هم ناظران، باید پایبندى خودشان را به قانون نشان دهند. ملاک، قانون است؛ سلایق افراد ملاک نیست. آن قانونى که در مجلس شوراى اسلامى تصویب و در شوراى نگهبان تأیید شده است، براى همه معتبر و حجت است؛ چه کسى که آن قانون را مى‌پسندد، چه کسى که آن قانون را نمى‌پسندد. قانون تا قانون است، همه موظّفند به آن عمل کنند.

بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر  ۱۳۷۸/۱۰/۱۸

 

* بازخوانی آراء با امانت و دقت

دست‌اندرکاران انتخابات باید با هوشیارى تمام، کار خودشان را طورى به‌انجام برسانند که هیچ خدشه‌اى در کار آن‌ها وارد نشود؛ یعنى قانون را رعایت کنند. من، هم از وزارت کشور دفاع مى‌کنم، هم از شوراى نگهبان دفاع مى‌کنم؛ هر دو دست‌اندرکاران نظام اسلامى‌اند و هر کدام وظیفه‌اى دارند. وزارت کشور باید دقیقاً برطبق قانون عمل کند و نگذارد به آراءِ مردم خیانت شود. آراءِ مردم را تا آن‌جا که وسع و قدرت دارند، گردآورى کنند و با امانت و دقّت تمام، این آراءِ را بازخوانى کنند، تا نتیجه معلوم شود.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم‌ ۱۳۷۸/۱۱/۱۳

 

* هیچ چیز از قانون عزیز‌تر نیست

باید سعى کنند انتخابات سالم باشد؛ این به عهده‌ى مجریان است؛ چه مجریان در دولت و وزارت کشور، چه در دستگاه شوراى محترم نگهبان.

باید مراقبت کنند. هیچ چیزى از قانون بالا‌تر و عزیز‌تر نیست.

بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز ۱۹ دی ۱۳۹۰/۱۰/۱۹

 

* دستگاههاى دولتى نقش داور را ایفا کنند

دستگاههاى دولتى مراقب باشند که نقش داور را ایفا کنند. در یک بازى ورزشى داور نقش مشخّصى دارد. اگر هر یک از دو تیمى که با هم مسابقه مى‌دهند، پیروز شوند، در حقیقت داورى که خوب داورى کرده، پیروز شده است؛ اما اگر داور رفت سراغ یکى از دو تیم - رفت سراغ این جناح یا آن خط - چه آن تیم پیروز شود، چه شکست بخورد، داور شکست خورده است. دستگاههاى دولتى نقش داورى خود را حفظ کنند و مراقب باشند گرایش به این حزب و آن حزب و این جناح و آن خط پیدا نکنند. قانون را مخلصاً، خالصاً رعایت کنند؛ همه چیز درست خواهد بود؛ مردم هم قدرت انتخاب پیدا مى‌کنند. البته کسانى که به عنوان نامزد انتخابات به مردم معرفى مى‌شوند، معنایش این است که این‌ها صلاحیت دارند و این معرفى، امضاى صلاحیت اینهاست. دستگاه‌ها بایستى مراقب باشند که این امضاء بیهوده، خلاف و دروغ نباشد. این دروغ گفتن به مردم است؛ هم رد کردنِ آدم صالح، هم پذیرفتنِ آدم ناصالح؛ هر دو بد و هر دو خلاف است. دستگاه‌ها مراقب باشند که این خلاف‌ها انجام نگیرد.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم قم‌ در آستانه سالروز قیام ۱۹ دی  ۱۳۸۲/۱۰/۱۸

 

* فریب دشمن را نخورید!

مسئولان از توطئه‌ى دشمن در کار انتخابات غافل نشوند. آن کسانى هم که در انتخابات رأى نمى‌آورند، مواظب باشند آن کلاهى که بر سر رأى‌نیاوردگان سال ۸۸ رفت، بر سر آن‌ها نرود؛ فریب نخورند.

خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۳۹۰/۱۱/۱۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 1:17  توسط حسین  |